ویرگول
ورودثبت نام
علیرضا مرادی
علیرضا مرادیدانشجوی ارشد تاریخ ایران اسلامی علاقه مند به همه ی ادوار تاریخ
علیرضا مرادی
علیرضا مرادی
خواندن ۵ دقیقه·۱ روز پیش

گوگوریو

گوگوریو یکی از سه پادشاهی بزرگ کره باستان بود که از سال ۳۷ پیش از میلاد تا ۶۶۸ میلادی بر بخش‌های وسیعی از شمال شبه‌جزیره کره و منچوری حکومت کرد. این پادشاهی از ابتدا ماهیتی نظامی، قبیله‌ای و جنگاور داشت و در تقابل دائمی با چین، قبایل شمالی و دو پادشاهی دیگر کره یعنی بکجه و شیلا قرار داشت. ساختار قدرت در گوگوریو ترکیبی از پادشاهی موروثی، اشراف جنگی و فرماندهان قلعه‌ها بود، به‌طوری که پادشاه نه تنها رهبر سیاسی، بلکه فرمانده اصلی ارتش به شمار می‌رفت.

جومونگ یا دانگ‌میونگ، بنیان‌گذار گوگوریو، پس از فرار از بویو شرقی، در منطقه جولبون دولتی جدید بنا کرد. او با ایجاد هویت مستقل سیاسی، جذب قبایل محلی و سازمان‌دهی نیروی نظامی، پایه‌های حکومت را بنا نهاد و نخستین دژها را ساخت. جومونگ جنگ‌هایی پراکنده با قبایل همسایه و بقایای دولت‌های محلی انجام داد تا قلمرو اولیه گوگوریو تثبیت شود.

پس از او، یوری، پسر جومونگ، پایتخت را تغییر داد و ساختار اشرافی را تقویت کرد. دوران او بیشتر صرف تثبیت حکومت مرکزی و مقابله با نارضایتی اشراف شد، و درگیری‌های محدودی با قبایل مرزی داشت اما تمرکز اصلی بر اداره داخلی بود.

دائه‌موسین یکی از جنگاورترین شاهان اولیه گوگوریو بود که حملات گسترده‌ای علیه فرمانداری‌های چین هان انجام داد و چندین دژ مرزی چین را تصرف کرد. در دوران او، گوگوریو از یک دولت محلی به یک قدرت منطقه‌ای در شمال شرق آسیا تبدیل شد و ساختار ارتش منظم تقویت شد.

مینجونگ، که پس از او به سلطنت رسید، بیشتر به حفظ ثبات داخلی پرداخت و سیاست‌های دائه‌موسین را ادامه داد. موبون، شاه بعدی، به دلیل سیاست‌های خشن و سرکوب اشراف نارضایتی گسترده ایجاد کرد و در نهایت توسط درباریان کشته شد؛ این نخستین بحران جدی مشروعیت در تاریخ گوگوریو بود.

ته‌جو، که از ۵۳ تا ۱۴۶ میلادی سلطنت کرد، نظام قبیله‌ای را به ساختار پادشاهی متمرکز تبدیل کرد، خاندان‌های اشرافی را سامان داد و قلمرو گوگوریو را گسترش داد. او جنگ‌های متعددی با قبایل اوکجه، دونگ‌یه و مناطق مرزی چین انجام داد و پایه‌های قدرت بلندمدت گوگوریو را بنا نهاد.

چادائه، جانشین او، با خشونت و درگیری‌های داخلی مواجه بود و سرکوب‌هایش باعث تضعیف قدرت مرکزی شد. شیندائه با اصلاحات محدود تلاش کرد دولت را ترمیم کند و ثبات نسبی ایجاد کرد، در حالی که گوگوکچئون با اصلاحات اقتصادی مانند توزیع غله در زمان قحطی مشروعیت سلطنت را تقویت کرد.

سانسانگ با درگیری‌های شدید با چین و جابجایی پایتخت مواجه بود و فشار خارجی افزایش یافت. دونگ‌چئون و جانشینان او با حملات شدید چین روبه‌رو شدند و مجبور به عقب‌نشینی‌های نظامی شدند. جونگ‌چئون و سئوچئون بیشتر به بازسازی ارتش و حفظ ثبات داخلی پرداختند، در حالی که بونگ‌سانگ ضعف رهبری داشت و اقتدار سلطنت موقتاً سقوط کرد. میچئون توانست نیروهای چینی را از مناطق مهمی بیرون براند و اقتدار نظامی گوگوریو را احیا کند.

گوگوگوون درگیر جنگ‌های سنگین با بکجه شد و حتی پایتخت مورد حمله قرار گرفت. سوسوریم اصلاحات بنیادین انجام داد، بودیسم را پذیرفت، قوانین مکتوب تدوین کرد و نهادهای دولتی ایجاد نمود. گوگوگیانگ دوران انتقالی را تجربه کرد و سپس گوانگ‌گائتو بزرگ، بزرگ‌ترین فاتح تاریخ گوگوریو، بکجه را شکست داد، بر شیلا سلطه یافت، قبایل شمالی را مطیع کرد و قلمرو را به اوج رساند.

جانگسو دوران طلایی گوگوریو را رقم زد، پایتخت به پیونگ‌یانگ منتقل شد، ثبات سیاسی برقرار شد و نفوذ فرهنگی گسترش یافت. مونجامیونگ و آنجانگ بیشتر بر دیپلماسی و حفظ تعادل داخلی تمرکز کردند، اما درگیری‌های جانشینی و فشار خارجی همچنان ادامه داشت.

یانگ‌وون با افزایش حملات خارجی مواجه شد و پیونگ‌وون اصلاحات دفاعی انجام داد و برای مقابله با چین آماده شد. یونگ‌یانگ جنگ‌های عظیم با دودمان سوئی، از جمله نبرد سالسو را رهبری کرد که ارتش عظیم سوئی شکست خورد و این پیروزی نقش مهمی در تثبیت استقلال گوگوریو داشت. یونگ‌نیو دوره‌ای پرآشوب را تجربه کرد که با کودتای نظامی و درگیری داخلی همراه بود و در نهایت بوجانگ آخرین شاه گوگوریو شد. دوران او با ضعف فرماندهی، اختلافات داخلی و فشار اتحاد تانگ و شیلا مشخص شد و منجر به سقوط پادشاهی شد.

جنگ‌های گوگوریو نقشی تعیین‌کننده در تاریخ این پادشاهی داشتند. جومونگ با قبایل جولبون و بقایای بویو می‌جنگید و قلمرو اولیه را تثبیت کرد. گوگوگوون با بکجه درگیر شد و پایتخت بارها مورد حمله قرار گرفت. گوانگ‌گائتو بزرگ برای نجات شیلا لشکرکشی کرد، بکجه را شکست داد و قبایل شمالی را مطیع ساخت. نبرد سالسو در ۶۱۲ میلادی با دودمان سوئی، با بهره‌گیری از رودخانه و باتلاق، ارتش عظیم سوئی را نابود کرد و یکی از بزرگ‌ترین پیروزی‌های نظامی گوگوریو محسوب شد. در ۶۴۵ میلادی، قلعه آنسی در برابر تانگ چین مقاومت کرد و نشان داد که حتی در شرایط کمبود منابع، استراتژی و مدیریت مؤثر می‌تواند پیروزی بیاورد. نهایتاً اتحاد تانگ و شیلا در ۶۶۸ میلادی گوگوریو را نابود کرد و سقوط پیونگ‌یانگ پایان رسمی این پادشاهی را رقم زد.

فرهنگ گوگوریو عمیقاً نظامی و قبیله‌ای بود. جامعه مردسالار و جنگ‌محور بود و شجاعت در میدان نبرد و مرگ قهرمانانه ارزش بالایی داشت. آموزش نظامی از کودکی آغاز می‌شد و مهارت‌هایی چون تیراندازی با کمان، سواره‌نظام، نبرد تن‌به‌تن و تاکتیک‌های کمین آموزش داده می‌شد. اشراف جنگی و خاندان‌های قبیله‌ای فرماندهی نظامی و اداره قلعه‌ها را بر عهده داشتند و شاه بدون حمایت آنان قدرت نداشت. آیین‌های شمنی و پرستش ارواح طبیعت، کوه‌ها و نیاکان در زندگی مردم رواج داشت و شاهان واسطه میان جهان انسان‌ها و ارواح بودند. قربانی حیوانات، آیین‌های پیشگویی و مراسم فصلی بخشی جدایی‌ناپذیر از زندگی مذهبی مردم بود. پذیرش بودیسم در دوران سوسوریم، همراه با تلفیق با شمنیسم، نوعی بودیسم جنگاورانه ایجاد کرد که با روحیه نظامی گوگوریو سازگار بود.

هنر گوگوریو شامل مقبره‌های سلطنتی و اشرافی با نقاشی‌های دیواری بود که صحنه‌های شکار، جنگ، رقص، ضیافت، اسب‌سواری و آیین‌های مذهبی را نشان می‌داد و منبعی بی‌نظیر برای شناخت زندگی روزمره، پوشش، سلاح‌ها و ساختار اجتماعی بود. معماری عمدتاً نظامی بود و دژهای سنگی عظیم با دیوارهای چندلایه بر فراز کوه‌ها ساخته می‌شد و با طبیعت اطراف یکپارچه می‌شدند. این سبک معماری بعدها الگوی دفاعی شیلا و برخی دژهای چین شمالی شد.

میراث گوگوریو فراتر از عمر سیاسی آن باقی ماند. بسیاری از نخبگان، سربازان و سنت‌های آن به دولت بالهه منتقل شدند و بالهه خود را وارث مستقیم گوگوریو می‌دانست. در دوره گوریو، نام و هویت گوگوریو به‌عنوان نماد عظمت گذشته احیا شد و حتی نام «کره» ریشه در همین سنت‌ها دارد. در تاریخ‌نگاری کره‌ای، گوگوریو نماد مقاومت، استقلال و قدرت ملی است و تأثیر فرهنگی، نظامی و سیاسی آن تا امروز در هویت کره باقی مانده است.

گوگوریو در ۶۶۸ میلادی سقوط کرد، اما میراث نظامی، فرهنگی و سیاسی آن در بالهه و سپس گوریو ادامه یافت و فرهنگ نظامی، هنر مقبره‌ای و تلفیق شمنیسم و بودیسم تأثیری ماندگار بر ساختار سیاسی و فرهنگی کره گذاشت که تا امروز حفظ شده است.

کرهچینتاریخ
۵
۱
علیرضا مرادی
علیرضا مرادی
دانشجوی ارشد تاریخ ایران اسلامی علاقه مند به همه ی ادوار تاریخ
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید