
نبرد کوآن که با نامهای دومین جنگ خلیج هاکاتا یا دومین تهاجم مغول به ژاپن نیز شناخته میشود، تلاش عظیم و سرنوشتساز قوبلای خان برای فتح مجدد مجمعالجزایر ژاپن در سال ۱۲۸۱ میلادی بود. این حمله که در پی تهاجم ناموفق اول در سال ۱۲۷۴ (جنگ بون ای) صورت گرفت، به دلیل ترکیبی از آمادگی دفاعی ژاپن، تاکتیکهای رزمی چریکی، مشکلات لجستیکی مهاجمان و در نهایت، یک طوفان ویرانگر، به شکستی فاجعهبار برای امپراتوری مغول انجامید. این رویداد نه تنها مرزهای گسترش مغول را مشخص کرد، بلکه به اسطورهای ماندگار در هویت ملی ژاپن تبدیل شد.
پس از عقبنشینی ناوگان مغول در سال ۱۲۷۴، قوبلای خان، بنیانگذار سلسله یوآن در چین، مصمم به تسخیر ژاپن باقی ماند. او در فاصلهٔ میان دو جنگ، چندین هیئت دیپلماتیک به ژاپن فرستاد و خواستار اظهار انقیاد شد. با این حال، شوگونسالاری کاماکورا به رهبری هوجو توکیمونه نه تنها این درخواستها را رد کرد، بلکه فرستادگان مغول را اعدام نمود؛ اقدامی که خشم قوبلای خان را برانگیخت.
از سوی دیگر، تسخیر کامل چین جنوبی (سلسله سونگ) توسط مغولان در سال ۱۲۷۹، منابع انسانی، مالی و دریایی عظیمی را در اختیار قوبلای خان قرار داد. این امر امکان برنامهریزی برای یک حمله دوگانه و گسترده را فراهم آورد.
ژاپنیها که انتظار حمله مجدد را داشتند، هفت سال را به تقویت گسترده دفاعات خود اختصاص دادند. مهمترین این اقدامات، ساخت دیوار سنگی عظیمی به نام گنکو بوری در اطراف خلیج هاکاتا بود. این دیوار به طول حدود ۲۰ کیلومتر و ارتفاع ۲ متر ساخته شد تا از پیادهشدن نیروهای دشمن جلوگیری کند. علاوه بر این، ساموراییهای کیوشو سازماندهی شدند و در نقاط حساس، استحکامات و پایگاههایی احداث گردید.
قوبلای خان برای این تهاجم، یکی از بزرگترین ناوگانهای تاریخ پیشامدرن را گردآوری کرد. این نیرو به دو بخش اصلی تقسیم میشد:
ناوگان شرقی (توروگون): متشکل از حدود ۴۰٬۰۰۰ سرباز از گوریو (کره)، مغول و چین شمالی، به همراه ۹۰۰ کشتی. فرماندهی این ناوگان بر عهده ژنرال کرهای، کیم بنگ-گیونگ بود.
ناوگان جنوبی (کونانگون): متشکل از حدود ۱۰۰٬۰۰۰ سرباز از چین جنوبی تازه تسخیرشده، به همراه ۳٬۵۰۰ کشتی. فرماندهی کل عملیات با ژنرال مغول، آراخان بود.
بر اساس منابع سنتی، نیروی کل مهاجم حدود ۱۴۰٬۰۰۰ نفر و ۴٬۴۰۰ کشتی برآورد شده است. با این حال، مورخان مدرن مانند توماس کونلان این اعداد را اغراقآمیز میدانند و معتقدند نیروی واقعی احتمالاً بسیار کمتر (شاید در حد ۱۴٬۰۰۰ تا ۷۰٬۰۰۰ نفر) بوده است. قابل توجه است که بسیاری از سربازان ناوگان جنوبی، سربازان سابق سونگ بودند که به اجبار به خدمت گرفته شده و فاقد انگیزه و حتی سلاحهای مناسب بودند.
ناوگان شرقی در ۲۲ مه ۱۲۸۱ از کره حرکت کرد و در ۹ ژوئن به تسوشیما و در ۱۴ ژوئن به جزیره ایکی حمله برد. بر خلاف طرح اولیه، فرماندهان این ناوگان به جای انتظار برای پیوستن ناوگان جنوبی، خودسرانه در ۲۳ ژوئن به سمت خلیج هاکاتا حرکت کردند. آنها با دیوار دفاعی ژاپنیها روبرو شدند و نتوانستند موضعی در ساحل کسب کنند.
ناوگان جنوبی به دلیل مشکلات تأمین آذوقه و بیماری فرماندهش با تأخیر مواجه شد. این تأخیر سرنوشتساز باعث شد دو ناوگان سرانجام در اوایل اوت (مصادف با اوج فصل طوفانهای دریایی در ژاپن) در نزدیکی جزیره هیرادوشیما به یکدیگر بپیوندند.
پیش از پیوستن ناوگانها، ساموراییهای ژاپنی با استفاده از قایقهای کوچک، حملات شبانه و جسورانهای را به کشتیهای مهاجم آغاز کردند. این تاکتیک که در منابعی مانند "هاچیمان گودوکون" ثبت شده، باعث خستگی و تلفات در میان نیروهای مغول شد. ژاپنیها حتی موفق شدند برخی از کشتیها را به آتش بکشند. این حملات مداوم، فرماندهان مغول را وادار کرد برای مقابله، کشتیهای خود را با زنجیر و تخته به یکدیگر متصل کنند؛ اقدامی که در مواجهه با طوفان بعدی به فاجعه انجامید.
در شب پانزدهم اوت ۱۲۸۱، طوفان عظیمی (که بعدها کامیکازه نام گرفت) ناوگان متحد مغول را که در نزدیکی جزیره تاکاشیما لنگر انداخته بود، درهم کوبید. این طوفان به قدری شدید بود که به گفته منابع، بیش از نیمی از کشتیها نابود شدند و هزاران سرباز غرق گردیدند. تحقیقات باستانشناسی دریایی جدید نشان میدهد که بسیاری از کشتیهای این ناوگان به دلیل ساخت عجولانه و عدم استحکام کافی (مانند نداشتن تیرک دماغه محکم)، در برابر طوفان بسیار آسیبپذیر بودند.
پس از طوفان، ژاپنیها باقیمانده سربازان مهاجم را که به ساحل رسیده یا در دریا سرگردان بودند، تعقیب و منهدم کردند. گزارشها حاکی از آن است که ژاپنیها سربازان چینی جنوبی را که به اجبار در جنگ شرکت کرده بودند، بخشیدند، اما مغولان، کرهایها و چینیهای شمالی را قتلعام نمودند. بر اساس یک منبع کرهای، از ۲۶٬۹۸۹ سرباز کرهای حاضر در ناوگان شرقی، تنها ۷٬۵۹۲ نفر بازگشتند. تلفات کلی مهاجمان بین ۶۰ تا ۹۰ درصد برآورد شده است.
برای مغولان: این شکست سنگین، پایانی بر آرزوی قوبلای خان برای فتح ژاپن بود. امپراتوری مغول بخش عمدهای از توان دریایی خود را از دست داد و هرگز نتوانست حمله سومی را تدارک ببیند.
برای ژاپن: پیروزی در دو نبرد با مغولان، به ویژه با کمک طوفانهای کامیکازه، این باور را در ژاپن تقویت کرد که این سرزمین تحت حمایت الهی است و هرگز تسخیر نخواهد شد. این ایدهشناسی تا پایان جنگ جهانی دوم بر سیاست خارجی ژاپن سایه انداخت. با این حال، هزینههای مالی سنگین دفاع و ناتوانی شوگونسالاری در پاداشدهی به ساموراییها، به تدریج باعث تضعیف حکومت کاماکورا و سقوط آن در سال ۱۳۳۳ میلادی شد.
شکست مغول در ژاپن، همراه با ناکامیهایش در ویتنام و جاوا، محدودیتهای قدرت نظامی مغول را آشکار کرد. از سوی دیگر، این رویداد باعث تشدید فعالیتهای دزدان دریایی ژاپنی (واکوکو) علیه سواحل چین و کره شد.