
تا پیش از نبرد مرج عیون در سال ۱۱۷۹ میلادی، جهان اسلام تحت فرمان صلاحالدین ایوبی از ثبات و قدرت قابلتوجهی برخوردار بود. صلاحالدین که پس از مرگ نورالدین زنگی در ۱۱۷۴ م. مصر و شام را تحت نفوذ خود متحد کرده بود، با عنوان مدافع بزرگ اهل سنت و رهبر مقتدر مسلمانان مطرح بود. سقوط خلافت فاطمی مصر در ۱۱۷۱ م. و جایگزینی آن با حکومت وی، زمینهٔ وحدت سیاسی و نظامی اسلام را در خاورمیانه فراهم آورد و انگیزهٔ تازهای برای مبارزه با صلیبیان ایجاد کرد. مسلمانان آن زمان با روحیهٔ جهادی بر حفظ قلمروهای اسلامی و بازپسگیری اماکن مقدس تاکید داشتند.
در مقابل، صلیبیان غرب آسیایی در چند دولت کوچک مانند پادشاهی اورشلیم مستقر بودند. بالدوین چهارم اورشلیم بهرغم ابتلای شدید به جذام از کودکی، به دلیل نبود وارث شایسته به سلطنت رسیده بود و همواره در حملات مسلحانه حضوری فعال داشت. محدودیت جسمانی او سبب شد بسیاری از تصمیمات نظامی و امور لشکری به فرماندهان ارشد واگذار شود. در میان اشراف صلیبی، برخی از نجبا مانند ریموند سوم طرابلس (کنت طرابلس) از راهبرد مصالحه و توأم با تدبیر نظامی حمایت میکردند و در مقابل گروهی مثل رینالد شاتیون (رهبر انطاکیه) با رویهای تهاجمی برخورد مینمودند. بهطور کلی، وضعیت صلیبیان ترکیبی از روحیهای مذهبی برای حفظ سرزمین مقدس و اختلافات درونی میان قدرتها بود. جنگهای پیشین مانند پیروزی شگفتانگیز صلیبیان در مونتگیزارد (۱۱۷۷ م.) به آنان امیدواری موقتی بخشیده بود، اما حضور مقتدر صلاحالدین و تجربهٔ جنگهای مکرر آنان را به احتیاط و دفاع از قلاع سوق داده بود. در سطح کلی، فضای منطقه پیش از مرج عیون ترکیبی از اتحاد رو به رشد مسلمانان تحت رهبری صلاحالدین و تفرقه و نگرانیهای درونی صلیبیان بود.
نبرد مرج عیون میان نیروهای ایوبیان (مسلمانان تحت فرمان صلاحالدین) و صلیبیان فلسطین روی داد. در سپاه ایوبیان، صلاحالدین ایوبی فرماندهی کامل را بر عهده داشت؛ او به عنوان سلطان مصر و شام توانسته بود ارتشی یکپارچه متشکل از لشکریان مصری و شامی بهوجود آورد. ساختار این نیروها ترکیبی از سوارهنظام سنگین مسلمان (غُلمان ترک و کرد زرهپوش) و سوارهنظام سبک (کمانداران کوچنشین) بود. از جمله فرماندهان کارآزمودهای که تحت امر صلاحالدین میجنگیدند، فرخشاه (احتمالاً برادرزاده یا امیری وفادار او) و امیران محلی شام بودند. انگیزه مذهبی مسلمانان و همراهی حکام محلی نیز اتحاد و کارآیی سپاه ایوبی را افزایش داده بود.
در سپاه صلیبی، بالدوین چهارم اورشلیم به عنوان فرمانده ارشد حضور داشت اما به خاطر بیماری جذام، تواناییهای او محدود شده بود. به همین دلیل بسیاری از تصمیمات جنگی بر عهدهٔ سرداران و شوالیههای قدرتمند گذاشته میشد. از جمله این فرماندهان میتوان به ریموند سوم طرابلس (کنت طرابلس و گلریه) و اودو دو سنتآماند (استاد اعظم نظم شوالیههای معبد) اشاره کرد. شوالیههای معبد و نظم بیمارستانی (شوالیههای بیمارستانی) نیز به عنوان نیروی ویژه نظامی، نقش مهمی در سپاه صلیبی ایفا میکردند. علاوه بر این افراد، سران و امرای محلی مانند بالدوین دوم ایبلین (ارباب رامله و لود) نیز در نبردهای صلیبی مشارکت داشتند. به طور کلی، نیروی صلیبی ترکیبی از سوارهنظام سنگین اروپایی، تیپهای شوالیههای مذهبی و پیادهنظامهای محلی بود. وضعیت درونی صلیبیان از رقابت و نبود فرماندهی واحد رنج میبرد، اما آنها نیز با روحیهٔ دفاع از اماکن مقدس و هویت مسیحی خود میجنگیدند.
محل نبرد مرج عیون دشت هموار جنوب رود لیطانی در لبنان کنونی بود. این دشت (مرج عیون به معنی «دشت چشمهها») موقعیتی استراتژیک میان کوههای ساحلی و خط ساحلی داشت. در صبح روز ۱۰ ژوئن ۱۱۷۹ م., سپاه صلیبی به فرمان بالدوین چهارم، از سمت شمال شرقی (منطقهای نزدیک به صفد و تورون) به جنوب پیشروی کرد تا نیروهای ایوبی را در انحراف حملات غارتگرانهشان یاری دهد. صلاحالدین سپاهش را پنهان در تپههای مجاور مرج عیون و ارتفاعات شمال رود لیطانی مستقر کرده بود و تعدادی از نیروهای سبک خود به فرماندهی فرخشاه را به صورت کاروانی در حال بازگشت از غارت مأمور کرد.
شوالیههای صلیبی به فرمان اودو دو سنتآماند و همراهی ریموند طرابلس به اولین تماس نظامی با نیروهای فرخشاه رسیدند. در ابتدای کار، شوالیههای معبد که در خط مقدم بودند، با حملهای گسترده توانستند نیروهای پیشتاز مسلمان را عقب برانند. آنان سپاه سبک مسلمان را وادار کردند تا از رود لیطانی بگذرند و آواره شوند. پس از این پیروزی اولیه، صلیبیان با غرور موقت صفوف خود را منظم کردند. اودو دو سنتآماند (استاد شوالیههای معبد) نیز که به ظن پیروزی خوشحال بود، نیروهایش را جلو آورد تا منتظر بقایای سپاه اصلی مسلمین بمانند. سوارهنظام صلیبی در این مرحله بسیار جلوتر از پیادهنظام خود قرار گرفت و پیادهها در دشت مرج عیون درگیر استراحت شدند.
در همین حال، صلاحالدین از بالای ارتفاعات چشماندازی از صحنه جنگ داشت. او با مشاهدهی آشفتگی گله گوسفندان در دشت و درک این نکته که نیروی عمدهای در راه است، دستور حملهی ناگهانی را صادر کرد. سربازان ایوبی که همگی مهیای مقابله بودند، به سرعت و هماهنگ از مواضع خود خارج شدند و به شبیخون یکبارهای علیه شوالیههای معبد و صفوف پراکنده صلیبی حمله کردند. هنگامی که سپاه اصلی اسلام به نبرد پیوست، شوالیههای معبد و سوارهنظام صلیبی دیگر آمادگی لازم را نداشتند و صفوفشان گسیخته شد. در این مواجهه، جنگ فرسایشی به سرعت به شکست صلیبیان انجامید. بالدوین چهارم که در اثر جذب بیماری توانایی سوارشدن نداشت، توسط محافظان شخصیاش از میدان بیرون کشیده شد و از پشتسر جنگجویان مسلمان عبور کرد تا به قلعهٔ شکوفه (قلعهٔ بوفرت) برسد. بسیاری از رزمندگان صلیبی کشته شدند یا به قلاع مجاور گریختند و شماری نیز پس از نبرد اسیر گردیدند (از جمله اودو دو سنتآماند). به این ترتیب سپاه صلیبی به سختی پراکنده شد و خطوط دفاعی اولیه آن فرو ریخت.
نبرد مرج عیون در کوتاهمدت با پیروزی قاطع سپاه صلاحالدین همراه شد. صلیبیان بخش مهمی از لشکر خود را از دست دادند و فرماندهان برجستهای چون اودو دو سنتآماند اسیر شدند. افتادن بالدوین چهارم و نجات باورنکردنی او تنها به کمک یارانش، وضعیت خطیری را برای مسیحیان ایجاد کرد. این شکست، روحیه فرماندهان صلیبی را تضعیف کرد و نتایج آن فوراً در نبردهای بعدی مشهود شد. صلاحالدین بلافاصله پس از پیروزی از فرصت استفاده کرد و قلعهٔ جدید «شاتله» (گذرگاه یعقوب) را که صلیبیان برای قطع ارتباط او با دمشق ساخته بودند، در آگوست ۱۱۷۹ محاصره و تخریب کرد. نابودی این قلعه، یک موقعیت راهبردی مهم را از دست صلیبیان خارج کرد و مانع حضور آنان در آن گذرگاه حیاتی گردید. در واکنش به شکست مرج عیون، صلیبیان عمدتاً به دفاع در مواضع سابق خود بسنده کردند و تا حدودی از اقدامهای تهاجمی بزرگ منصرف شدند؛ همانطور که در جنگهای بعدی مثل قلعهٔ بلوییر (۱۱۸۲ م.) و نبرد الفوله (۱۱۸۳ م.) شاهد اتخاذ مواضع دفاعی نیروهای آنها بودیم.
در درازمدت، نبرد مرج عیون نقطهای حساس در روند نزولی قدرت صلیبیان محسوب میشد. این نبرد اگرچه سرزمین تازهای را به اسلام بازنمیگرداند، اما به اعتبار و اعتماد نفس مسلمانان افزود و جایگاه صلاحالدین را به عنوان رهبر بزرگی که شکستهای گذشته را جبران میکرد، تثبیت نمود. روحیه و اتحاد درونی مسلمانان تقویت شد و سایر ایالات اسلامی منطقه (شامل حلب، موصل و جنوبشام) نسبت به ادامه پیشرویهای صلاحالدین ترغیب شدند. در مقابل، شکست مرج عیون صلیبیان را در موضعی دفاعی قرار داد و موجب شد اختلافات داخلی آنها بیشتر آشکار شود. به عنوان نمونه، برخی مورخان مسیحی رفتار شتابزده شوالیههای معبد را در این شکست موثر دانستهاند. همچنین اسارت چندین سردار برجسته صلیبی، منازعات دربار اورشلیم را تشدید کرد و جناح تندرو نظیر گی لوزینیان را در آینده تقویت نمود. در مجموع، نبرد مرج عیون مسیر جنگهای صلیبی را تحت تأثیر قرار داد؛ از سویی مسلمانان جبههای متحدتر پیدا کردند و از سوی دیگر صلیبیان با انگیزهٔ کمتری به خود میلرزیدند که نهایتاً زمینهساز رویدادهای بعدی مانند نبرد حطین (۱۱۸۷ م.) و سقوط اورشلیم گردید.
بررسی علل پیروزی صلاحالدین و شکست صلیبیان در مرج عیون، نشان میدهد فرماندهی و تاکتیکهای نظامی نقش اصلی را ایفا کردند. در ابتدای نبرد، صلیبیان حملهای پرهیجان را به سپاه پیشتاز مسلمان انجام دادند و موفق به پراکنده کردن نیروی سبک آنها شدند. اما در این حملهٔ اولیه، آنها تمام نیروی ضربتی خود را مصرف نمودند. شوالیههای معبد و سوارهنظام صلیبی بدون انتظار کافی برای هماهنگی با پیادهنظام یا نیروهای پشتیبان جلو رفتند و تصور کردند پیروز شدهاند. این خودباوری سبب شد صفوف متفرق گردد و سوارهنظام آنان فراتر از بقیه حرکت کند. در نتیجه، هنگامی که سپاه اصلی صلاحالدین با سرعت عمل به صحنه وارد شد، صلیبیان در وضعیتی نامنظم و آسیبپذیر قرار داشتند.
از سوی دیگر، صلاحالدین با مهارت تاکتیکی چشمگیری نبرد را اداره کرد. او سپاه خود را مخفیانه در ارتفاعات پنهان کرد و با حواس جمع به کوچکترین نشانهها (مانند بروز آشفتگی در گله گوسفندان) توجه داشت تا زمان مناسب حمله را بیابد. هنگامی که مطمئن شد دشمن در تضعیف قرار دارد، با فرماندهی منسجم حملهای غافلگیرانه انجام داد. حمله اصلی مسلمانان از چندین محور و با تمرکز سوارهنظام سنگین انجام شد؛ بدین ترتیب هرگونه مقاومت پراکنده صلیبیان شکسته شد. استفادهٔ مؤثر صلاحالدین از سوارهنظام و نیز هماهنگی کامل او با نیروهای سبک و تیراندازان توانست موضع صلیبیان را تضعیف کند.
همچنین ضعف در فرماندهی متحد صلیبیان عامل دیگری در شکست آنان بود. شوالیههای معبد زیر فرمان اودو دو سنتآماند به صورت مستقل اقدام کردند و بدون اینکه منتظر دستورات بیشتر یا همافزایی با سایر بخشهای سپاه بمانند، به دنبال دشمن شتافتند. این تصمیم شتابزده، وحدت فرماندهی صلیبیان را تحت تاثیر قرار داد و هماهنگی کلی را از بین برد. در مقابل، صلاحالدین با فرماندهی واحد و بصیرت تاکتیکی بالا، توانست از این فرصت بهرهبرداری کند. او به خوبی بر نقاط ضعف دشمن واقف بود و تصمیم مناسبی را در زمان مقتضی گرفت. در کل میتوان گفت که مهارت بالای فرماندهی صلاحالدین، بهرهگیری مؤثر از اطلاعات میدانی و اجرای تاکتیک غافلگیری، به اضافه اشتباهات تاکتیکی و سازمانی صلیبیان، عوامل اصلی نتیجهٔ نبرد مرج عیون بودند.