
نبرد پولتاوا در تاریخ ۲۸ ژوئن ۱۷۰۹ میلادینقطه عطفی در جنگ بزرگ شمالی بود که بین نیروهای سوئدی تحت فرماندهی شاه کارل دوازدهم و نیروهای روسیه به رهبری تزار پیتر یکم رخ داد. این نبرد نه تنها سرنوشت جنگ را تعیین کرد، بلکه موازنه قدرت در شمال اروپا را به طور بنیادین تغییر داد و روسیه را به عنوان یک قدرت بزرگ اروپایی تثبیت کرد.
در سالهای پیش از پولتاوا، سوئد تحت رهبری کارل دوازدهم به یک قدرت نظامی بسیار قوی در شمال اروپا تبدیل شده بود و قلمروی گستردهای شامل فنلاند، بالتیک، و بخشهایی از پروس و لهستان را تحت سلطه داشت. تزار پیتر یکم که به دنبال مدرنسازی روسیه و دستیابی به دسترسی به دریای بالتیک بود، در جنگ بزرگ شمالی (۱۷۰۰–۱۷۲۱) علیه سوئد وارد عمل شد.
در سال ۱۷۰۸، کارل دوازدهم تصمیم گرفت حملهای به روسیه انجام دهد و ارتش خود را به سمت جنوب و شرق حرکت داد. ارتش سوئد با سرعت و تاکتیکهای شجاعانه پیشروی میکرد، اما مشکلات لجستیکی، سرمای شدید زمستان روسیه، و کمبود منابع، ارتش سوئد را خسته و تضعیف کرد. در این میان، روسها با عقبنشینی مداوم و استفاده از زمین، منابع و تاکتیکهای خرابکاری، نیروهای سوئدی را فرسوده کردند.
در نزدیکی روستای پولتاوا در اوکراین، دو ارتش به طور مستقیم با یکدیگر مواجه شدند. نیروهای سوئدی حدود ۲۰ هزار نفر بودند که بیشتر شامل پیادهنظام و سوارهنظام سبک و سنگین میشدند، در حالی که روسها نزدیک به ۴۰ هزار نفر داشتند و از توپخانه و ارتش مدرنسازی شدهای بهره میبردند. روسها از توپخانه سنگین، استحکامات موقت و تاکتیکهای دفاعی و تدافعی استفاده کردند تا جلوی حمله سریع سوئدیها را بگیرند.
نبرد در صبح آغاز شد، سوئدیها تلاش کردند با حملهای مستقیم از خطوط روسیه عبور کنند، اما زمین خیس و باتلاقی، هماهنگی ضعیف و گلولهباران شدید توپخانه روسها، حمله را به شدت دشوار کرد. سوارهنظام سوئدی، که در نبردهای پیشین بسیار موفق عمل کرده بود، اینبار تحت فشار توپخانه و آتش سنگین روسها دچار هرج و مرج شد. پیادهنظام سوئدی با شجاعت جنگید، اما محاصره و فشار از جناحین روسها باعث تلفات سنگین شد.
تزار پیتر یکم با دقت از ضعفهای ارتش سوئد استفاده کرد و نیروهای ذخیره خود را به موقع وارد میدان کرد. مانورهای هوشمندانه روسها، به ویژه دور زدن جناحهای سوئدی و قطع خطوط تدارکاتی، موجب شد ارتش کارل دوازدهم به تدریج در هم بشکند. کارل دوازدهم، که خود در میدان نبرد حضور داشت، زخمی شد و مجبور به عقبنشینی شد.
تلفات سوئدیها سنگین بود؛ حدود ۷ هزار نفر کشته یا زخمی شدند و حدود ۱۹۰۰۰ نفر دیگر اسیر شدند، در حالی که تلفات روسها حدود ۴۰۰۰ نفر بود. شکست پولتاوا به معنای پایان قدرت نظامی غالب سوئد در شمال اروپا و آغاز صعود روسیه به عنوان قدرت منطقهای بود. این نبرد همچنین نشان داد که تغییرات تکنولوژیکی، توپخانه مدرن، تاکتیکهای دفاعی و برنامهریزی لجستیکی در جنگهای قرن هجدهم اهمیت فراوان دارند.
پس از نبرد، روسها به سرعت بخشهای مهم قلمروی بالتیک را تصرف کردند و دسترسی خود به دریا را تثبیت کردند. کارل دوازدهم به عثمانی گریخت و تلاشهای سوئد برای بازپسگیری قدرت گذشته ناکام ماند. نبرد پولتاوا نه تنها یک رویداد نظامی، بلکه یک تحول ژئوپلیتیکی بود که مسیر تاریخ اروپا را برای دههها تعیین کرد و نقش روسیه را به عنوان بازیگر اصلی در صحنه بینالمللی تثبیت نمود.