
یکی از مهمترین و سرنوشتسازترین نبردهای تاریخ اوراسیا است که در ۲۲ آوریل ۱۳۹۵ میلادی (برابر با ۲ اردیبهشت ۷۷۴ خورشیدی) میان دو فرمانده بزرگ آن دوران، تیمور لنگ (تیمور گورکانی)، بنیانگذار امپراتوری تیموری، و توختامیش خان، فرمانروای اردوی زرین (قبچاق)، رخ داد. این نبرد خونین که با پیروزی قاطع تیمور به پایان رسید، عملاً به رقابت طولانی این دو فرمانده برای کسب برتری در جهان اسلام و استپهای اوراسیا خاتمه داد و سرنوشت منطقه را برای سالهای آینده رقم زد.
ارتباط تیمور و توختامیش در ابتدا نه تنها خصمانه نبود، بلکه دوستانه و مبتنی بر همکاری بود. توختامیش که از نوادگان چنگیز خان محسوب میشد، برای به دست گرفتن قدرت در اردوی زرین از تیمور کمک خواست. تیمور نیز که خود از نوادگان چنگیز نبود (بلکه خود را داماد خاندان او میدانست)، با حمایت از توختامیش قصد داشت نفوذ و قدرت خود را در منطقه افزایش دهد. با حمایتهای نظامی و سیاسی تیمور، توختامیش موفق شد در سال ۱۳۸۰ میلادی اردوی زرین را متحد کرده و بر مسند قدرت تکیه زند. اما این اتحاد استراتژیک دیری نپایید و توختامیش پس از تثبیت موقعیت خود، به قلمرو تیمور طمع ورزید و به مناطقی از جمله آذربایجان و ماوراءالنهر (فرارود) حمله برد. این خیانت و ناسپاسی، آتش خشم تیمور را برافروخت و او لشکرکشیهای گستردهای را علیه حریف خود آغاز کرد. نخستین رویارویی بزرگ آنها در سال ۱۳۹۱ در نبرد کندورچا رخ داد که با پیروزی تیمور همراه بود، اما توختامیش توانست دوباره قدرت خود را بازیابی کند و به تحریکات و حملات خود ادامه دهد. این مسئله تیمور را مصمم کرد تا در سال ۱۳۹۵ لشکرکشی نهایی خود را برای نابودی کامل توختامیش و درهم شکستن قدرت اردوی زرین آغاز کند.
در بهار سال ۱۳۹۵، ارتش عظیم تیمور که اندازه آن بین ۱۰۰٬۰۰۰ تا ۳۰۰٬۰۰۰ نفر تخمین زده میشود، به قلمرو اردوی زرین در قفقاز شمالی رسید و در کنار رود تِرِک با سپاه توختامیش روبهرو شد. توختامیش که از پیش آماده شده بود، مواضع مستحکمی در مقابل گذرگاههای رود ایجاد کرده بود تا از عبور دشمن جلوگیری کند. تیمور که به خوبی میدانست حمله مستقیم به این مواضع تلفات سنگینی به بار خواهد آورد، از یک نیرنگ نظامی هوشمندانه استفاده کرد. او به مدت سه روز، سپاه خود را در امتداد رودخانه حرکت داد و سپاه توختامیش نیز از آن سوی رود آنها را دنبال میکرد. در شب سوم، تیمور به زنان سپاه دستور داد لباس رزمندگان بپوشند و در اردوگاه بمانند و با سروصدا، حضور سپاه را تداعی کنند. او خود با نیروهای اصلی، بیسر و صدا به یکی از گذرگاههای قبلی بازگشت و موفق شد در تاریکی شب از رودخانه عبور کرده و مواضع دفاعی جدیدی در سمت دیگر ایجاد نماید.
در سپیدهدم ۲۲ آوریل، توختامیش متوجه نیرنگ تیمور شد و سپاه خود را به سرعت برای عقب راندن دشمن به آن سوی رودخانه سازماندهی کرد و بدین ترتیب نبرد اصلی آغاز شد. ساعات اولیه نبرد برای تیمور بسیار دشوار بود؛ جناح چپ سپاه او در اثر حمله سنگین جناح راست توختامیش در آستانه فروپاشی کامل قرار گرفت و تنها با مداخله شخصی تیمور و نیروهای ذخیره اش بود که این جناح نجات یافت. در جناح راست سپاه تیمور نیز وضعیت مشابهی حاکم بود و سربازانش در محاصره جناح چپ توختامیش گرفتار شده بودند. در همین حین، یک ضدحمله از سوی یک یگان تیموری که در تعقیب دشمن زیادهروی کرده بود، با شکست مواجه شد و موجب رعب و گریز بخشی از سپاه تیمور گردید. در این آشوب و هرجومرج، جان خود تیمور نیز در معرض خطر جدی قرار گرفت و او تنها با فداکاری ۵۰ سوار به رهبری شیخ نورالدین و سپس یگانهای دیگر از مرگ حتمی نجات یافت. نبرد تا غروب با شدت و حدت تمام ادامه یافت و هیچیک از دو طرف نتوانستند برتری قاطعی به دست آورند. اما در تاریکی شب، تیمور با فرستادن نمایندگانی به اردوی دشمن، موفق شد شماری از امرای ناراضی توختامیش را با وعدههای فراوان تطمیع کند. این خیانت، برگ برنده نهایی نبرد بود. به محض از سرگیری نبرد در روز بعد، آن امیران با سپاهیان خود از توختامیش جدا شده و به تیمور پیوستند. با تضعیف شدید سپاه اردوی زرین، تیمور فرمان حمله همهجانبه داد و توختامیش که خود را شکستخورده میدید، با تنها چند تن از یارانش از میدان نبرد گریخت.
پیروزی در نبرد رود تِرِک، ضربهای مهلک و نهایی بر پیکر توختامیش و اردوی زرین وارد کرد. توختامیش به سرزمینهای شمال ولگا گریخت، اما تیمور دست از تعقیب او برنداشت. او سپس به دوکنشین بزرگ لیتوانی پناهنده شد و در سال ۱۳۹۷ با دوک ویتاس متحد شد. با این حال، آنها در سال ۱۳۹۹ در نبرد رود ورسکلا به شدت از تیمور قتلغ (جانشین تحت حمایت تیمور) شکست خوردند. توختامیش سرانجام در سال ۱۴۰۶ توسط یک قاتل که به دستور ایدیگو، از امرای قدرتمند اردوی زرین، فرستاده شده بود، به قتل رسید. تیمور نیز در تعقیب او، به شهرهای اصلی و تجاری اردوی زرین از جمله سارای (پایتخت)، آستاراخان و آزوف (تانا) یورش برد و آنها را به کلی ویران و غارت کرد. این ضربه، اردوی زرین را برای همیشه تضعیف کرد و قدرت آن را به شدت کاهش داد. با نابودی این شهرها، راههای تجاری شمالی که از قلمرو اردوی زرین میگذشت مسدود شد و تجارت به سمت قلمرو تیمور منحرف گردید. با از میان رفتن این رقیب قدرتمند، تیمور توانست با خیالی آسودهتر به لشکرکشیهای بعدی خود در ایران، هند و آسیای صغیر بپردازد و امپراتوری گسترده خود را توسعه دهد.