
نبرد یَمامه یکی از خونینترین و سرنوشتسازترین نبردهای تاریخ صدر اسلام است که در سال ۱۱ هجری قمری، اندکی پس از درگذشت پیامبر اسلام، در سرزمین یمامه در ناحیه نجد رخ داد. این نبرد نه فقط یک درگیری نظامی، بلکه نقطه عطفی در تثبیت خلافت نوپای اسلامی، پایان دادن به جنبشهای ارتداد و مقابله با مدعیان نبوت بود؛ نبردی که پیامدهای سیاسی، مذهبی و حتی متنیِ عمیقی داشت و مستقیماً به شکلگیری پروژه گردآوری قرآن انجامید.
پس از وفات پیامبر اسلام، بسیاری از قبایل عرب که پیوندشان با مدینه بیش از آنکه اعتقادی باشد سیاسی و شخصی بود، بیعت خود را با دولت مرکزی از دسترفته تلقی کردند. در این فضای آشفته، افرادی که پیشتر نیز ادعاهایی کرده بودند، فرصت را مناسب دیدند تا با تکیه بر قدرت قبیلهای یا نفوذ شخصی، خود را پیامبر بنامند. خطرناکترین و سازمانیافتهترینِ این افراد مُسیلمه بن حبیب حنفی، معروف به «مسیلمه کذّاب»، رهبر قبیله بنیحنیفه در یمامه بود. او حتی در زمان حیات پیامبر اسلام نیز ادعای نبوت کرده و هیئتی به مدینه فرستاده بود و پس از بازگشت، بهطور آشکار خود را شریک پیامبر در نبوت معرفی کرد. پیامبر اسلام در پاسخ، نامهای تند برای او فرستاد و وی را «کذّاب» نامید، لقبی که در تاریخ با او ماندگار شد.
پس از وفات پیامبر، مسیلمه با بهرهگیری از انسجام قبیله بنیحنیفه، قدرت نظامی قابل توجهی فراهم کرد. یمامه یکی از ثروتمندترین مناطق عربستان بود، دارای کشاورزی، جمعیت بالا و نیروی جنگی منظم. مسیلمه نهتنها از پرداخت زکات به مدینه سر باز زد، بلکه عملاً دولتی مستقل تشکیل داد و احکام و آیینهای خاص خود را رواج داد. در این شرایط، ابوبکر صدیق که بهتازگی به خلافت رسیده بود، تصمیم گرفت با قاطعیت با تمام جنبشهای ارتداد برخورد کند. او جنگهایی را که بعدها به «جنگهای رِدّه» معروف شد، آغاز کرد.
در آغاز، ابوبکر فرماندهی سپاه اعزامی به سوی یمامه را به عِکرِمه بن ابیجهل سپرد، اما عکرمه بدون انتظار برای نیروی کمکی، شتابزده با سپاه مسیلمه درگیر شد و شکست سختی خورد. این شکست، خطر یورش مسیلمه به دیگر مناطق را افزایش داد. پس از آن، ابوبکر با قاطعیت فرماندهی اصلی را به خالد بن ولید، سردار برجسته و باتجربه اسلام، سپرد. خالد مأمور شد با سپاهی بزرگ و منسجم به یمامه حرکت کند و کار مسیلمه را یکسره سازد.
سپاه خالد بن ولید متشکل از مهاجران و انصار و جنگاوران نامداری بود؛ افرادی چون ابو حذیفه بن عتبه، سالم مولی ابیحذیفه، زید بن خطاب (برادر عمر بن خطاب)، ثابت بن قیس بن شماس، ابودجانه، براء بن مالک و دهها حافظ قرآن در میان آنان حضور داشتند. این ترکیب نشان میداد که خلافت، این نبرد را مسئلهای حیاتی تلقی میکند.
دو سپاه در دشتهای یمامه با یکدیگر روبهرو شدند. مسیلمه نیرویی بسیار بزرگ فراهم کرده بود؛ منابع شمار سپاه او را دهها هزار نفر ذکر میکنند. جنگ با درگیریهای پراکنده آغاز شد، اما بهسرعت به نبردی تمامعیار و خونین تبدیل گشت. در مراحل نخست، سپاه مسیلمه با تکیه بر تعداد زیاد و انسجام قبیلهای، فشار سنگینی بر مسلمانان وارد کرد. حتی بخشی از سپاه خالد دچار آشفتگی شد و خطر شکست کامل احساس گردید.
در این لحظات بحرانی، خالد بن ولید دست به سازماندهی دوباره سپاه زد. او نیروها را بر اساس پیوندهای پیشین، مهاجران را در یک جناح و انصار را در جناحی دیگر سامان داد تا روحیه و انسجام بازگردد. همزمان، خطبهها و فریادهای جنگیِ فرماندهان و قاریان قرآن، نقش مهمی در تقویت روحیه مسلمانان داشت. زید بن خطاب با شجاعتی کمنظیر میجنگید و فریاد میزد که امروز، روز جدا شدن حق از باطل است؛ او سرانجام در همین نبرد کشته شد.
با شدت گرفتن نبرد، سپاه مسیلمه به عقب رانده شد و به باغی مستحکم پناه برد؛ باغی که بعدها به «حدیقه الموت» یا «باغ مرگ» شهرت یافت. این باغ با دیوارهای بلند، آخرین سنگر مسیلمه و پیروانش بود. نبرد در برابر دروازههای باغ به اوج خشونت رسید. مسلمانان برای ورود، تلفات سنگینی دادند. در این میان، براء بن مالک، برادر انس بن مالک، داوطلب شد تا او را با سپرها به بالای دیوار پرتاب کنند. او با زخمیشدنهای متعدد، موفق شد دروازه را از داخل بگشاید و راه را برای هجوم سپاه باز کند.
درون باغ، کشتاری بیامان رخ داد. سرانجام، مسیلمه کذاب به دست وحشی بن حرب کشته شد؛ همان فردی که سالها پیش در جنگ اُحد، حمزه بن عبدالمطلب را به قتل رسانده بود. گفته میشود وحشی با نیزهای که پرتاب کرد، مسیلمه را از پا درآورد و یکی از انصار نیز ضربه نهایی را زد. با مرگ مسیلمه، مقاومت بنیحنیفه فروپاشید و نبرد یمامه پایان یافت.
پیروزی مسلمانان بسیار پرهزینه بود. شمار کشتهشدگان آنان، بهویژه حافظان قرآن، بهقدری زیاد بود که عمر بن خطاب را بهشدت نگران کرد. او بیم داشت که با ادامه چنین جنگهایی، بخشهایی از قرآن که در سینهها حفظ شده بود، از میان برود. همین نگرانی، عمر را واداشت تا ابوبکر را قانع کند که قرآن باید بهصورت مکتوب و منسجم گردآوری شود. ابوبکر، با وجود تردید اولیه، این پیشنهاد را پذیرفت و زید بن ثابت مأمور این کار شد؛ اقدامی که ریشهاش مستقیماً به تلفات نبرد یمامه بازمیگردد.
از نظر سیاسی و نظامی، نبرد یمامه قدرت خلافت را تثبیت کرد و نشان داد که دولت مرکزی مدینه، نهتنها مشروعیت مذهبی، بلکه توان نظامی لازم برای حفظ وحدت شبهجزیره عربستان را دارد. شکست مسیلمه، بزرگترین تهدید داخلی علیه خلافت را از میان برداشت و راه را برای فتوحات بعدی در عراق و شام هموار ساخت.
نبرد یمامه در حافظه تاریخی مسلمانان، هم بهعنوان نماد قاطعیت در برابر ارتداد و ادعای دروغین نبوت شناخته میشود و هم بهعنوان یکی از تلخترین میدانهایی که خون بسیاری از یاران نخستین اسلام بر زمین ریخت؛ نبردی که پیامدهای آن، از سیاست و جنگ فراتر رفت و بر شکلگیری متن مقدس اسلام نیز اثر مستقیم گذاشت.