ویرگول
ورودثبت نام
علیرضا مرادی
علیرضا مرادیدانشجوی ارشد تاریخ ایران اسلامی علاقه مند به همه ی ادوار تاریخ
علیرضا مرادی
علیرضا مرادی
خواندن ۲ دقیقه·۲ روز پیش

گوشهٔ بارکمن

درگیری‌ای زرهی در تابستان ۱۹۴۴ در نرماندی که به نام فرمانده تانک آلمانی، ارنست بارکمان شناخته می‌شود. این واقعه در بستر عقب‌نشینی نیروهای آلمانی پس از شکست خطوط دفاعی‌شان در غرب فرانسه رخ داد و بعدها به یکی از مشهورترین نمونه‌های «قهرمانی فردی» در ادبیات نظامی آلمان بدل شد.

زمینهٔ عملیاتی این رویداد را باید در تحولات اواخر ژوئیه ۱۹۴۴ جست‌وجو کرد. متفقین پس از هفته‌ها نبرد فرسایشی در نرماندی، عملیات بزرگی با نام عملیات کبرا آغاز کردند. تمرکز بی‌سابقهٔ بمباران هوایی و پشتیبانی توپخانه‌ای، خطوط دفاعی آلمان را در جنوب سن‌لو در هم شکست. نیروهای زرهی آمریکا از رخنه ایجادشده عبور کردند و روند پیشروی به عمق فرانسه آغاز شد. در این شرایط، واحدهای زرهی آلمانی ناچار به اجرای نبردهای تأخیری و عقب‌نشینی‌های مرحله‌ای شدند. یکی از این واحدها، لشکر دوم زرهی اس‌اس داس رایش بود که بارکمان در آن خدمت می‌کرد.

منطقهٔ بوکاژ نرماندی که این درگیری در آن رخ داد، نقشی تعیین‌کننده داشت. بوکاژ به شبکه‌ای از مزارع کوچک محصور با پرچین‌های ضخیم و خاکریزهای طبیعی گفته می‌شود که میدان دید را محدود و حرکت زرهی را به جاده‌های باریک منحصر می‌کند. در چنین محیطی، هر پیچ جاده می‌تواند به کمین تبدیل شود. ستون‌های زرهی که در فضای باز دشت‌ها قدرت مانور دارند، در این هزارتوی سبز به اهدافی آسیب‌پذیر بدل می‌شوند.

در ۲۷ ژوئیه ۱۹۴۴، در نزدیکی روستای لو لوره، بارکمان با تانک پنتر خود در حوالی یک تقاطع جاده‌ای موضع گرفت. تانک پنتر با توپ ۷۵ میلی‌متری پرسرعت خود در بردهای متوسط برتری قابل‌توجهی نسبت به بسیاری از تانک‌های آمریکایی، از جمله شرمن‌های مجهز به توپ ۷۵ میلی‌متری، داشت. زره شیب‌دار جلویی آن نیز در صورت قرارگیری در زاویه مناسب مقاومت بالایی ایجاد می‌کرد. این ترکیب از قدرت آتش و حفاظت، در شرایط کمین می‌توانست مرگبار باشد.

روایت آلمانی که پس از جنگ تثبیت شد، چنین می‌گوید: یک ستون زرهی آمریکایی از تقاطع عبور می‌کرد که بارکمان با بهره‌گیری از استتار و عنصر غافلگیری شلیک را آغاز کرد. نخستین گلوله‌ها به هدف نشستند و چند تانک و خودروی زرهی در مدت کوتاهی منهدم شدند. در برخی منابع آلمانی، شمار تلفات دشمن تا بیش از ده وسیله ذکر شده است. سپس، پیش از آنکه واکنش مؤثر شکل بگیرد، بارکمان موضع خود را تغییر داد و از محاصره گریخت.

اما هنگامی که اسناد آمریکایی بررسی می‌شود، تصویر ساده‌تر و محتاطانه‌تری پدیدار می‌گردد. گزارش‌های یگان‌های درگیر وقوع درگیری در آن منطقه را تأیید می‌کنند، اما تعداد تلفات ثبت‌شده کمتر از ارقام اعلام‌شده در روایت‌های آلمانی است. پژوهش‌های تطبیقی پس از جنگ نشان داده‌اند که احتمال بزرگ‌نمایی در روایت‌های تبلیغاتی وجود دارد؛ پدیده‌ای که در ارتش‌های در حال عقب‌نشینی چندان غیرمعمول نیست. در سال ۱۹۴۴، آلمان در جبهه غربی با بحران راهبردی روبه‌رو بود و روایت‌های قهرمانی فردی می‌توانستند کارکرد روانی و تبلیغاتی داشته باشند.

آلمانجنگ جهانی دوم
۴
۱
علیرضا مرادی
علیرضا مرادی
دانشجوی ارشد تاریخ ایران اسلامی علاقه مند به همه ی ادوار تاریخ
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید