ویرگول
ورودثبت نام
علیرضا مرادی
علیرضا مرادیدانشجوی ارشد تاریخ ایران اسلامی علاقه مند به همه ی ادوار تاریخ
علیرضا مرادی
علیرضا مرادی
خواندن ۳ دقیقه·۸ روز پیش

نبرد برونکبرگ

نبرد برونکبرگ در ۸ نوامبر ۱۴۷۱ میلادی یکی از مهم‌ترین و تعیین‌کننده‌ترین رویارویی‌های تاریخ قرون وسطای سوئد به‌شمار می‌آید؛ نبردی که نه‌تنها سرنوشت سیاسی این کشور را تغییر داد، بلکه ضربه‌ای جدی به سلطه اتحادیه کالمار وارد کرد. در سده پانزدهم، سوئد به‌صورت اسمی بخشی از اتحادیه کالمار بود؛ اتحادیه‌ای که در سال ۱۳۹۷ با هدف یکپارچه‌سازی سه پادشاهی دانمارک، نروژ و سوئد تحت تاجی واحد شکل گرفت، اما در عمل به ابزاری برای برتری دانمارک، به‌ویژه پادشاهان آن، تبدیل شد. سلطه اقتصادی، سیاسی و نظامی دانمارک باعث نارضایتی گسترده در میان اشراف، روحانیان، بازرگانان و دهقانان سوئدی شده بود.

در دهه‌های منتهی به نبرد برونکبرگ، استکهلم و نواحی اطراف آن به کانون تنش تبدیل شدند. پادشاه دانمارک، کریستیان یکم، تلاش داشت اقتدار خود را بر سوئد تثبیت کند و مالیات‌ها و کنترل اداری را افزایش دهد. در مقابل، نیروهای ملی‌گرای سوئدی که از اشراف ناراضی، شهرنشینان و حتی بخشی از روحانیت تشکیل شده بودند، خواهان خودمختاری واقعی یا حتی خروج کامل از اتحادیه بودند. در رأس این جریان، استن استوره بزرگ قرار داشت؛ سیاستمدار و فرمانده‌ای که به‌عنوان نایب‌السلطنه سوئد انتخاب شده و عملاً رهبری مقاومت ضد دانمارکی را بر عهده داشت.

استن استوره از حمایت گسترده مردم برخوردار بود، به‌ویژه در میان شهروندان استکهلم و دهقانان مناطق مرکزی سوئد. او توانست نیرویی ترکیبی از سربازان حرفه‌ای، شبه‌نظامیان شهری و نیروهای داوطلب روستایی گرد آورد. در مقابل، کریستیان یکم با ارتشی متشکل از شوالیه‌های دانمارکی، مزدوران آلمانی و نیروهای وفادار به اتحادیه، عازم سوئد شد تا با یک پیروزی نظامی، مقاومت را درهم بشکند و اقتدار خود را بازگرداند.

نبرد در منطقه‌ای موسوم به برونکبرگ، در نزدیکی استکهلم، رخ داد؛ منطقه‌ای تپه‌مانند که از نظر تاکتیکی اهمیت زیادی داشت و کنترل آن می‌توانست مسیرهای ورودی به پایتخت را تعیین کند. نیروهای دانمارکی با اعتماد به برتری عددی و تجهیزات سنگین‌تر، قصد داشتند با حمله‌ای مستقیم و سریع، نیروهای استن استوره را پراکنده کنند. در مقابل، فرمانده سوئدی با آگاهی از زمین و روحیه بالای نیروهایش، تاکتیکی مبتنی بر دفاع فعال و ضدحمله انتخاب کرد.

در ساعات ابتدایی نبرد، شوالیه‌های دانمارکی با حملات سنگین سواره‌نظام تلاش کردند خطوط سوئدی‌ها را بشکنند. اما مقاومت سرسخت نیروهای پیاده‌نظام سوئدی، که به‌خوبی در مواضع خود مستقر شده بودند، مانع پیشروی سریع شد. یکی از عوامل تعیین‌کننده، مشارکت مستقیم شهروندان استکهلم بود؛ گروه‌هایی از مردم شهر، از جمله بازرگانان و صنعتگران مسلح، از داخل شهر به نیروهای استن استوره پیوستند و از جناحین به ارتش دانمارک فشار آوردند.

خود استن استوره در جریان نبرد زخمی شد، اما میدان را ترک نکرد و حضورش باعث تقویت روحیه نیروها شد. در نقطه‌ای حساس از نبرد، ضدحمله هماهنگ سوئدی‌ها، که با شناخت دقیق از زمین و استفاده از تپه‌ها انجام شد، صفوف دانمارکی‌ها را درهم ریخت. نیروهای کریستیان یکم، که انتظار چنین مقاومتی را نداشتند، به‌تدریج دچار آشفتگی شدند و عقب‌نشینی آغاز شد. این عقب‌نشینی به‌سرعت به فرار تبدیل شد و ارتش دانمارک متحمل تلفات سنگینی گردید.

پیروزی در نبرد برونکبرگ نقطه عطفی در تاریخ سوئد بود. این نبرد عملاً اقتدار نظامی دانمارک در سوئد را در هم شکست و موقعیت استن استوره را به‌عنوان رهبر بی‌چون‌وچرای مقاومت ملی تثبیت کرد. پس از این شکست، کریستیان یکم دیگر نتوانست کنترل مؤثری بر سوئد اعمال کند و اتحادیه کالمار وارد مرحله‌ای از ضعف ساختاری شد که در نهایت به فروپاشی کامل آن در اوایل سده شانزدهم انجامید.

از نظر سیاسی، برونکبرگ به نمادی از مقاومت ملی سوئد تبدیل شد؛ رویدادی که نشان داد اتحاد میان اشراف، شهرنشینان و دهقانان می‌تواند در برابر قدرت یک پادشاه خارجی پیروز شود. این نبرد همچنین نقش شهر استکهلم را به‌عنوان قلب سیاسی و نظامی سوئد تثبیت کرد و جایگاه آن را در تحولات بعدی کشور تقویت نمود.

در حافظه تاریخی سوئد، نبرد برونکبرگ نه صرفاً یک پیروزی نظامی، بلکه لحظه‌ای تعیین‌کننده در شکل‌گیری هویت ملی و مسیر استقلال این کشور به‌شمار می‌آید؛ لحظه‌ای که نشان داد سوئد می‌تواند سرنوشت خود را جدا از سلطه دانمارک رقم بزند و راه را برای ظهور یک دولت مستقل و قدرتمند در شمال اروپا هموار سازد.

سوئداسکاندیناویتاریخ
۴
۰
علیرضا مرادی
علیرضا مرادی
دانشجوی ارشد تاریخ ایران اسلامی علاقه مند به همه ی ادوار تاریخ
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید