ویرگول
ورودثبت نام
علیرضا مرادی
علیرضا مرادیدانشجوی ارشد تاریخ ایران اسلامی علاقه مند به همه ی ادوار تاریخ
علیرضا مرادی
علیرضا مرادی
خواندن ۵ دقیقه·۵ روز پیش

نبرد بون‌ای

در سال ۱۲۷۴ میلادی، نیروهای امپراتوری یوآن (مغول) تحت فرمان قوبلای خان و متحدان کرهای آنها، نخستین تهاجم گسترده خود را به ژاپن آغاز کردند. این رویداد که به «نبرد بون‌ای» یا نخستین نبرد خلیج هاکاتا معروف است، علی‌رغم شکست مهاجمان، تأثیری ژرف بر تاریخ، فرهنگ و ساختار نظامی ژاپن گذاشت و پایانی بر دوره انزوا و ایمنی این جزایر محسوب می‌شد.

در نیمه دوم قرن سیزدهم، امپراتوری مغول به اوج گسترش خود رسیده بود. قوبلای خان با تأسیس سلسله یوآن در چین و تحت انقیاد درآوردن پادشاهی گوریو (کره) در سال ۱۲۵۹، اکنون بر بیشتر سرزمین‌های اصلی شرق آسیا حکومت می‌کرد. هدف استراتژیک بعدی او، ژاپن بود. انگیزه‌های او برای حمله به ژاپن چندبعدی بود: گسترش حوزه نفوذ و تحقق آرمان حکومت جهانی مغول، دستیابی به منابع این جزایر، و قطع اتحاد بالقوه ژاپن با سلسله سونگ جنوبی در چین که هنوز مقاومت می‌کرد.

قوبلای خان بین سال‌های ۱۲۶۶ تا ۱۲۷۲ میلادی، چندین هیئت دیپلماتیک را با پیام‌هایی حاکی از تهدید و درخواست اظهار اطاعت، به دربار ژاپن فرستاد. با این حال، شوگون‌سالاری کاماکورا تحت رهبری هوجو توکیمونه، که قدرت واقعی را در دست داشت، تمام این پیام‌ها را نادیده گرفت و از دادن هرگونه پاسخی خودداری کرد. این بی‌اعتنایی، خشم قوبلای خان را برانگیخت و او را مصمم به تهاجم نظامی کرد. در طرف ژاپن، اگرچه حکومت از تهدید مغول آگاه بود و دستور آماده‌باش به استان‌های کیوشو داده بود، اما هنوز درکی واقعی از قدرت و ماهیت این دشمن بی‌سابقه نداشت.

سپاه مهاجم ترکیبی چندملیتی بود. منابع تاریخی تعداد کل نیروها را حدود ۳۳٬۰۰۰ نفر برآورد می‌کنند که شامل سربازان مغول، سربازان و ملوانان کرهای از پادشاهی گوریو و همچنین نیروهای چینی شمالی تحت کنترل یوآن می‌شد. ناوگان تهاجمی نیز بین ۹۰۰ کشتی تخمین زده می‌شد که از کرانه‌های جنوبی شبه‌جزیره کره حرکت کردند. این نیرو تحت فرماندهی ژنرال‌هایی چون لیو فوهنگ و هونگ داگو و با پشتیبانی دریاسالار کرهای کیم بنگ-گیونگ هدایت می‌شد.

در مقابل، مدافعان ژاپنی عمدتاً از سامورایی‌های محلی کیوشو تشکیل شده بودند که تحت سیستم فئودالی شوگون‌سالاری بسیج شده بودند. تخمین تعداد آنان دشوار است و از ۴٬۰۰۰ تا ۱۰٬۰۰۰ یا حتی ۱۲٬۰۰۰ نفر در نوسان است. فرماندهی کلی با هوجو توکیمونه در کاماکورا بود و فرماندهی میدانی بر عهده شوگون‌های محلی کیوشو مانند شونی سوکِیوشی، اوتومو یوریاسو و کیکوچی تیکِفوسا قرار داشت. تاکتیک‌ها و تجهیزات ژاپنی‌ها اساساً برای نبردهای تک‌به‌تک و درگیری‌های داخلی طراحی شده بود و از این رو در برابر ارتش منظم و تاکتیک‌های گروهی مغول‌ها، در موضع ضعف قرار می‌گرفتند.

تهاجم در اوایل نوامبر ۱۲۷۴ آغاز شد. ناوگان مغول پیش از هدف اصلی خود، یعنی جزیره کیوشو، ابتدا به جزایر استراتژیک تسوشیما و ایکینوشیما حمله برد. درگیری در این جزایر کوچک به شدت یک‌طرفه بود. نیروهای مدافع محلی که عمدتاً از سامورایی‌های تحت فرمان شوگون‌های محلی بودند، به سرعت شکست خوردند. منابع تاریخی ژاپنی به قتل‌عام گسترده غیرنظامیان و رفتار بیرحمانه مهاجمان با ساکنان این جزایر اشاره کرده‌اند که خشم و وحشت عمیقی در ژاپن برانگیخت.

نبرد اصلی در خلیج هاکاتا

ناوگان مهاجم در ۱۹ نوامبر ۱۲۷۴ (مطابق با بیستم ماه دهم سال یازدهم بون‌ای) به خلیج هاکاتا در شمال کیوشو رسید. نیروهای مغول در چندین نقطه از ساحل، از جمله توریکای، پیاده شدند و بی‌درنگ با مقاومت سامورایی‌های ژاپنی روبرو شدند. در همان لحظات اولیه نبرد، برتری تاکتیکی و تکنولوژیکی مهاجمان آشکار شد. مغول‌ها به جای درگیری‌های انفرادی، در تشکیلات فشرده و گروهی می‌جنگیدند و با استفاده از سپرهای بزرگ، هجوم سامورایی‌های سوارکار را دفع می‌کردند. سلاح‌های نوین آنان، به ویژه «بمب‌های انفجاری» (نوعی گلوله توپ ابتدایی پر از باروت و ترکش)، تأثیری مخرب روحی و فیزیکی بر مدافعان داشت و باعث وحشت اسب‌ها و ایجاد آشفتگی در صفوف ژاپنی‌ها می‌شد. همچنین کمان‌های کوتاه و قدرتمند مغولان که با دقت بالا از فاصله‌های مختلف و حتی بر روی اسب قابل استفاده بود، بر کمان‌های بلند و کم‌متحرک‌تر سامورایی‌ها برتری داشت.

با وجود این برتری‌ها، مقاومت ژاپنی‌ها سخت و پرتلفات بود. سامورایی‌هایی چون تاکزاکی سوئناگا با وجود زخم‌های متعدد، بارها به خطوط دشمن یورش بردند. نقاشی‌های طومار «موکو شورای اکوتوبا» که بر اساس خاطرات همین سامورایی تهیه شده، هراس و آشفتگی میدان نبرد را به تصویر می‌کشد. نیروهای مهاجم موفق شدند ژاپنی‌ها را از سواحل به عقب برانند و بخش‌هایی از منطقه، از جمله زیارتگاه هاکوزاکی، را به آتش بکشند، اما نتوانستند شکست قطعی به مدافعان وارد کنند.

در پایان روز اول نبرد، فرماندهان مغول تصمیم به عقب‌نشینی نیروها به کشتی‌ها گرفتند. دلایل این تصمیم در منابع مختلف آمده است: خستگی نیروها، نگرانی از حمله شبانه ژاپنی‌ها، کمبود تیر و مهمات، یا حتی این نظریه که این عملیات بیشتر یک «نشان دادن قدرت» برای وادار کردن ژاپن به تسلیم بوده است. در شبی که نیروها در کشتی‌ها بودند، یک توفان شدید (طوفان) در خلیج هاکاتا رخ داد. این توفان بخش عظیمی از ناوگان مغول را در هم کوبید و باعث غرق شدن بسیاری از کشتی‌ها و کشته شدن هزاران سرباز شد. این رویداد در تاریخ ژاپن به عنوان «کامیکازه» (باد الهی) معروف شد و بعدها به افسانه‌ای مبنی بر محافظت ایزدگان از سرزمین ژاپن تبدیل گردید. بازمانده ناوگان به سوی کره عقب نشست.

روایت سنتی، نبرد بون‌ای را یک درگیری کوتاه یک‌روزه توصیف می‌کند. اما پژوهش‌های جدید تاریخی، به ویژه توسط پروفسور هاتوری هیده‌ئو، این دیدگاه را به چالش کشیده‌اند. بررسی اسناد و منابع محلی نشان می‌دهد که نبرد احتمالاً چندین روز به طول انجامیده و نیروهای مغول تا عمق خشکی و دروازه‌های دزایفو، مرکز اداری و نظامی مهم منطقه، پیشروی کرده بودند. بر اساس این نظریه، مقاومت سرسختانه ژاپنی‌ها در قلعه میزوکی در شمال دزایفو، همراه با مشکلات لجستیکی و تلفات سنگین، مغول‌ها را وادار به توقف و در نهایت عقب‌نشینی کرد، نه صرفاً توفان یک شب. این دیدگاه، نقش مقاومت نظامی ژاپن را پررنگ‌تر و افسانه کامیکازه را تا حدی زمینی‌تر می‌کند.

پیروزی در نبرد بون‌ای، نقطه عطفی در تاریخ ژاپن بود. پیامدهای آن را می‌توان در چند محور بررسی کرد:

تدارکات دفاعی: مهم‌ترین اقدام عملی شوگون‌سالاری، ساخت یک دیوار دفاعی سنگی عظیم به طول حدود ۲۰ کیلومتر در اطراف خلیج هاکاتا بود. ساخت این دیوار که «گِنکو بُروی» یا استحکامات ضد مغول نامیده می‌شد، از سال ۱۲۷۶ آغاز شد و در هنگام تهاجم دوم مغول در سال ۱۲۸۱، نقش حیاتی در جلوگیری از پیاده‌شدن نیروهای دشمن ایفا کرد. بقایای این دیوار همچنان در فوکوئوکا پابرجاست.

پیامدهای داخلی: بسیج طولانی‌مدت سامورایی‌ها برای دفاع از کیوشو و همچنین ناتوانی حکومت در جبران خسارات و پاداش‌دهی مناسب به جنگجویان، فشار مالی گسترده‌ای بر شوگون‌سالاری کاماکورا وارد آورد. این امر به تضعیف وفاداری اربابان محلی و در نهایت سقوط این حکومت در سال ۱۳۳۳ کمک کرد.

هویت ملی: مقابله موفق با یک امپراتوری جهانی، حس هویت و غرور ملی بی‌سابقه‌ای در ژاپن ایجاد کرد. این رویداد، آغازگر دوره‌ای از انزوا و احتیاط در روابط خارجی بود که برای قرن‌ها ادامه یافت.

ژاپنچین
۳
۰
علیرضا مرادی
علیرضا مرادی
دانشجوی ارشد تاریخ ایران اسلامی علاقه مند به همه ی ادوار تاریخ
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید