ویرگول
ورودثبت نام
علیرضا مرادی
علیرضا مرادیدانشجوی ارشد تاریخ ایران اسلامی علاقه مند به همه ی ادوار تاریخ
علیرضا مرادی
علیرضا مرادی
خواندن ۳ دقیقه·۳ روز پیش

مرگ سیاه

بین سال‌های ۱۳۴۶ (یا ۱۳۴۷ شروع موج اروپایی) تا حدود ۱۳۵۳ میلادی، همه‌گیری‌ای روی داد که در تاریخ به «طاعون بزرگ» یا «مرگ سیاه» شناخته می‌شود و بخش بزرگی از اروپا، خاورمیانه و شمال آفریقا را دربرگرفت. برآوردهای مرگ و میر متفاوتند اما اجماع منابع مرجع این است که ده‌ها میلیون نفر در این دوره جان باختند و در بسیاری از مناطق اروپا بین حدود ۳۰ تا ۶۰ درصد جمعیت از بین رفتند — تأثیری که ساختارهای اقتصادی، اجتماعی و فکری قاره را عمیقاً دگرگون کرد.

نقطهٔ ورود معمولاً پذیرفته‌شده طاعون موج اروپایی، بنادر مدیترانه‌ای است. گزارش‌های معاصر و تحلیل منابع می‌گویند که شهر بندری کافّا (در کریمه، آن‌ زمان تحت نفوذ تجاری جنوایی‌ها) یکی از مراکز اولیهٔ ورود بود: محاصرهٔ کافّا توسط نیروهای مزدور مغولی که خود گرفتار طاعون شدند و فرار تجّار جنوایی با کشتی به سمت ایتالیا، به‌عنوان یکی از مسیرهای کلیدی واردکردن عامل بیماری به بنادر مدیترانه ثبت شده است (روایت مشهورِ پرت کردن اجساد آلوده به داخل شهر در منابع معاصر ذکر شده است؛ هرچند جزئیاتِ روایتِ منجنیق و جسد—‌بارها مورد بحثِ پژوهشی قرار گرفته و در برخی مقاله‌ها به‌عنوان گزارش تاریخی ثبت شده است).

در کنار مسیرهای حمل و نقل انسانی و دریایی، داده‌های اقلیمی و محیطی جدید نشان می‌دهند که تغییراتِ کوتاه‌مدت اقلیمی (از جمله تأثیراتِ آتشفشانی و نوساناتِ محصولات کشاورزی در میانهٔ دهه۱۳۴۰) احتمالاً به واردات انبوهِ غلات از مناطق دریای سیاه توسط بنادر ایتالیا منجر شد — و همراهِ غلات، جوندگان و کک‌ها نیز منتقل شدند.

درکِ علمی از میکروب یا کک برای مردمِ قرن چهاردهم وجود نداشت؛ بنابراین تفسیرها عمدتاً مذهبی، اخلاقی یا شعبده‌گرایانه بودند. در سطح مردم، سه واکنشِ هم‌زمان و عمده پدید آمد:

توبه و گرایش‌های مذهبی — گروه‌هایی مانند فلاژلانت‌ها خود را تنبیه می‌کردند و کلیسا محل پناه و تفسیرِ وقایع شد؛ اما از طرف دیگر مرگِ گستردهٔ کشیشان و ناتوانی نهادهای مذهبی در توقف بلایا، اعتبار فرهنگی و معنوی کلیسا را خدشه‌دار کرد.

خشونت و جستجوی مقصر — اقلیت‌ها از جمله یهودیان در بسیاری از مناطق متهم به مسموم‌کردن چاه‌ها یا توطئه شدند؛ این اتهامات در برخی شهرها به قتل‌عام‌ها و آوارگی انجامید.

واکنش نهادهای حکومتی و شهری ناهمگون بود: برخی شهرهای بندری مانند ونیز از روش‌هایی که بعدها «قرنطینه» نامیده شد بهره بردند و کشتی‌ها را برای دوره‌ای (مثلاً چهل روز) در لنگرگاه نگاه داشتند. اما نبود سیستم بهداشت عمومی، فقدان سازمان‌دهی پزشکی و از دست رفتن نیروی انسانی باعث شد اکثر اقدامات ناکافی یا موضعی باشند. کلیسا با تعداد زیادی از مردگان و کشته شدن روحانیون روبه‌رو شد؛ همین امر باعث کاهش توان کلیسا در فراهم‌آوردن مراقبت و تسلی گردید و در بلندمدت در تغییر باورهای دینی و فکری نقش داشت.

تلفات جمعیتیِ شدید نتایجِ ملموسی بر اقتصاد و ساختار اجتماعی گذاشت: کمبود نیروی کارِ کشاورزی و شهری باعث افزایش نسبی دستمزدها و تقویتِ موقعیتِ مزدبگیران شد؛ فشار بر نظام فئودالی افزایشی بود و در برخی مناطق تمرداتِ دهقانی یا مذاکرهٔ شرایطِ کاری رخ داد. بازارها و شبکه‌های تجاری دچار اختلال شدند، و تغییراتِ بلندمدت در مالکیت زمین و کار و درآمد آغاز شد.

از نظر فرهنگی و فکری، تردید در روایت‌های صرفاً الهی برای توضیحِ بلایا و تمرکز بیشتر بر مشاهده، ثبت رویداد و بعدها بررسی‌های علمی، زمینهٔ تحولات فکری‌ای را فراهم آورد که در نهایت به بخشی از زمینه‌های رنسانس و توسعهٔ پزشکی نوین کمک کرد. آثار ادبی و هنریِ آن دوره (مانند توصیفاتِ بوکاچیو و تصاویرِ گورهای دسته‌جمعی یا «رقص مرگ» در هنر) بازتابِ مستقیمِ تأثیراتِ روانیِ این فاجعه بر جامعه‌اند.

موجِ اولیهٔ ویرانگرِ ۱۳۴۶–۱۳۵۳ فروکش کرد اما پلاک طاعون به‌طور کامل ناپدید نشد؛ از قرن چهاردهم تا اوایل دورهٔ مدرن، طاعون به‌صورت موج‌هایی دوره‌ای بارها بازگشت (مثلاً طاعون‌های سده‌های بعدی در اروپا تا سدهٔ هجدهم و نوزدهم)، هرچند هیچ‌یک به وسعت ویرانگریِ موجِ اصلی نبود. پژوهش‌های ژنتیکی و تاریخی نشان می‌دهد که سویه‌ها و مسیرهای انتقال تغییر کردند و جمعیت‌هایی که جان سالم به در برده بودند در مواجهه با مراحل بعدی اندکی از مصونیتِ نوعی برخوردار شده بودند؛ ولی ساختار جمعیتی و اقتصادی اروپا دیگر هرگز به‌طور کامل به مدارِ پیشین بازنگشت.

طاعونقرون وسطیاروپاتاریخ
۴
۱
علیرضا مرادی
علیرضا مرادی
دانشجوی ارشد تاریخ ایران اسلامی علاقه مند به همه ی ادوار تاریخ
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید