ویرگول
ورودثبت نام
علیرضا مرادی
علیرضا مرادیدانشجوی ارشد تاریخ ایران اسلامی علاقه مند به همه ی ادوار تاریخ
علیرضا مرادی
علیرضا مرادی
خواندن ۳ دقیقه·۷ روز پیش

گوستاو واسا

گوستاو واسا در سال ۱۴۹۶ میلادی در خانواده‌ای اشرافی اما نه‌چندان قدرتمند در سوئد به دنیا آمد. خاندان واسا بخشی از اشراف بومی سوئد بودند که در ساختار سیاسی آن زمان، زیر فشار شدید اشراف دانمارکی و پادشاهان اتحادیه کالمار قرار داشتند. اتحادیه کالمار، که از اواخر قرن چهاردهم شکل گرفته بود، سه پادشاهی دانمارک، نروژ و سوئد را ظاهراً زیر یک تاج متحد می‌کرد، اما در عمل سوئد را به تابعی از دانمارک تبدیل کرده بود. نارضایتی گسترده میان اشراف، کشاورزان و حتی روحانیون سوئدی وجود داشت و این بستر تاریخی، زمینه ظهور شخصیتی مانند گوستاو واسا را فراهم کرد.

در سال ۱۵۲۰، کریستیان دوم، پادشاه دانمارک، پس از ورود به استکهلم و وعده عفو عمومی، دست به یکی از خونین‌ترین سرکوب‌های سیاسی تاریخ اسکاندیناوی زد؛ رویدادی که به «حمام خون استکهلم» معروف شد. صدها نفر از اشراف، روحانیان و نخبگان سوئدی اعدام شدند. پدر گوستاو واسا نیز در میان قربانیان بود. این واقعه تأثیر روانی و سیاسی عمیقی بر گوستاو گذاشت و مسیر زندگی او را به‌طور کامل تغییر داد. از این لحظه به بعد، مبارزه با سلطه دانمارک برای او نه‌فقط یک هدف سیاسی، بلکه یک انتقام شخصی و مأموریت تاریخی شد.

گوستاو واسا پس از حمام خون، مدتی اسیر دانمارکی‌ها شد اما موفق به فرار گردید. او به مناطق شمالی سوئد، به‌ویژه دالارنا، پناه برد؛ منطقه‌ای کوهستانی با مردمی مستقل و مقاوم. در ابتدا، مردم محلی به او بی‌اعتماد بودند، اما با افشای جنایات دانمارکی‌ها و یادآوری حمام خون استکهلم، توانست حمایت آن‌ها را جلب کند. این مرحله از زندگی گوستاو واسا بسیار تعیین‌کننده است، زیرا او برای نخستین‌بار توانست یک قیام مردمی واقعی را سازمان‌دهی کند، نه صرفاً یک توطئه اشرافی.

بین سال‌های ۱۵۲۱ تا ۱۵۲۳، گوستاو واسا رهبری جنگی گسترده علیه نیروهای دانمارکی را بر عهده داشت. این جنگ ترکیبی از نبردهای نظامی، محاصره شهرها، اتحاد با نیروهای خارجی (به‌ویژه بازرگانان لوبک) و بسیج دهقانان بود. برخلاف شورش‌های پیشین، این قیام دارای رهبری متمرکز و هدف سیاسی روشن بود: خروج کامل سوئد از اتحادیه کالمار. در نهایت، نیروهای دانمارکی شکست خوردند و در سال ۱۵۲۳، گوستاو واسا به‌عنوان پادشاه سوئد انتخاب شد. با این اتفاق، اتحادیه کالمار عملاً پایان یافت.

پس از رسیدن به تاج‌وتخت، گوستاو واسا با کشوری ویران، بدهکار و پر از اختلافات داخلی روبه‌رو بود. او به‌جای تکیه بر ساختار فئودالی سنتی، به‌تدریج قدرت را در دست پادشاه متمرکز کرد. اشراف قدیمی که انتظار سهم بیشتری داشتند، سرکوب یا محدود شدند. مالیات‌ها افزایش یافت، نظام اداری جدیدی شکل گرفت و ارتش منظم سلطنتی ایجاد شد. این اقدامات، اگرچه نارضایتی‌هایی به همراه داشت، اما پایه‌های دولت مرکزی قدرتمند سوئد را بنا نهاد.

یکی از مهم‌ترین اقدامات گوستاو واسا، اصلاحات مذهبی بود. او با الهام از جنبش پروتستان در اروپا، کلیسای سوئد را از پاپ و کلیسای کاتولیک جدا کرد. این اقدام نه‌فقط جنبه مذهبی داشت، بلکه کاملاً سیاسی و اقتصادی بود. املاک گسترده کلیسا مصادره شد و درآمد آن مستقیماً به خزانه سلطنتی منتقل گردید. روحانیون تحت نظارت دولت قرار گرفتند و پادشاه عملاً به بالاترین مرجع مذهبی کشور تبدیل شد. این تصمیم نقش بزرگی در تقویت قدرت سلطنت و کاهش نفوذ نیروهای خارجی داشت.

سیاست‌های سخت‌گیرانه مالی و مذهبی گوستاو واسا باعث بروز شورش‌های متعددی شد، از جمله شورش‌های دهقانی و مقاومت‌های محلی در مناطق مختلف. معروف‌ترین آن‌ها شورش دالارنا بود؛ همان منطقه‌ای که پیش‌تر از او حمایت کرده بود. گوستاو واسا این شورش‌ها را با قاطعیت و خشونت سرکوب کرد. این برخوردها نشان می‌دهد که او از یک رهبر انقلابی مردمی به یک پادشاه اقتدارگرا تبدیل شده بود، اما همین اقتدارگرایی موجب ثبات بلندمدت کشور شد.

گوستاو واسا در سال ۱۵۶۰ درگذشت، اما میراث او قرن‌ها باقی ماند. او بنیان‌گذار دودمان واسا شد که دهه‌ها بر سوئد حکومت کرد. استقلال سیاسی، دولت متمرکز، کلیسای ملی سوئد و هویت ملی جدید، همگی از نتایج مستقیم اقدامات او بودند. در تاریخ‌نگاری سوئدی، گوستاو واسا اغلب به‌عنوان «پدر ملت سوئد» شناخته می‌شود؛ شخصیتی که سوئد را از یک سرزمین تحت سلطه خارجی، به یک پادشاهی مستقل و قدرتمند تبدیل کرد.

سوئدقیاماسکاندیناویتاریخ
۴
۰
علیرضا مرادی
علیرضا مرادی
دانشجوی ارشد تاریخ ایران اسلامی علاقه مند به همه ی ادوار تاریخ
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید