
محاصره و سقوط لویو در سال ۱۳۴۰ اولین اقدام نظامی بزرگ کازیمیر کبیر، پادشاه لهستان، برای تسلط بر گالیسیا (سرزمین سرخ) بود که در پی مرگ ناگهانی یوری دوم بولسلاو، آخرین پادشاه روس (روتنی) از سلسله روریکید-پیاست، در آوریل همان سال رخ داد. یوری دوم که اصالتاً لهستانی و از خاندان پیاست لهستان (پسر ترویدن یکم مازوویا) بود و در سن چهارده سالگی با توافق گدیمیناس دوک بزرگ لیتوانی و ووادیسواف یکم لهستان بر تخت نشسته بود، برای تقویت این سازش با یوفیمیا دختر گدیمیناس نامزد شده بود، اما سرانجام توسط پسران (بویارهای) ارتدوکس محلی که از نفوذ فزاینده لهستان و بوهم در دربارش ناراضی بودند، مسموم شد. از آنجا که او وارثی از خود به جای نگذاشته بود، مرگ وی بحران جانشینی در شاهزادهنشین قدرتمند گالیسیا-ولینیا را به دنبال داشت. کازیمیر سوم که از خویشاوندان نزدیک یوری دوم بود و بر اساس معاهدهای در سال ۱۳۳۸ ظاهراً جانشینی او را پیشنهاد کرده بود، با انگیزه حقوق موروثی، حفاظت از تجار و کلیساهای کاتولیک لهستانی که در شورشهای پس از مرگ یوری دوم در لویو هدف قرار گرفته بودند، و همچنین تمایل به توسعه قلمرو لهستان به سمت شرق، تصمیم به مداخله نظامی گرفت. او که در مرزهای غربی خود با پادشاهی بوهم و فرقه توتونیک به توافق و صلح دست یافته بود و از حمایت مجارستان و بیطرفی تاتارها نیز برخوردار بود، در ظرف چند روز پس از قتل یوری دوم، یک لشکرکشی اولیه سریع برای نجات بازرگانان و کاتولیکها ترتیب داد و سپس در ژوئن ۱۳۴۰ با یک ارتش بزرگتر به سمت پایتخت منطقه، شهر لویو (لمبرگ) حرکت کرد. نیروهای لهستانی موفق شدند شهر لویو را تصرف کرده و قلعه بلند (High Castle) واقع بر روی تپههای مشرف به شهر که یک استحکامات کلیدی دفاعی به شمار میرفت، به آتش بکشند و به شدت آسیب برسانند. اطلاعات جدیدتر تاریخی نشان میدهد که در همین بهار ۱۳۴۰، ویلیام دروگت پالاتین مجارستان نیز با لشکری قدرتمند از سوی کارول روبرت پادشاه مجارستان (متحد و خویشاوند کازیمیر) برای کمک به عملیات نظامی به منطقه گالیسیا وارد شد؛ بر اساس مستندات موجود، این لشکرکشی مجارستان بین اول تا هشت مه آغاز شده و پیش از یازدهم ژوئن همان سال به پایان رسیده است . با وجود موفقیت نظامی در تصرف شهر و تخریب قلعه، کازیمیر نتوانست کنترل کاملی بر کل منطقه گالیسیا برقرار کند، زیرا اشراف محلی (بویارها) به رهبری یک نجیبزاده با نفوذ به نام دمیترو ددکو که از نوادگان شاهزادگان گالیسیایی بود و قدرتی قابل توجه داشت، به مقاومت ادامه دادند. دمیترو ددکو که در منابع به عنوان ارباب روس (روتنی) شناخته میشود، محتمل است که پسر یوری یکم گالیسیا باشد و خود را از نوادگان شاهزادگان گالیسیایی معرفی میکرد و برخی محققان او را نیای خاندان استروژسکی میدانند . پس از چهار هفته درگیری، یک توافق موقت بین کازیمیر و دمیترو ددکو منعقد شد که بر اساس آن، اشراف محلی از جمله ددکو حاکمیت اسمی لهستان را پذیرفتند و به پادشاه لهستان قول خدمات و وفاداری دادند و در عوض کازیمیر به آنها قول حمایت و حفظ منافعشان را داد. این توافق به نوعی وضعیت دوگانگی در منطقه ایجاد کرد، به طوری که ددکو در گالیسیا حکومت میکرد و لیوبارتاس (برادر شوهر ددکو و شاهزاده لیتوانیایی که با دختر آندری یوریویچ ازدواج کرده بود) بر ولینیا حکمرانی میکرد، در حالی که کازیمیر عملاً نفوذی محدود و اسمی بر منطقه داشت . از مهمترین اسناد تاریخی این دوره، نامهای است که دمیترو ددکو در سال ۱۳۴۱ به ساکنان شهر تورون (تورن) در پروس نوشت و در آن خواستار احیای روابط اقتصادی و تجاری بین این شهر و گالیسیا شد . محاصره لویو در سال ۱۳۴۰ به هیچ وجه به معنای فتح قطعی گالیسیا توسط لهستان نبود، بلکه نخستین گام لهستان در یک کشمکش طولانی بر سر این منطقه بود و سرآغاز جنگهای گالیسیا-ولینیا (۱۳۹۲-۱۳۴۰) محسوب میشود. این اتحاد شکننده دوام چندانی نداشت و در زمستان همان سال (۱۳۴۰-۱۳۴۱)، نیروهای اردوی زرین (تاتارها) احتمالاً با حمایت لیتوانیاییها به دلیل کاهش خراج شاهزادهنشین گالیسیا به خان مغول، به لهستان یورش بردند و تا لوبلین پیشروی کردند که نشاندهنده تضعیف نفوذ لهستان در منطقه بود، اما دمیترو ددکو با مهارت سیاسی خود توانست لهستان، لیتوانی و تاتارها را در برابر یکدیگر قرار داده و استقلال عمل خود را تا حدود سال ۱۳۴۴ حفظ کند. در همین دوره، برای حذف مدعیان احتمالی جانشینی، یوفیمیا بیوه یوری دوم در زمستان ۱۳۴۲ در رودخانه ویستولا غرق شد . دمیترو ددکو تا حدود سال ۱۳۴۴ در منابع تاریخی دیده میشود و پس از مرگ او بود که درگیری مستقیم بین لهستان و لیتوانی از سر گرفته شد و سرانجام در سال ۱۳۴۴ معاهده صلحی منعقد گردید که بر اساس آن ولینیا به لیوبارتاس و گالیسیا به کازیمیر واگذار شد . با این حال، جنگ همچنان ادامه یافت و در مراحل بعدی، پس از نبرد استرژوا در سال ۱۳۴۸ که لیتوانیاییها از فرقه توتونیک شکست خوردند، لیوبارتاس بخش اعظم قلمرو خود را از دست داد. در سال ۱۳۵۱، لیوبارتاس توسط لویی مجارستان به اسارت گرفته شد اما در تابستان همان سال پس از توافق با کیستوتیس آزاد گردید . در نهایت، کازیمیر در سال ۱۳۴۹ پس از مرگ ددکو و با توافق با جانیبیگ خان اردوی زرین (در ازای پذیرفتن پرداخت خراج) موفق شد گالیسیا را به طور کامل تصرف کند . پس از مرگ کازیمیر در سال ۱۳۷۰، لیوبارتاس دوباره تمام ولینیا را تصرف کرد و بین سالهای ۱۳۷۰ تا ۱۳۸۷ گالیسیا تحت حاکمیت تاج مجارستان قرار داشت تا اینکه سرانجام در سال ۱۳۸۷، یادویگا ملکه لهستان (دختر لویی مجارستان) گالیسیا را برای همیشه به لهستان ضمیمه کرد و جنگهای گالیسیا-ولینیا با توافق استروو در سال ۱۳۹۲ به پایان رسید و منطقه بین لهستان (گالیسیا) و لیتوانی (ولینیا) تقسیم شد . بنابراین محاصره لویو در سال ۱۳۴۰ یک لشکرکشی بود که با یک پیروزی نظامی تاکتیکی همراه بود، اما از نظر استراتژیک تنها به یک توافق سیاسی موقت و شکننده منجر شد که پایهگذار دههها جنگ و کشمکش بر سر این منطقه مهم بود و در نهایت لهستان موفق شد با تصاحب سرزمینی به وسعت تقریبی ۵۲٬۰۰۰ کیلومتر مربع با ۲۰۰٬۰۰۰ سکنه، عنوان پادشاه لهستان و روس (روتنی) را به القاب خود بیفزاید .