ویرگول
ورودثبت نام
علیرضا مرادی
علیرضا مرادیدانشجوی ارشد تاریخ ایران اسلامی علاقه مند به همه ی ادوار تاریخ
علیرضا مرادی
علیرضا مرادی
خواندن ۴ دقیقه·۲ روز پیش

نبرد یرموک

نبرد یرموک در اوت سال ۶۳۶ میلادی، برابر با سال ۱۵ هجری قمری، در دوره خلافت عمر بن خطاب رخ داد و یکی از تعیین‌کننده‌ترین رویارویی‌های نظامی سده هفتم میلادی بود؛ نبردی که نه فقط سرنوشت شام بلکه توازن قدرت در خاورمیانه را برای قرن‌ها تغییر داد. برای درک عظمت آن باید چند سال به عقب بازگردیم. امپراتوری روم شرقی به رهبری هراکلیوس تازه از جنگی فرسایشی و ویرانگر با ساسانیان بیرون آمده بود. این جنگ طولانی اقتصاد، نیروی انسانی و زیرساخت‌های نظامی روم را فرسوده کرده بود، هرچند هراکلیوس در نهایت پیروز شد و اورشلیم را بازپس گرفت. اما همین امپراتوری خسته، ناگهان با نیرویی تازه‌نفس از جنوب روبه‌رو شد؛ قبایل عرب متحد شده زیر پرچم اسلام که پس از تثبیت قدرت در شبه‌جزیره عربستان، به سوی شام و عراق حرکت کرده بودند.

در سال‌های پیش از یرموک، نیروهای مسلمان چندین درگیری مهم با بیزانسی‌ها داشتند و شهرهایی مانند بُصری و بخش‌هایی از فلسطین را تصرف کرده بودند. در مقابل، هراکلیوس تصمیم گرفت با گردآوری یک ارتش بزرگ و چندملیتی، ضربه‌ای قاطع وارد کند. سپاه روم متشکل از رومیان، ارمنیان، اسلاوها و اعراب مسیحی غسانی بود. فرماندهی میدانی به وهان، سردار ارمنی، و تئودور تریتوریوس سپرده شد. هدف روشن بود: بیرون راندن مسلمانان از شام و بازگرداندن مرزهای جنوبی امپراتوری.

در سوی مقابل، نیروهای مسلمان ابتدا به شکل پراکنده در جبهه‌های مختلف حضور داشتند. اما با درک خطر، خالد بن ولید که پیش‌تر در جبهه عراق با ساسانیان جنگیده بود، با یک حرکت برق‌آسا از عراق به شام آمد و نیروها را متحد کرد. او پیشنهاد داد که به‌جای دفاع در شهرها، همه نیروها در یک میدان باز متمرکز شوند تا از تحرک سواره‌نظام سبک عرب بهره ببرند. این تصمیم به انتخاب دشت‌های اطراف رود یرموک انجامید؛ منطقه‌ای در نزدیکی مرزهای امروزی سوریه و اردن، با دره‌های عمیق و پرتگاه‌هایی که می‌توانست هم فرصت باشد و هم تهدید.

جغرافیای میدان نبرد نقش تعیین‌کننده‌ای داشت. رود یرموک و شاخه‌هایش در جنوب و غرب میدان جریان داشتند و دره‌های عمیق اطراف، امکان عقب‌نشینی گسترده را محدود می‌کردند. مسلمانان پشت به بیابان و در موقعیتی قرار گرفتند که اگرچه از نظر عددی در اقلیت بودند، اما از نظر تحرک برتری داشتند. برآورد شمار نیروها متفاوت است، اما اغلب پژوهش‌های جدید تعداد مسلمانان را حدود ۲۵ تا ۴۰ هزار نفر و ارتش بیزانس را ۴۰ تا ۶۰ هزار نفر تخمین می‌زنند. منابع کهن اعداد بسیار بزرگ‌تری ذکر کرده‌اند که با معیارهای لجستیکی آن زمان سازگار نیست.

نبرد طی شش روز شکل گرفت. در روز نخست، بیزانسی‌ها با تکیه بر پیاده‌نظام سنگین و سواره‌نظام زره‌پوش خود حمله کردند. فشار اولیه بر جناح‌های مسلمانان شدید بود و برخی واحدها عقب نشستند، اما حضور متحرک سواره‌نظام تحت فرمان خالد مانع فروپاشی خط شد. روز دوم نیز با حملات متمرکز رومیان آغاز شد. گفته می‌شود برخی فرماندهان رومی در درگیری‌های تن‌به‌تن کشته شدند که بر روحیه سپاه تأثیر گذاشت. روزهای سوم و چهارم بیشتر به درگیری‌های فرسایشی و تلاش برای شکستن جناح‌ها گذشت. مسلمانان چند بار تا آستانه عقب‌نشینی رفتند اما با سازمان‌دهی مجدد خطوط و حتی حضور زنان در پشت جبهه برای جلوگیری از فرار، انسجام خود را حفظ کردند.

نقطه عطف در روز پنجم و ششم رخ داد. خالد بن ولید تصمیم گرفت از حالت تدافعی خارج شود. او سواره‌نظام را در قالب یک نیروی ضربتی متمرکز کرد؛ چیزی شبیه به یک ذخیره متحرک که می‌توانست در هر نقطه بحرانی وارد شود. در روز ششم، با یک مانور وسیع، سواره‌نظام مسلمان ابتدا جناح چپ بیزانس را درهم شکست و سپس با چرخش سریع، پشت پیاده‌نظام رومی ظاهر شد. همزمان، مسیرهای عقب‌نشینی به سوی پل‌ها و گذرگاه‌های محدود دره تحت فشار قرار گرفت. در آشوب عقب‌نشینی، بسیاری از سربازان بیزانسی در دره‌ها سقوط کردند یا در محاصره کشته شدند. ساختار فرماندهی روم فروپاشید و ارتش عملاً از هم گسیخت.

تلفات دقیق مشخص نیست، اما روشن است که ارتش بیزانس ضربه‌ای ویرانگر خورد و بخش بزرگی از نیروی خود را از دست داد، در حالی که مسلمانان نیز تلفات سنگینی دادند اما انسجام‌شان حفظ شد. این شکست برای هراکلیوس چنان سنگین بود که گفته می‌شود هنگام ترک سوریه با اندوه گفته است: «خداحافظ ای سوریه، چه سرزمین زیبایی برای دشمنان من خواهی بود.»

پیامدهای یرموک فوری و عمیق بود. با نابودی قدرت میدانی روم در شام، شهرهای بزرگ یکی پس از دیگری سقوط کردند. دمشق تثبیت شد، اورشلیم در سال بعد تسلیم شد و راه برای فتح مصر گشوده شد. از منظر راهبردی، یرموک نقطه‌ای بود که در آن ابتکار عمل از یک امپراتوری کهن به نیرویی نوظهور منتقل شد. شام بعدها به مرکز خلافت اموی تبدیل شد و از همین پایگاه، فتوحات به سوی شمال آفریقا و حتی اسپانیا ادامه یافت.

اعرابمسیحیتاسلامتاريخ
۷
۰
علیرضا مرادی
علیرضا مرادی
دانشجوی ارشد تاریخ ایران اسلامی علاقه مند به همه ی ادوار تاریخ
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید