
نبرد حطین در تابستان سال ۱۱۸۷ میلادی، در بستر یکی از بحرانیترین دورههای تاریخ سرزمینهای شام رخ داد؛ زمانی که موازنه قدرت میان پادشاهی اورشلیم و دولت ایوبی به رهبری صلاحالدین ایوبی به نقطه انفجار رسیده بود. زمینههای این نبرد را باید در سالهای پیش از آن جستوجو کرد؛ در کشمکشهای سیاسی درون دربار اورشلیم، ضعف رهبری پس از مرگ بالدوین چهارم جذامی، و ماجراجوییهای نظامی رینالد شاتیون که با حمله به کاروانهای مسلمانان و تهدید مسیرهای تجاری و حتی حجاج، آتش جنگ را شعلهورتر کرد. صلاحالدین که طی دهههای پیشین توانسته بود مصر و بخش بزرگی از شام را متحد کند، اکنون با ساختاری منسجم و نیرویی فراگیر آماده ضربه نهایی بود.
جرقه مستقیم درگیری با حمله رینالد به کاروانی بزرگ زده شد؛ اقدامی که نقض آشکار آتشبس محسوب میشد. صلاحالدین سوگند خورد شخصاً او را مجازات کند. در سال ۱۱۸۷، او با بسیج نیروهایی از مصر، دمشق، حلب، موصل و جزیره، سپاهی عظیم فراهم آورد. تخمینها متفاوتاند، اما احتمالاً ارتش او بین ۲۰ تا ۳۰ هزار نفر نیرو داشت که شامل سوارهنظام سبک ترک و کرد، تیراندازان چابک، و واحدهای منظم مملوک بود. در مقابل، پادشاهی اورشلیم تقریباً تمام نیروی نظامی خود را گرد آورد؛ حدود ۱۵ تا ۲۰ هزار نفر شامل شوالیههای سنگینزره، پیادهنظام فرانکی، و نیروهای وابسته به فرقههای نظامی چون شوالیههای معبد و شوالیههای هاسپیتالر. فرماندهی رسمی با گی دو لوزینیان بود، اما چهرههایی چون ریموند طرابلس و رینالد نیز نقش داشتند.
صلاحالدین ابتدا شهر طبریه را هدف گرفت تا دشمن را وادار به حرکت کند. طبریه در کنار دریاچهای قرار داشت که امروز به نام دریاچه طبریه شناخته میشود. همسر ریموند در قلعه شهر حضور داشت. صلاحالدین با محاصره و حمله به طبریه، عمداً راهی گشود تا سپاه صلیبی از موضع دفاعی خود در صفوریه خارج شود؛ جایی که به منابع آب دسترسی داشت. در شورای جنگ صلیبیان اختلاف افتاد. ریموند توصیه کرد در صفوریه بمانند و دشمن را فرسوده کنند، اما فشار روحی و سیاسی، بهویژه برای نجات طبریه، موجب شد تصمیم به حرکت گرفته شود؛ تصمیمی که بعدها به عنوان اشتباه راهبردی مرگبار شناخته شد.
در دوم ژوئیه ۱۱۸۷ سپاه صلیبی از صفوریه حرکت کرد. گرمای شدید تابستان، کمبود آب و آزار مداوم سوارهنظام سبک مسلمانان که با تیراندازیهای پیدرپی و حملات ضربتی حرکت را کند میکردند، ستونهای سنگینزره را تحلیل برد. صلاحالدین عمداً راههای دسترسی به آب را بست و زمین خشک و باز را برای درگیری انتخاب کرد. در روز سوم ژوئیه، صلیبیان در نزدیکی تپههای دوگانهای که به «شاخهای حطین» معروفاند اردو زدند؛ منطقهای خشک و بیآب در غرب دریاچه. در طول شب، نیروهای مسلمان با افروختن آتش در علفزارها و ایجاد دود، خستگی و تشنگی دشمن را تشدید کردند.
صبح چهارم ژوئیه، حمله نهایی آغاز شد. آرایش صلیبیان به صورت ستونهای متراکم بود که سعی داشتند خود را به آب برسانند، اما فشار مداوم سوارهنظام سبک و تیراندازان مانع پیشروی منسجم شد. در لحظات بحرانی، برخی واحدها از هم گسیختند. شوالیههای سنگینزره چند بار ضدحمله کردند، اما بدون پشتیبانی و در شرایط عطش شدید، نیرویشان فرسوده شد. صلاحالدین نیروهایش را به صورت هلالی گسترده بود و به تدریج حلقه محاصره را تنگتر کرد. مرکز سپاه صلیبی که حامل صلیب مقدس بود، هدف ویژه حملات قرار گرفت. با سقوط این نماد مقدس، روحیه به شدت فرو ریخت.
در نهایت خطوط صلیبیان شکست. بسیاری کشته شدند و شمار زیادی اسیر گشتند. گی دو لوزینیان به اسارت درآمد. رینالد شاتیون به حضور صلاحالدین آورده شد و طبق گزارشهای تاریخی، شخص سلطان او را به سبب نقض پیمانها کشت، در حالی که با دیگر اسیران اشرافی رفتاری نسبتاً محترمانهتر داشت. اعضای فرقههای نظامی که سوگند به جنگ دائمی داشتند، غالباً اعدام شدند، زیرا به عنوان دشمنان سرسخت و غیرقابل بازخرید شناخته میشدند.
پیامدهای این شکست عظیم بود. ساختار دفاعی پادشاهی اورشلیم فروپاشید. طی ماههای بعد، شهرهای مهم یکی پس از دیگری سقوط کردند و سرانجام در اکتبر ۱۱۸۷، اورشلیم پس از محاصرهای کوتاه تسلیم شد. نبرد حطین نه فقط یک درگیری نظامی، بلکه نقطه عطفی در تاریخ جنگهای صلیبی بود که تعادل قدرت را در شام تغییر داد و زمینهساز لشکرکشی سوم صلیبی شد.