
مجموعهای از لشکرکشیهای نظامی جمهوری روم به فرماندهی ژولیوس سزار در سالهای ۵۸ تا ۵۰ پیش از میلاد است که به فتح بخش عمدهای از سرزمین گال (تقریباً فرانسهٔ امروزی، بلژیک و بخشهایی از سوئیس و آلمان غربی) انجامید.
نبرد بیبراکت سال ۵۸ پیش از میلاد
نبرد بیبراکت نخستین نبرد بزرگ ژولیوس سزار در جنگهای گالی و نقطهٔ آغاز تثبیت قدرت نظامی او در گال بود. این نبرد در چارچوب مهاجرت گستردهٔ قبیلهٔ هلوتیها رخ داد. هلوتیها اتحادیهای قدرتمند از قبایل سلت بودند که در ناحیهٔ سوئیس امروزی زندگی میکردند. به دلیل فشار قبایل ژرمن از شرق، افزایش جمعیت و کمبود زمین کشاورزی، رهبران هلوتی تصمیم گرفتند سرزمین خود را ترک کرده و به غرب گال مهاجرت کنند.
این مهاجرت حدود ۳۰۰ هزار نفر (شامل زنان، کودکان و جنگجویان) را دربر میگرفت. مسیر انتخابی آنان از استان رومی گال ناربوننسیس عبور میکرد؛ منطقهای که امنیت آن برای روم حیاتی بود. سزار، که تازه به مقام فرمانداری گال رسیده بود، این حرکت را تهدیدی مستقیم برای منافع روم و نیز فرصتی سیاسی برای نمایش قدرت خود تلقی کرد.
تحرکات اولیه و تعقیب هلوتیها
پس از جلوگیری از عبور هلوتیها از مسیر رومی، آنان مسیر شمالیتری را انتخاب کردند. سزار با شش لژیون اصلی و چند نیروی کمکی، شروع به تعقیب مداوم کاروان هلوتیها کرد. این تعقیب چندین هفته طول کشید و به جنگی فرسایشی تبدیل شد.
هلوتیها در طول مسیر، بهطور منظم به غارت مناطق عبوری میپرداختند که این امر باعث نارضایتی قبایل متحد روم شد و به سزار مشروعیت بیشتری برای اقدام نظامی داد.
موقعیت جغرافیایی بیبراکت
بیبراکت شهری مستحکم و مرکز قبیلهٔ اِدوئیها (متحدان روم) بود که بر فراز تپهای بلند قرار داشت. نزدیکی این شهر به محل نبرد اهمیت لجستیکی داشت، زیرا سزار برای تأمین آذوقهٔ لژیونهایش به آن وابسته بود.
نبرد در دامنههای اطراف این تپه رخ داد؛ زمینی شیبدار که تأثیر مستقیمی بر آرایش نیروها و نتیجهٔ درگیری داشت.
آرایش نیروهای رومی
سزار لژیونهای خود را در سه خط کلاسیک رومی مستقر کرد:
لژیونهای باتجربهتر در خط مقدم
نیروهای تازهوارد در خطوط عقب
سوارهنظام در جناحها برای مقابله با حملات کناری
او عمداً در موضعی بالادست قرار گرفت تا از برتری ارتفاع استفاده کند؛ تصمیمی که نقش تعیینکنندهای در نتیجهٔ نبرد داشت.
آرایش و تاکتیک هلوتیها
هلوتیها به سبک سنتی سلتها جنگیدند:
تشکیل فالانکس متراکم سپردار
پیشروی تودهای و مستقیم
تکیه بر قدرت فیزیکی و ضربهٔ اولیه
هدف آنان شکستن خط مقدم رومیان در یک یورش سنگین بود. در مراحل بعدی نبرد، قبایل متحد هلوتیها از جناح وارد میدان شدند و وضعیت برای مدتی بهشدت به زیان روم تغییر کرد.
جریان نبرد
در آغاز، پرتاب سازمانیافتهٔ پیلا (نیزههای سنگین رومی) باعث شکستن سپرهای هلوتیها شد. بسیاری از نیزهها در سپرها فرو رفت و آنها را غیرقابل استفاده کرد؛ تاکتیکی که برتری فناوری نظامی روم را نشان میداد.
با این حال، فشار عددی هلوتیها باعث عقبنشینی نسبی لژیونها شد. در این نقطه، سزار شخصاً وارد عمل شد، نیروهای ذخیره را به خط مقدم آورد و با بازآرایی تاکتیکی سریع مانع فروپاشی جبهه شد.
درگیری تا ساعات پایانی روز ادامه یافت و به نبردی بسیار خونین و تنبهتن تبدیل شد. نهایتاً با فرسوده شدن نیروهای هلوتی و ناتوانی آنان در شکستن خطوط منظم رومی، موازنه به نفع روم تغییر کرد.
شکست نهایی هلوتیها
هلوتیها شبانه عقبنشینی کردند، اما سزار آنان را رها نکرد. پس از چند روز تعقیب، باقیماندهٔ نیروهای هلوتی تسلیم شدند. سزار آنان را مجبور کرد به سرزمین اصلی خود بازگردند تا بهعنوان سد انسانی در برابر ژرمنها عمل کنند.
نبرد با آریوویستوس سال ۵۸ پیش از میلاد
پس از شکست هلوتیها، ژولیوس سزار با تهدیدی بهمراتب خطرناکتر روبهرو شد: آریوویستوس، شاه و فرماندهٔ قبایل ژرمنِ سوئبی. آریوویستوس پیشتر به دعوت برخی قبایل گالی برای کمک نظامی وارد گال شده بود، اما بهتدریج خود به یک قدرت اشغالگر تبدیل شد. او با عبور گستردهٔ قبایل ژرمن از رود راین، تعادل جمعیتی و سیاسی گال را بر هم زد.
نکتهٔ مهم این است که آریوویستوس از سوی سنای روم بهعنوان «دوست مردم روم» به رسمیت شناخته شده بود؛ اقدامی که پیش از فرمانداری سزار صورت گرفته بود. بنابراین سزار ناچار بود اقدام نظامی خود را با توجیهی حقوقی و سیاسی همراه سازد تا متهم به جنگافروزی غیرقانونی نشود.
سزار ابتدا راه دیپلماسی تهدیدآمیز را در پیش گرفت. او از آریوویستوس خواست:
از آوردن قبایل ژرمن جدید به گال خودداری کند
اسیران گالی را آزاد سازد
استقلال قبایل متحد روم، بهویژه اِدوئیها، را به رسمیت بشناسد
آریوویستوس این خواستهها را رد کرد و با لحنی تحقیرآمیز اعلام نمود که روم هیچ حقی در امور گال ندارد. حتی در یکی از نشستهای دیپلماتیک، نیروهای ژرمن به کاروان رومی حمله کردند؛ اقدامی که عملاً پایان هرگونه مذاکره بود.
پیش از نبرد، ارتش روم دچار وحشت روانی شد. شهرت جنگجویان ژرمن به خشونت، جثهٔ بزرگ و جنگافزارهای سنگین، باعث تضعیف روحیهٔ لژیونها شد. برخی افسران رومی حتی درخواست انتقال یا استعفا کردند.
سزار در واکنشی حسابشده، سخنرانی شدیدی ایراد کرد و اعلام نمود که حتی اگر تنها لژیون دهم با او همراه شود، به نبرد خواهد رفت. این اقدام، هم اقتدار فرماندهی او را تثبیت کرد و هم روحیهٔ ارتش را بهطور کامل بازسازی نمود.محل نبرد در ناحیهای باز در دامنههای کوههای وُژ (شرق فرانسهٔ امروزی) قرار داشت. سزار برای جلوگیری از قطع خطوط تدارکاتی، اقدام به ساخت دو اردوگاه نظامی در نزدیکی مواضع ژرمنها کرد؛ مانوری مهندسیشده که توان لجستیکی روم را به نمایش گذاشت.
آریوویستوس تلاش کرد با مانورهای سوارهنظام و ایجاد تأخیر، رومیان را فرسوده کند، اما موفق به کشاندن آنان به نبرد نامطلوب نشد.
نیروهای آریوویستوس متشکل از چندین قبیلهٔ ژرمن بودند که هرکدام بهصورت مستقل اما هماهنگ میجنگیدند. آنان:
در ستونهای قبیلهای متراکم صفآرایی کردند
زنان و ارابهها را در عقب میدان قرار دادند تا مانع عقبنشینی شوند
بر حملهٔ مستقیم و شکستن روحیهٔ دشمن تکیه داشتند.
سزار لژیونها را به شکل سهگانهٔ خطی مستقر کرد، اما برخلاف نبرد بیبراکت، خود مستقیماً فرماندهی جناح راست را بر عهده گرفت؛ جایی که انتظار میرفت ضربهٔ اصلی وارد شود.
سوارهنظام در دو جناح قرار گرفت، اما نقش اصلی بر عهدهٔ پیادهنظام سنگین بود.
نبرد با پیشروی سریع ژرمنها آغاز شد. آنان با سرعت غیرمنتظرهای به خطوط رومی رسیدند، بهطوری که فرصت پرتاب کامل پیلا محدود شد و نبرد خیلی زود به درگیری تنبهتن تبدیل گردید.
در جناح چپ روم، فشار شدید ژرمنها باعث عقبنشینی خطرناک لژیونها شد. در این لحظهٔ بحرانی، پوبلیوس کراسوس (فرمانده سوارهنظام) بهصورت مستقل نیروهای ذخیره را وارد میدان کرد و تعادل را بازگرداند.
با تثبیت جناح چپ و پیشروی جناح راست به رهبری مستقیم سزار، صفوف ژرمنها شروع به فروپاشی کرد. نبود ساختار فرماندهی منسجم در ارتش ژرمن، در برابر انعطافپذیری رومیان، کاملاً آشکار شد.
پس از شکستن مرکز، نبرد به تعقیبی خونین تبدیل شد. ژرمنها به سمت رود راین عقب نشستند و بسیاری در هنگام عبور از رودخانه کشته یا غرق شدند. آریوویستوس خود بهسختی موفق به فرار شد.
نبرد آکسونا سال ۵۷ پیش از میلاد
پس از تثبیت نفوذ روم در جنوب و شرق گال، ژولیوس سزار با تهدید جدیدی از سمت شمال مواجه شد: قبایل بلژیک. این قبایل شامل نِرویها، آتوباتها، بلُوویها، و ادوئیهای شمالی بودند و به لحاظ نظامی شهرت داشتند به شجاعت، جثهٔ بزرگ و جنگهای جمعی شدید.
سزار با هدف جلوگیری از اتحاد قبایل شمالی و جلوگیری از تهدید مرزهای روم در منطقهٔ گال ناربوننسیس، تصمیم گرفت به این قبایل حمله کند و آنها را مجبور به تسلیم یا عقبنشینی نماید.
از نظر استراتژیک، شمال گال برای سزار اهمیت داشت:
تهدید مستقیم به مسیرهای تجاری رومی
امکان ایجاد پایگاه ژرمنی برای تجاوز به جنوب
ضرورت تثبیت اعتبار روم در دید قبایل متحد
سزار با شش لژیون روم و سوارهنظام متحدان خود (خصوصاً ادوئیها)، از جنوب به سمت شمال حرکت کرد. او مسیر رودخانه آکسونا (آوَن، Aisne) را برای پیشروی انتخاب کرد، زیرا رودخانه میتوانست مانعی طبیعی علیه نیروهای دشمن ایجاد کند و خطوط تدارکاتی رومی را تأمین نماید.
قبایل بلژیک در ابتدا با تاکتیک حملهٔ پراکنده و کمینهای متحرک تلاش کردند سزار را از مسیر اصلی منحرف کنند. آنان بهصورت گروههای کوچک حمله و عقبنشینی میکردند تا لژیونهای روم را خسته کنند.
لژیونها در سه خط کلاسیک قرار گرفتند، با خطوط جلو، وسط و عقب
سوارهنظام در جناحها، برای مقابله با حملات کناری و محافظت از اردوگاه
استفاده از مهندسی نظامی برای ساخت خندق و خاکریز در اردوگاهها، بهخصوص شبها
نیروهای بلژیک:
تشکیل صفوف گستردهٔ سپرهای بزرگ و حمله با نیزه و تبر
تقسیم نیرو به چند ستون قبیلهای مستقل که هر ستون تحت فرماندهی رهبر قبیله بود
تاکتیک حمله و عقبنشینی سریع برای خستگی دشمن
در مرحلهٔ ابتدایی، بلژیکها به سمت اردوگاههای رومی حمله کردند و تلاش کردند خطوط مقدم را بشکنند. سزار، با استفاده از تاکتیک پرتاب پیلا و حفظ فاصله بین خطوط، جلوی فشار اولیه را گرفت.
سپس، سزار ارتش خود را به شکل عمقدارتر بازآرایی کرد و با استفاده از سوارهنظام متحدان، جناح چپ بلژیک را مورد حمله قرار داد. این مانور باعث ایجاد آشفتگی در صفوف دشمن شد، زیرا ستونها نتوانستند با سرعت تغییر تاکتیک رومیان هماهنگ شوند.
در حالی که نیروهای بلژیک در جلو درگیر بودند، سزار با استفاده از ذخایر پیادهنظام، خط وسط خود را تقویت کرد و دشمن را از دو جناح مورد حمله قرار داد.
عدم یکپارچگی فرماندهی در ارتش بلژیک باعث شد که فشار اولیه نتواند خطوط رومی را شکسته و موقعیت آنها تثبیت شود
سوارهنظام رومی با حملهٔ متمرکز توانست چندین رهبر قبیله را از میدان خارج کند
حملات رومیان از جناحها باعث برهم خوردن نظم ستونهای دشمن شد.
بلژیکها مجبور به عقبنشینی شدند و به رودخانه آکسونا پناه بردند. با این حال، سزار برای جلوگیری از تعقیب خطرناک و درگیری طولانی، جنگ را خاتمه داد و به جای آن اردوگاههای خود را تحکیم کرد.
نبرد سابیس سال ۵۷ پیش از میلاد
نبرد سابیس یکی از مهمترین و خونینترین نبردهای ژولیوس سزار در جنگهای گالی بود. این نبرد میان رومیان به فرماندهی سزار و قبیلهٔ نِروییها (Nervii) رخ داد، یکی از سرسختترین قبایل بلژیک.
نِرویها به خاطر مقاومت تاریخیشان در برابر مهاجمان و ساختار اجتماعی محکم، دشمنی جدی برای روم بهشمار میرفتند. آنان به هیچ عنوان حاضر نبودند به سلطهٔ روم تن دهند و آماده بودند تا با حداکثر خشونت و شجاعت از سرزمین خود دفاع کنند.
سزار پیش از نبرد، نیروهای خود را به سمت رودخانه سابیس (Sambre) حرکت داد. او قصد داشت با عبور از رودخانه و ایجاد اردوگاه موقت، موقعیت استراتژیک مناسبی پیدا کند.
اما نِرویها از پیش برنامهریزی کرده بودند تا کمین ناگهانی ایجاد کنند:
آنان در جنگلهای اطراف اردوگاه روم مخفی شده بودند
با استفاده از تپهها و درختان، مسیرهای پیشروی روم را تحت کنترل گرفتند
حملهٔ اصلی را به محض ورود لژیونها به زمین باز انجام دادند
نیروهای رومی:
شش لژیون، با خط مقدم پیادهنظام سنگین، وسط و عقب
سوارهنظام در جناحها، اما محدود به دلیل پوشش جنگلی
مهندسی نظامی: ایجاد خاکریز و خندق در اردوگاه
نیروهای نِروی:
پنهان در جنگل در اطراف مسیر اصلی رومیها
تقسیم نیرو به چند دسته کوچک برای حمله از جهات مختلف
استفاده از غافلگیری به جای مقابلهٔ مستقیم
نبرد با حملهٔ ناگهانی نِرویها به اردوگاه در حال ساخت رومیان آغاز شد. رومیان ابتدا غافلگیر شدند:
ستونهای رومی در حال نظمدهی بودند
سوارهنظام نتوانست وارد عمل شود
حملهٔ گستردهٔ نیزهها و تبرهای نِروی باعث ایجاد آشفتگی شدید در خطوط مقدم شد
در این لحظه، وضعیت برای روم بحرانی شد و حتی برخی لژیونها در خطر فروپاشی قرار گرفتند.
سزار خود را به خط مقدم رساند و با آوردن نیروهای ذخیره و سازماندهی مجدد، جبههٔ میانی را مستحکم کرد
لژیونهای روم با استفاده از سپرهای بلند (scutum) و پرش پیلاها، خطوط نِروی را کند کردند
با ایجاد جریان منظم حمله و عقبنشینی هماهنگ، رومیان توانستند دشمن را در مکانهای محدود مهار کنند
شجاعت شخصی سزار و فرماندهانش باعث شد که حتی در شرایط ناامیدکننده، صفوف فروپاشیده دوباره سازماندهی شود
نِرویها به دلیل غلبهٔ تعداد رومیان و تکنیکهای انعطافپذیر آنان، آرام آرام عقب نشستند
در نهایت، تلفات سنگین برای نِروی ایجاد شد و آنان مجبور به عقبنشینی به جنگلهای داخلی شدند
نبرد دریایی با وِنتیها سال ۵۶ پیش از میلاد
تهدید جدیدی از سمت سواحل آرموریکا (Armorica)، شمال غرب فرانسهٔ امروزی، مواجه شد. این منطقه تحت کنترل قبایل ونتیها (Veneti) بود، قبیلهای که به مهارت دریانوردی و کنترل بنادر و مسیرهای تجاری در امتداد اقیانوس اطلس مشهور بود.
ونتیها به دلیل:
مخالفت با سلطهٔ روم
تسلط بر مسیرهای تجاری دریایی و قاچاق برده
اتحاد با دیگر قبایل مخالف روم
تهدیدی جدی برای امنیت سواحل گال ناربوننسیس و ارتباطات تجاری روم بودند.
سزار با هدف تضمین امنیت سواحل و محدود کردن تهدید اقتصادی و نظامی ونتیها، تصمیم گرفت نبرد دریایی علیه آنان راهاندازی کند. این نبرد اولین تجربهٔ جدی دریایی روم در جنگهای گالی بود و از نظر لجستیکی بسیار پیچیده تلقی میشد.
سزار دستور داد ۸۰ کشتی جنگی (biremes و triremes) برای مقابله با کشتیهای سنگین ونتی ساخته شود
پیادهنظام لژیونها برای حملهٔ ساحلی آماده شدند
با استفاده از تجربه مهندسان رومی، ابزارهای ویژهای برای قلاب انداختن و کشاندن کشتیهای دشمن ساخته شد.
نیروهای روم:
کشتیهای سبک و مانورپذیر برای پوشش و نفوذ
پیادهنظام مسلح آماده برای حملهٔ ساحلی
استفاده از قلاب و طناب برای مهار کشتیهای سنگین ونتی
نیروهای ونتی:
کشتیهای بلند و سنگین با بادبانهای بزرگ و مقاوم
خدمه ماهر در دریانوردی و تاکتیکهای دریایی سنتی
تمرکز بر استفاده از باد و جریانهای دریایی برای حفظ برتری
نبرد در سواحل بادگیر و پرموج آرموریکا آغاز شد:
کشتیهای ونتی به دلیل ارتفاع زیاد و بادبانهای محکم، تلاش کردند به رومیان نزدیک نشوند و از تیراندازی پیادهنظام جلوگیری کنند.
سزار با تاکتیک خلاقانه قلابهای بلند و طنابهای مهار، کشتیهای ونتی را به کنار کشید و خدمه را مجبور به نبرد تنبهتن روی کشتیها نمود.
پیادهنظام رومی از کشتیهای خود به ونتیها حمله کردند و با استفاده از شمشیر و نیزه برتری فیزیکی خود را نشان دادند.
هنگامی که کشتیهای ونتی به دلیل آسیب دیدن بادبانها و طنابها توان حرکت نداشتند، تسلیم شدند.
اکثر فرماندهان ونتی اسیر شدند، و باقی نیروها یا کشته شدند یا به ساحل گریختند.
نابودی توان دریایی ونتیها و تسلط بر مسیرهای تجاری
ارسال پیام بازدارنده به سایر قبایل ساحلی گال
نبرد گرگوویا سال ۵۲ پیش از میلاد
نبرد گرگوویا نقطهٔ اوج مقاومت گالیها علیه روم بود و به رهبری ورسنجتوریکس (Vercingetorix) فرمانده کل قبایل متحد گالی رخ داد. پس از موفقیتهای سزار در شمال و غرب گال، ورسنجتوریکس توانست اتحاد گستردهای از قبایل گالی تشکیل دهد و استراتژی زمین سوخته و عقبنشینی تدریجی را برای خستگی ارتش روم به کار گیرد.
گرگوویا مرکز قبیلهٔ آرووراکها (Arverni) و شهری مستحکم بر فراز تپهای با ارتفاع زیاد بود، موقعیتی طبیعی که دفاع را برای گالیها بسیار آسان میکرد.
گرگوویا در ارتفاعات و رودخانهها احاطه شده بود
مسیرهای تدارکاتی روم محدود و آسیبپذیر بودند
تپههای اطراف برای کمین و حملات جانبی مناسب بودند
این شرایط زمینشناسی باعث شد که حتی ارتش منظم روم با سازماندهی کلاسیک خود در برابر تدابیر ورسنجتوریکس آسیبپذیر باشد.
نیروهای رومی:
شش لژیون اصلی در خطوط کلاسیک سهگانه
سوارهنظام برای محافظت جناحها
تمرکز بر حمله مستقیم و محاصره تدریجی
نیروهای گالی:
نیروهای اصلی در خط دفاعی تپهها مستقر شدند
کمینهای پراکنده و گروههای سوارهنظام برای حملات جانبی
استفاده از استراتژی خاک و سنگهای پرتابی و مختل کردن حرکت رومیها
سزار تلاش کرد با حملهٔ مستقیم به خطوط بالادست گرگوویا شهر را محاصره کند.
گالیها با شجاعت مقاومت کردند و حملات جانبی و سنگین با سوارهنظام و پرتاب سنگ باعث شد لژیونها دچار بههمریختگی موقتی شوند.
رومیان تلاش کردند خط پیشروی را تقویت کنند اما زمین شیبدار و چسبندگی خاک، سرعت حرکت آنان را کاهش داد.
ورسنجتوریکس از استراتژی عقبنشینی کنترلشده و حملات ناگهانی استفاده کرد، تا فشار روانی و فیزیکی بر لژیونها ایجاد کند.
فشار متقابل و تاکتیک کمین باعث شد لژیونها نتوانند به سرعت به هدف برسند
سزار برای جلوگیری از فروپاشی ارتش، مجبور شد عقبنشینی کنترلشده انجام دهد، اقدامی که در تاریخ روم به عنوان شکست تاکتیکی با حفظ ارتش ثبت شد
ورسنجتوریکس موفق شد شهر و اتحاد قبایل گالی را برای مدتی حفظ کند
محاصره و نبرد آلزیا سال ۵۲ پیش از میلاد
پس از شکست نهایی سزار در گرگوویا، ورسنجتوریکس و ارتش متحد گالیها، تاکتیک زمین سوخته و دفاع مستحکم در تپهها را دنبال کردند. او با تمرکز بر شهر آلزیا (Alesia)، شهری محصور در تپهها و رودخانهها، آمادهٔ آخرین مقاومت گستردهٔ گالیها شد.
آلزیا مرکز قبیلهٔ اِدوئیها و متحدان ورسنجتوریکس بود و موقعیت طبیعی آن تقریباً غیرقابل نفوذ به نظر میرسید. تسلط بر این شهر به معنای پایان مقاومت متحد گالیها و فتح کامل شمال گال بود.
نیروهای روم:
حدود ۶۰ هزار نفر شامل ۸ لژیون و سوارهنظام متحدان
تجربه قبلی سزار در نبردهای گالی باعث شد طرح محاصره کامل تدوین شود
ایجاد دو خط دفاعی متحد و متقاطع:
خط اول (circumvallation) برای محاصره شهر از داخل
خط دوم (contravallation) برای دفاع در برابر نیروهای امدادی گالی از خارج
نیروهای گالی:
حدود ۸۰ تا ۹۰ هزار نفر در داخل آلزیا
نیروهای امدادی گالی از بیرون حدود ۲۰۰ هزار نفر برای شکستن محاصره در حال تجمع بودند
ورسنجتوریکس با تاکتیک استفاده از ارتفاع و مانع طبیعی رودخانهها و تپهها آمادهٔ مقاومت بود
سزار با ساخت خندقها، سنگرها، خاکریزها و برجکهای چوبی، محاصرهای کامل ایجاد کرد:
خندق اصلی عمق ۴ متر و عرض ۳ متر
خندق دوم برای جلوگیری از حملهٔ نیروهای امدادی
برجکهای نگهبانی در فواصل کوتاه برای تیراندازی و دیدهبانی
نیروهای روم خطوط خود را محکم کردند و هرگونه حرکت داخل شهر را تحت نظر گرفتند.
ورسنجتوریکس با حملات محدود و کمینها تلاش کرد تا خطوط را برهم زند و فرصت فرار ایجاد کند، اما مانورهای رومیها انعطافپذیر بودند.
ارتش امدادی گالی از خارج برای شکستن محاصره آمد و فشار دو طرفه ایجاد شد: از داخل و خارج.
سزار با استفاده از سوارهنظام و توپهای محاصرهای (سنگ پرتابکنها) موفق شد نیروهای امدادی را عقب براند.
در نهایت، ترکیب محاصره دقیق، آتش و سنگهای پرتابی و مانور پیادهنظام روم باعث شد که گالیها توان ادامه مقاومت را از دست بدهند.
ورسنجتوریکس متوجه شد که هیچ راه فراری وجود ندارد
نیروهای داخل شهر و نیروهای امدادی بهشدت تضعیف شدند
نهایتاً ورسنجتوریکس تصمیم به تسلیم شخصی گرفت تا از قتلعام غیرضروری جلوگیری کند
محاصره اوکسلودونوم سال ۵۱ ق.م
پس از پیروزی سزار در آلزیا، تقریباً تمام قبایل گالی تسلیم شده بودند، اما برخی نقاط مقاومت جزئی و نمادین ادامه داشت. یکی از این مراکز، قلعهٔ اوکسلودونوم بود، واقع در ناحیهٔ قبیلهٔ لیمبریها (Lemovices).
اوکسلودونوم در ارتفاعات صخرهای قرار داشت و به لحاظ طبیعی تقریباً غیرقابل نفوذ بود. برای گالیها، حفظ این قلعه نماد افتخار و مقاومت بود و برای روم، تصرف آن ضروری بود تا کنترل کامل گال تثبیت شود.
نیروهای روم:
دو لژیون به فرماندهی سزار
استفاده از مهندسی نظامی پیشرفته برای محاصره
ابزارهای محاصره شامل دژهای چوبی، خندق و خاکریز
نیروهای گالی:
حدود ۲۰۰۰ تا ۳۰۰۰ نفر دفاعکننده
استفاده از ارتفاع و صخرهها برای دفاع
منابع آب محدود در قلعه
رومیان قلعه را محاصره کردند و تلاش گالیها برای شکستن محاصره با حملات کوتاه موفقیتآمیز نبود.
سزار تصمیم گرفت منابع آب قلعه را قطع کند تا مقاومت طولانی را بیاثر سازد:
مهندسین رومی چاهها و منابع آب اطراف قلعه را مهار کردند
فشار روانی ناشی از کمبود آب باعث شد دفاع گالیها تضعیف شود
پس از چند هفته مقاومت، نیروهای قلعه ناچار به تسلیم شدند
پایان مقاومت مسلحانه گالیها و تثبیت کامل روم در سراسر گال
درس تاکتیکی: استفاده از محاصره مهندسیشده و فشار بر منابع حیاتی دشمن
سزار با شجاعت گالیها مدارا کرد، اما تعدادی از رهبران مقاومت اعدام شدند تا بازدارندگی ایجاد شود
پاکسازی نهایی گال (۵۱–۵۰ ق.م)
پس از اوکسلودونوم، سزار با ترکیبی از محاصرههای کوچک، دیپلماسی و تهدیدات نظامی مناطق باقیمانده گال را تصرف کرد:
برقراری فرمانداری مستقیم روم در شهرها
جایگزینی رهبران قبایل با افرادی همپیمان با روم
ایجاد دستگاه مالیاتی و نظامی روم در گال
پیامدهای سیاسی و اجتماعی
الحاق گال به قلمرو روم به عنوان استانهای روم با ساختار اداری منظم
رومیسازی فرهنگی و اقتصادی منطقه
افزایش اعتبار و قدرت سزار که زمینهساز جنگ داخلی روم شد