
در واپسین سالهای سلسلهٔ هان شرقی، ساختار قدرت در چین بشدت متزلزل شده بود. فساد، ضعف دولت مرکزی و رقابت جنگسالاران سبب شده بود تا یک سلسله بحرانهای نظامی و سیاسی کشور را درنوردد. پس از شکست نیروهای مخالف در جنگ گواندو ، سائو سائو موفق شد بخش اعظم شمال و مرکز چین را تحت نفوذ خود درآورد و خود را تحت عنوان «صدر اعظم» و حاکم موثر دولت هان جا بیاندازد. در این شرایط، هدف اصلی او اتحاد و یکپارچهسازی تمامی قلمرو چین بود.
در جنوب رودخانهٔ یانگتسه ، دو قدرت مهم دیگر شکل گرفته بود: سون کوان در شرق، و لیو بی در غرب-جنوب. سون کوان کنترل منطقهٔ جیادونگ را در دست داشت، در حالی که لیو بی پس از فرار از شمال و نبردها با سائو سائو، بخشهایی از جینگژو را تحت تصرف داشت. پس از مرگ لیو بیائو ، حاکم محلی جینگژو، قلمرو آن بدون مقاومت در برابر سائو سائو تسلیم شد، اما لیو چی برادر لیو بیائو با حمایت لیو بی در برابر تسلط سائو سائو مقاومت کرد.
هراس از تسلط کامل سائو سائو بر جنوب، منجر به اتحاد نظامی و سیاسی میان لیو بی و سون کوان شد. این اتحاد نقطهٔ عطفی در برابر تهاجم شمال بود و زمینهساز نبرد صخرههای سرخ گردید.
در زمستان سال ۲۰۸ میلادی، سائو سائو با ارتشی که منابع تاریخی آن را بین حدود ۲۲۰٬۰۰۰ تا ۲۴۰٬۰۰۰ نفر تخمین زدهاند و خودش ادعا میکرد ۸۰۰٬۰۰۰ نفر است، از شمال رودخانهی یانگتسه به سمت جنوب پیشروی کرد تا قلمرو دشمن را فتح کند. نیروهای متحد جنوب متشکل از سپاهیان سون کوان، لیو بی و نیروهای لیو چی در مجموع حدود ۵۰٬۰۰۰ نفر بودند.
نیروی سائو سائو، اگرچه از نظر کمی بسیار بزرگتر بود، از جنبههای تجربهٔ جنگ دریایی، سازگاری با شرایط گرم و مرطوب جنوب و آمادگی تاکتیکی با ضعف مواجه بود. برعکس، نیروهای متحد جنوب در جنگهای دریایی در رودخانه تجربه بیشتری داشتند و رهبریشان از لحاظ تاکتیکی یکپارچهتر بود.
درگیریهای مقدماتی و استقرار
نیروهای سائو سائو با عبور از رودخانهی یانگتسه و استقرار در ساحل شمالی، تلاش کردند به سرعت به سمت جنوب پیش روند. اما دو جبههی لیو بی و سون کوان در کنار رودخانه با همکاری ژنرالانی چون ژو یو (Zhou Yu) و چنگ پو (Cheng Pu) در موقعیت دفاعی تثبیت شدند.
تاکتیکها و نبرد دریایی اصلی
در جریان نبرد اصلی، استراتژی تعیینکنندهای بهکار گرفته شد: حملهٔ آتشین روی رودخانه. متحدین جنوب تحت فرماندهی ژنرال هوانگ گای (Huang Gai) نقشهای را اجرا کردند که در آن گویی قصد خیانت به جبههٔ متحد داشت، اما در حقیقت قایقهای مملو از مواد آتشزا را به سمت ناوگان سائو سائو روانه نمود. وقتی باد شرقی-جنوب شرقی برخاست، این کشتیهای آتشزا به سرعت در ناوگان سائو سائو پخش شدند و با آتش گرفتن کشتیهای بهم زنجیر شده، فاجعهای برای ارتش بزرگ شمال رقم زد.
اتصال کشتیهای سائو سائو برای جلوگیری از تکان شدید در آب، در مقابل حملهٔ آتشین به نقطهضعف استراتژیک تبدیل شد، زیرا آتش بهسرعت از کشتیای به کشتی دیگر انتقال یافت و بخش اعظم ستون ناوگان را درگیر شعلهها ساخت.
پسلرزههای نبرد و عقبنشینی شمالیها
پس از شعلهور شدن ناوگان و آشفتگی در صفوف نیروهای شمال، لشکر سونگ-لیو با حملهای گسترده از خشکی و آب، سائو سائو را مجبور به عقبنشینی به سمت شمال کرد. مسیر بازگشت نیز به دلیل جادههای بارانی، بیماری و شرایط سخت محیطی برای سربازان شمالی دشوار شد و تلفات قابل توجهی در طول عقبنشینی رخ داد.
پایان تلاش سائو سائو برای اتحاد چین
پیروزی متحدین جنوب در نبرد صخرههای سرخ به معنای پایان رویای سراسریسازی چین توسط سائو سائو بود. او دیگر نتوانست جنوب یانگتسه را تسخیر کند، و به این ترتیب پروژهٔ اتحاد کل سرزمین به مدت طولانی متوقف شد.
تثبیت مناطق تحت کنترل هر جناح
پس از شکست نهایی در صخرههای سرخ، نیروهای لیو بی توانستند جینگژو و دیگر مناطق مهم را به دست گیرند و موقعیت خود را تقویت کنند. این پیروزی مبنایی شد برای شکلگیری دولتهای شو هان (Shu Han) در غرب و وو شرقی (Eastern Wu) در جنوب رودخانه. سائو سائو در شمال نیز سلسلهٔ وی (Cao Wei) را پایهگذاری کرد.
آغاز دورهٔ سه پادشاهی (Three Kingdoms)
نبرد صخرههای سرخ بهطور مستقیم مسیر تاریخ چین را به سوی دوران سه پادشاهی کشاند، دورهای که از ۲۲۰ تا ۲۸۰ میلادی ادامه یافت و سه دولت بزرگ در شمال، جنوب و غرب با یکدیگر در نبردهای پیدرپی برای تسلط بر کل سرزمین مواجه شدند. این دوره در تاریخ، ادبیات و فرهنگ چین جایگاهی ممتاز یافته است.
تقسیم چین به سه پادشاهی
پیروزی در صخرههای سرخ عملاً برنامهٔ اتحاد سراسری سائو سائو را پایان داد و سه مرکز قدرت بهطور واضح شکل گرفت:
وی (Cao Wei) در شمال
شو (Shu Han) در غرب
وو (Eastern Wu) در جنوب یانگتسه
این تقسیم سیاسی بیش از پنج دهه ادامه یافت و یکی از مشهورترین دوران تاریخ چین را رقم زد.