ویرگول
ورودثبت نام
علیرضا مرادی
علیرضا مرادیدانشجوی ارشد تاریخ ایران اسلامی علاقه مند به همه ی ادوار تاریخ
علیرضا مرادی
علیرضا مرادی
خواندن ۶ دقیقه·۷ روز پیش

شورش امیر نوروز ۱۲۹۴ میلادی

در واپسین سال‌های سدهٔ هفتم هجری، قلمرو ایلخانان مغول در ایران گرفتار آشوبی عمیق شد که یکی از مهم‌ترین نمادهای آن شورش امیر نوروز پسر ارغون آقا در سال ۶۹۳ هجری قمری برابر با ۱۲۹۴ میلادی بود. برای فهم چندوچون این شورش باید به ریشه‌های آن در ساختار قدرت ایلخانی و پیشینهٔ شخص شورشی بازگشت. امیر نوروز از قبیلهٔ بزرگ و نیرومند اویرات بود، تباری که از همان روزگار چنگیزخان پیوندهای سببی و نسبی محکمی با خاندان فرمانروا داشت. پدرش، ارغون آقا، یکی از برجسته‌ترین دیوانسالاران و فرماندهان مغول در ایران بود که از زمان منگوقاآن و سپس هولاگوخان تا اوایل سلطنت آباقاخان، حکومت بخش‌های گسترده‌ای از ایران، از خراسان تا آناتولی، را به نیابت از خان بزرگ و سپس ایلخان در دست داشت. ارغون آقا در سال ۶۷۳ هجری درگذشت و پسرش نوروز وارث شبکه‌ای از نفوذ، ثروت و اعتبار در خراسان شد. خود نوروز در دربار ایلخانان پرورش یافت و در زمان ارغونخان (حکومت ۶۸۳ تا ۶۹۰ هجری) به مقام امیری رسید و حکومت بخش‌هایی از خراسان به او واگذار گردید. او در کنار غازان، پسر ارغون خان، که از سال ۶۸۳ هجری به عنوان نایب‌السلطنهٔ خراسان گماشته شده بود، فعالیت می‌کرد و عملاً یکی از قدرتمندترین امرای آن دیار به شمار می‌رفت.

پس از مرگ ارغونخان در ربیع‌الاول ۶۹۰ هجری، برادرش گیخاتو بر تخت ایلخانی نشست. گیخاتو که پیش از آن فرمانروای آناتولی بود، به خوش‌گذرانی، میگساری و لهو و لعب شهرت داشت و آشنایی چندانی با شیوهٔ کشورداری در ایران نداشت. او برخلاف برادرش، توجهی به خراسان و مرزهای شرقی نشان نداد و حکومت آن سامان را به برادر دیگر خود، بایدو، سپرد و نوروز را در مقامی فروتر از انتظارش نگاه داشت. این تصمیم بیش از هر چیز غرور امیر اویراتی را جریحه‌دار کرد؛ زیرا نوروز خود را وارث ارغون آقا و شایستهٔ فرمانروایی مستقل یا دست‌کم نایب‌السلطنگی خراسان می‌دانست. افزون بر این، گیخاتو با ولخرجی‌های دیوانه‌وار و بخشش‌های بی‌حساب به اطرافیان و کنیزکان، خزانهٔ ایلخانی را تهی کرد. در چنین شرایطی، وزیر او صدرالدین زنجانی در سال ۶۹۳ هجری پیشنهاد داد تا برای جبران کسری بودجه، به شیوهٔ چین، پول کاغذی به نام چاو رواج یابد. این تصمیم فاجعه‌بار در تابستان همان سال در تبریز اجرا شد؛ بازرگانان از پذیرش این اسکناس‌های بی‌پشتوانه سرباز زدند، بازارها بسته شد، قحطی و ناامنی سراسر آذربایجان و عراق عجم را فرا گرفت و مشروعیت گیخاتو در چشم لشکریان و رعایا به شدت فرو ریخت.

درست در همین هنگام، امیر نوروز که اوضاع را آشفته و حکومت مرکزی را مستأصل می‌دید، در خراسان سر به شورش برداشت. او پنهانی با بزرگان اویرات و گروهی از مغولان ناراضی مکاتبه کرد و در نیشابور لشکری گرد آورد. نخستین گام او تسخیر شهرهای کلیدی خراسان بود: بدون برخورد با مقاومت جدی، سپاه او وارد نیشابور شد و سپس مشهد و توس را زیر فرمان آورد. نوروز برای تثبیت استقلال خود، در این شهرها به نام خویش سکه زد؛ سکه‌های نقرهٔ ضرب‌شده در نیشابور و بعدها در ری، یک روی شهادتین «لا اله الا الله محمد رسول الله» و بر روی دیگر نام و القاب نوروز با عبارتی مانند «نوروز شاه عادل» یا به‌سادگی «نوروز» را در کنار تاریخ ۶۹۳ هجری نقش بسته بود. این اقدام نمادین، اعلان رسمی جدایی از دولت ایلخانی و دعوی سلطنت مستقل بود. هم‌زمان با این کار، او در سراسر مناطق تحت کنترل خود دستور تخریب بتکانه‌ها و پرستشگاه‌های بودایی را صادر کرد و بسیاری از مغولان را به ترک آیین بودایی و پذیرش اسلام ترغیب نمود. این سیاست مذهبی حساب‌شده، حمایت توده‌های مسلمان شهرها و روستاهای خراسان را به سوی او جلب کرد و شورش را از یک طغیان معمول امیری به جنبشی مردمی‌تر با رنگ ایدئولوژیک تبدیل ساخت.

پس از تثبیت قدرت در خراسان، نوروز نگاه خود را به سوی غرب متوجه کرد. او با سپاهی مرکب از سواران اویرات و گروه‌های مغول دیگر به همراه پیادگان محلی، راهی قومس شد. دامغان نخستین شهری بود که در برابر پیشروی او تاب نیاورد و به تصرف درآمد. گیخاتو که هنوز درگیر آشوب ناشی از چاو در تبریز بود، با شتاب امیر طغاجار و چند تن دیگر از امرای بزرگ را با لشکری به مقابله فرستاد. دو سپاه در حوالی دامغان یا به روایتی بین سمنان و دامغان به هم رسیدند. نوروز با بهره‌گیری از سرعت سواران اویراتی و آشنایی دقیق با منطقه، سپاه سلطنتی را در یک کمین غافلگیرانه گرفتار کرد. جنگ سخت بود اما سرانجام لشکر گیخاتو از هم گسست، شماری از امیران سرشناس کشته شدند و طغاجار با بازماندگان به سختی به تبریز عقب نشست. نوروز تمامی اموال، سلاح‌ها و اسیران این لشکر را به غنیمت گرفت که توان نظامی‌اش را دوچندان کرد.

پیروزی در دامغان مسیر ری را برای او گشود. سپاه شورشی بدون درنگ به سوی ری حرکت کرد و این شهر مهم را که یکی از مراکز تجاری و اداری عراق عجم بود، تصرف و غارت نمود. نوروز در ری نیز به ضرب سکه ادامه داد و یکی از برادران یا بستگان نزدیک خود را به حکومت آنجا گماشت. از ری، دسته‌های سوار او تا پیرامون قزوین نیز تاختند و رعب و وحشت را به نزدیکی‌های پایتخت تابستانی ایلخانان رساندند. در تمام این مدت، مازندران و بخش‌های غربی خراسان بزرگ نیز فرمان‌بردار او شدند و حاکمانی که او می‌فرستاد، خراج گردآوری می‌کردند و به نام او خطبه می‌خواندند.

حکومت مرکزی در تبریز توان واکنش مؤثر را نداشت. طرح چاو به شکست کامل انجامیده بود؛ مردم در تبریز و دیگر شهرها شورش کرده، دکان‌ها را آتش زده بودند و کسی حاضر به فروش آذوقه در ازای پول کاغذی نبود. لشکریان نیز که ماه‌ها بود مواجب نگرفته بودند، روحیه‌ای نداشتند و برخی از آنان به فکر پیوستن به نوروز افتادند. گیخاتو که گرفتار توطئه‌های درباری نیز شده بود، در انزوای ناشی از بی‌کفایتی خود فرو رفت. در این میان، غازان پسر ارغونخان که همچنان نایب‌السلطنهٔ رسمی خراسان بود، از جانب گیخاتو مأمور سرکوب نوروز شد. نوروز که زیرکی سیاسی بالایی داشت، به جای رویارویی با غازان، پیک‌هایی با پیغام‌های محرمانه نزد او فرستاد و پیشنهاد اتحاد داد. او به غازان یادآوری کرد که با مرگ ارغونخان، حق او پایمال شده و گیخاتوی بی‌لیاقت جز نابودی ایران و مغولان نتیجه‌ای نخواهد داشت. در مقابل، وعده داد که اگر غازان اسلام آورد و با او هم‌پیمان شود، همهٔ امکانات نظامی و مالی خراسان را برای به تخت نشاندنش به کار خواهد گرفت.

مذاکرات پنهانی ماه‌ها به درازا کشید و در این فاصله، شورش نوروز در ۱۲۹۴ میلادی به اوج قدرت مستقل خود رسید. او همچنان حاکم بلامنازع سرزمین‌های شرقی تا مرکز ایران بود و نامش به عنوان یک سلطان بالفعل بر سکه‌ها و فرمان‌ها نقش می‌بست. این وضعیت اما دیری نپایید که ماهیت آن دگرگون شد. در اوایل سال ۶۹۴ هجری، گیخاتو در یک توطئهٔ درباری به رهبری طغاجار و بایدو از تخت پایین کشیده و سپس خفه شد. بایدو ایلخان جدید نام گرفت اما قدرت او هم متزلزل بود. در همین شرایط، غازان دعوت نوروز را پذیرفت و در شعبان ۶۹۴ هجری (ژوئن ۱۲۹۵ میلادی) در لار دماوند رسماً اسلام آورد و نام محمود بر خود نهاد. نوروز که حالا از یک شورشی مستقل به حامی و پشتیبان اصلی یک شاهزادهٔ مدعی تبدیل شده بود، تمام قوای خود را با سپاه غازان ادغام کرد و آن دو با هم به سوی آذربایجان حرکت کردند. بدین ترتیب، شورش مستقل ۱۲۹۴ میلادی نوروز در هیئت یک جنبش مشروعیت‌بخش برای غازان حل شد و با پیروزی نهایی بر بایدو و بر تخت نشستن غازانخان، صفحهٔ تازه‌ای در تاریخ ایلخانان گشوده شد که در آن نوروز نه یک یاغی، بلکه نایب‌السلطنه و عامل اصلی اسلامی‌سازی دولت مغول در ایران بود.

تاریخایرانشورش
۰
۰
علیرضا مرادی
علیرضا مرادی
دانشجوی ارشد تاریخ ایران اسلامی علاقه مند به همه ی ادوار تاریخ
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید