ویرگول
ورودثبت نام
علیرضا مرادی
علیرضا مرادیدانشجوی ارشد تاریخ ایران اسلامی علاقه مند به همه ی ادوار تاریخ
علیرضا مرادی
علیرضا مرادی
خواندن ۸ دقیقه·۱۹ روز پیش

نبرد دوور 1652

در تاریخ بیست و نهم ماه مه سال ۱۶۵۲ میلادی، در آبراههٔ میان سواحل کنت انگلستان و گودوین سندز، رویارویی خشونت‌باری به وقوع پیوست که گرچه اغلب با نام نبرد گودوین سندز یا نبرد دوور از آن یاد می‌شود، اما به دلیل نزدیکی به لنگرگاه مشهور داونز، در برخی منابع با عنوان نبرد داونز ۱۶۵۲ نیز شناخته می‌شود. این زد و خورد دریایی، نخستین برخورد رسمی و بزرگ میان ناوگان‌های مشترک‌المنافع انگلستان و جمهوری هلند در جریان نخستین جنگ انگلستان و هلند بود و زمینه‌ساز اعلان رسمی جنگ در دهم جولای همان سال گردید. ریشه‌های این برخورد را می‌بایست در تصویب قانون ناوبری در نهم اکتبر ۱۶۵۱ توسط پارلمان رامپ انگلستان جستجو کرد که بر اساس آن، کلیهٔ کالاهای وارداتی به انگلستان می‌بایست یا با کشتی‌های انگلیسی و یا با کشتی‌های کشور مبدأ حمل شوند، امری که ضربه‌ای کاری به تجارت واسطه‌ای هلند، که ستون فقرات اقتصادش بود، وارد می‌کرد. هلندی‌ها با اتکا به قدرت دریایی عظیم خود، حاضر به پذیرش این محدودیت نبودند و تنش‌ها را به آستانهٔ انفجار رساندند. از سوی دیگر، سنت دیرینه و تحقیرآمیز سلام توپخانه‌ای به پرچم انگلستان در «دریاهای باریک» - یعنی کانال مانش و دریای شمال - به جرقهٔ اصلی آتش تبدیل شد. انگلیسی‌ها مدعی مالکیت این آب‌ها بودند و از هر کشتی خارجی انتظار داشتند که با پایین کشیدن پرچم خود و یا شلیک توپ، به پرچم جمهوری انگلستان ادای احترام کند. هلندی‌ها این ادعا را نپذیرفته و آن را توهینی به حاکمیت جمهوری خود می‌دانستند.

در میانهٔ این بحران سیاسی، یک ناوگان عظیم هلندی متشکل از چهل کشتی جنگی و کاروانی بزرگ از کشتی‌های تجاری، تحت فرماندهی دریابد برجستهٔ جمهوری هلند، مارتین ترومپ، در حال عبور از کانال مانش و بازگشت از اسکورت یک کاروان تجاری بود. هم‌زمان، ناوگان انگلیسی به فرماندهی دریابد رابرت بلیک، که از چهره‌های نظامی سرشناس جنگ داخلی انگلستان و اکنون ژنرال دریا بود، با حدود پانزده تا بیست کشتی جنگی در آب‌های دوور و لنگرگاه داونز مستقر بود. بلیک که به تازگی از تعقیب ناوگان سلطنت‌طلایان پرنس روپرت بازگشته بود، از حضور ناوگان هلندی در نزدیکی سواحلش آگاه شد و مصمم بود اقتدار انگلستان را به رخ بکشد. ترومپ نیز که از احتمال رویارویی آگاه بود، در ابتدا تلاش داشت از درگیری اجتناب کند و حتی برخی منابع حاکی از آن هستند که او به نشانهٔ حسن نیت، بادبان‌های اصلی کشتی‌هایش را جمع کرد تا سرعت خود را کاهش دهد و از نزدیک شدن به ناوگان انگلیسی پرهیز کند، اما شرایط آب و هوایی و جریان‌های دریایی، ناوگانش را به ناگزیر به سمت لنگرگاه داونز، درست در همسایگی ناوگان بلیک، هدایت کرد.

صبح روز بیست و نهم مه، ناوگان ترومپ در نزدیکی ساحل کنت و منطقه گودوین سندز در حال عبور بود. باد از سمت غرب-شمال-غربی می‌وزید و شرایط دریا نسبتاً آرام بود. رابرت بلیک بر روی عرشهٔ ناو سرفرماندهی خود، یعنی کشتی جیمز با شصت عراده توپ، موضع گرفته بود. ناوگان انگلیسی شامل کشتی‌های قدرتمندی همچون ویکتوری، اسپیکر، گارلند و چندین ناوچهٔ دیگر بود. هنگامی که ترومپ و ناوگانش از غرب به شرق در حال عبور از مقابل بلیک بودند، ناگهان بلیک از سوی کشتی پرچمدار خود یک گلولهٔ توپ به عنوان اخطار شلیک کرد. این شلیک، پیامی واضح و بی‌کم‌وکاست به هلندی‌ها بود: یا سلام رسمی را به جای آورید و یا با عواقب آن روبرو شوید. ترومپ که این اقدام را تحریک‌آمیز می‌دید، تردید کرد. در کشاکش این تردید و رایزنی با ناخدایانش، بلیک دومین گلولهٔ اخطار را نیز شلیک کرد و سپس گلولهٔ سوم، این بار نه به عنوان اخطار، بلکه با هدفی کاملاً تهاجمی و خصمانه. این سومین گلوله، مستقیماً به سوی ناو پرچمدار ترومپ، بریدروده با پنجاه و چهار عراده توپ، روانه شد و با اصابت به بدنهٔ آن، باعث کشته شدن دو ملوان هلندی و زخمی شدن چندین تن دیگر گردید. لحظه‌ای مکث همه چیز را فرا گرفت و سپس جهنم بر روی آب گشوده شد.

ترومپ که اکنون با حمله‌ای مستقیم مواجه شده بود، با عصبانیت فرمان آتش متقابل را صادر کرد. ناو بریدروده تمام توپ‌های سمت چپ خود را به سوی ناو جیمز رها ساخت و غرش سهمگین توپ‌ها سکوت دریا را در هم شکست. این نبرد ناگهانی و درهم‌ریخته که هیچ‌یک از طرفین برای آن برنامه‌ریزی قبلی نداشتند، در فاصله‌ای بسیار نزدیک و تقریباً نقطه‌زن آغاز شد. کشتی‌های دو طرف که بسیاری از آن‌ها ناوهای تجاری مسلح و بزرگ بودند، به سرعت درگیر نبردی تن‌به‌تن و آشفته شدند. ناوگان انگلیسی که از باد پناه گرفته و در موقعیت بادپناه قرار داشت، از مزیت کنترل بر دقت آتش توپخانه برخوردار بود، چرا که دود حاصل از شلیک توپ‌های خودی به سمت دشمن می‌رفت و دید دشمن را مختل می‌کرد. ناوهای انگلیسی با بهره‌گیری از این مزیت، آتش سنگین و متمرکزی را بر روی هلندی‌ها گشودند. ناو جیمز، پرچمدار بلیک، به دلیل اندازه بزرگ و تعداد توپ‌های بیشتر، خسارت قابل توجهی به ناوهای هلندی وارد می‌کرد. بلیک شخصاً بر روی عرشه فرماندهی حضور داشت و فرماندهی عملیات را در میان بارش تراشه‌های چوب، دود غلیظ باروت و فریادهای ملوانان بر عهده داشت. از سوی دیگر هلندی‌ها، ناوهای خود را که اغلب سبک‌تر و کم‌عمق‌تر طراحی شده بودند تا بتوانند در آب‌های کم‌عمق سواحل هلند حرکت کنند، به میدان آورده بودند. آن‌ها با چابکی مانور می‌دادند و سعی داشتند با نزدیک شدن بیش از حد، وارد نبرد تن‌به‌تن و تسخیر کشتی‌های دشمن شوند.

نبرد برای ساعات طولانی و بی‌وقفه ادامه یافت. ناوهای تجاری بزرگ هلندی که مسلح به توپ بودند نیز به کمک ناوگان جنگی آمدند و به صحنه‌ی نبرد وارد شدند. کشتی‌های هلندی یکی پس از دیگری هدف آتش سنگین انگلیسی‌ها قرار می‌گرفتند. دکل‌ها فرو می‌ریختند، بادبان‌ها پاره پاره می‌شدند و عرشه‌ها از خون ملوانان لغزنده می‌گشت. ناوهای تجاری هلندی که صرفاً برای نبرد طراحی نشده بودند، آسیب‌پذیری بیشتری نشان می‌دادند. در نقطه‌ای از نبرد، یکی از ناوهای تجاری بزرگ هلندی به نام سینت لورنس که سعی داشت خود را به خط مقدم برساند، در میان آتش متقابل دو ناو انگلیسی گرفتار شد. توپ‌های انگلیسی بدنهٔ این کشتی چوبی را سوراخ سوراخ کردند و خدمهٔ آن در میان شعله‌های آتش و انفجار بشکه‌های باروت، به درون آب‌های سرد مانش پرتاب شدند. هم‌زمان، یک ناوچهٔ انگلیسی کوچک‌تر که برای شناسایی نزدیک شده بود، با رگبار تفنگ‌های هلندی از فاصلهٔ چند متری مواجه شد و فرماندهٔ آن، سروان یانگ، با گلوله‌ای به سرش در دم کشته شد. نبرد آنچنان نزدیک بود که ملوانان از عرشه‌های مقابل، نه‌تنها صدای فریاد فرمان‌ها، بلکه چهره‌های یکدیگر را نیز تشخیص می‌دادند. تیراندازی با تفنگ، پرتاب نارنجک‌های دستی ابتدایی و حتی استفاده از نیزه‌های بلند برای سرنگون کردن ملوانان دشمن از دکل‌ها در جریان بود.

با رسیدن غروب، هر دو ناوگان به شدت آسیب دیده بودند. ناو پرچمدار ترومپ، بریدروده، بیش از هفتاد گلولهٔ توپ خورده بود و بدنه‌اش در چند نقطه آب می‌گرفت. ملوانان هلندی با پمپ‌های دستی به سختی آب را تخلیه می‌کردند. عرشهٔ این کشتی پر از کشته و زخمی بود و خود ترومپ نیز چندین بار تا آستانهٔ مرگ پیش رفت، اما شانس آورد و آسیبی ندید. بلیک نیز در ناو جیمز خسارت زیادی متحمل شد؛ چندین توپ از جای خود کنده شده و تعدادی از بهترین افسرانش کشته یا مجروح شده بودند. با این حال، ناوگان انگلیسی به لطف توپخانهٔ سنگین‌تر و موقعیت بهتر بادپناه، موفق شده بود دو کشتی هلندی را کاملاً تصرف کند. این کشتی‌ها، سینت ماریا و سینت لورنس، با خدمه‌های باقی‌ماندهٔ خود که دیگر توان مقاومت نداشتند، تسلیم انگلیسی‌ها شدند و ملوانان انگلیسی آن‌ها را به عنوان غنیمت جنگی به سواحل انگلستان یدک کشیدند. این تصرف، یک شکست حیثیتی بزرگ برای ناوگان جمهوری هلند محسوب می‌شد.

با تاریک شدن هوا، نبرد به تدریج فروکش کرد. ترومپ که متوجه شد قادر به شکست قاطع بلیک در آن موقعیت نیست و از سوی دیگر نگران امنیت کاروان تجاری بزرگی بود که اسکورت آن را بر عهده داشت، تصمیم به عقب‌نشینی گرفت. او با بهره‌گیری از تاریکی شب و دانش بی‌نظیرش از جریان‌ها و بادهای منطقه، ناوگان خود را سازماندهی کرد و به سمت شرق و به سوی سواحل فلاندر عقب کشید. بلیک که ناوگانش نیز آسیب زیادی دیده بود و قدرت تعقیب مؤثر را نداشت، آن‌ها را رها کرد. در سکوت شب، ناوگان هلند با دکل‌های شکسته، بادبان‌های پاره و بدنه‌های سوراخ، در حالی که تعدادی از کشتی‌هایش را جا گذاشته بود، به آرامی از منطقهٔ داونز خارج شد. صدای نالهٔ زخمی‌ها و پمپ‌های آب در میان امواج طنین‌انداز بود. نتیجهٔ مستقیم این رویارویی، از نظر نظامی، یک پیروزی تاکتیکی برای انگلستان بود. انگلیسی‌ها با از دست دادن تعداد کمتری نیروی انسانی و حفظ میدان نبرد، و با تصرف دو کشتی دشمن، اقتدار خود را به نمایش گذاشتند. اما از نظر استراتژیک، مارتین ترومپ موفق شد کاروان تجاری خود را از گزند دشمن حفظ کند و ناوگان جنگی خود را برای نبردهای آینده بازگرداند.

اهمیت این نبرد فراتر از یک زد و خورد مرزی بود. هنگامی که خبر این درگیری به لندن رسید، پارلمان و افکار عمومی انگلستان به شدت خشمگین شدند و این واقعه را خیانتی عمدی از سوی هلندی‌ها نامیدند. در هلند نیز روایت این بود که انگلیسی‌ها بدون هیچ اعلان رسمی و به شکلی ناجوانمردانه به ناوگان آن‌ها حمله کرده‌اند. این نبرد تبدیل به ابزاری تبلیغاتی برای جناح‌های جنگ‌طلب در هر دو کشور شد. در انگلستان، دوک ناتنی الیور کرامول، که در آن زمان هنوز لرد پروتکتور نشده بود، اما به عنوان قدرتمندترین چهرهٔ نظامی کشور، کنترل امور را در دست داشت، این عمل را محکوم کرد، اما در عین حال از آن به عنوان بهانه‌ای برای سرعت بخشیدن به آمادگی‌های جنگی استفاده کرد. در هلند، یوهان دی ویت و دیگر رهبران جمهوری، گرچه تمایل به صلح داشتند، اما در برابر خشم عمومی و فشار دریابد ترومپ که خواستار انتقام بود، ناچار به سکوت و تقویت ناوگان شدند. این نبرد منجر به آن شد که مارتین ترومپ بلافاصله پس از بازگشت، با حالتی خشمگین و مصمم از سمت خود استعفا دهد، چرا که معتقد بود دولت هلند منابع کافی برای مقابله با قدرت دریایی انگلستان را در اختیارش نگذاشته است. استعفای او پذیرفته نشد، اما نشان‌دهندهٔ عمق شکاف میان دریابد و سیاستمداران بود. نهایتاً در دهم جولای ۱۶۵۲، انگلستان رسماً به هلند اعلان جنگ داد و بدین ترتیب، نبرد کوچک داونز یا گودوین سندز، فتیله نخستین جنگ تمام‌عیار دریایی میان دو جمهوری قدرتمند اروپایی را روشن کرد. این جنگ، مسیر تاریخ دریانوردی را با ظهور تاکتیک‌های خط نبرد و حرفه‌ای‌سازی نیروی دریایی برای همیشه تغییر داد.

نبردانگلستانهلندتاریخ
۰
۰
علیرضا مرادی
علیرضا مرادی
دانشجوی ارشد تاریخ ایران اسلامی علاقه مند به همه ی ادوار تاریخ
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید