ویرگول
ورودثبت نام
علیرضا مرادی
علیرضا مرادیدانشجوی ارشد تاریخ ایران اسلامی علاقه مند به همه ی ادوار تاریخ
علیرضا مرادی
علیرضا مرادی
خواندن ۸ دقیقه·۶ روز پیش

نبرد آگوستا 1676

س از انعقاد پیمان صلح وست‌مینستر در بهار سال ۱۶۷۴ میلادی و خروج پادشاهی انگلستان از جرگهٔ دشمنان جمهوری هلند، شعله‌های جنگ سوم هلند به شکلی دیگر زبانه کشید. اینک لویی چهاردهم، پادشاه فرانسه، یکه و تنها در برابر جمهوری ایستاده بود و صحنهٔ نبرد را از آب‌های سرد دریای شمال به دریای نیلگون و گرم مدیترانه کشاند. در آن هنگامه، شهر مسینا در جزیرهٔ سیسیل بر ضد فرمانروایی اسپانیا سر به شورش برداشته بود و چشمداشت یاری از فرانسه داشت. لویی چهاردهم که همواره در پی تضعیف هابسبورگ‌های اسپانیا بود، با آغوش باز از این شورش استقبال کرد و ناوگان و سپاهی به پشتیبانی شورشیان فرستاد. اسپانیای فرتوت و درمانده که به تنهایی تاب رویارویی با نیروی دریایی مقتدر فرانسه را نداشت، با استقامت از جمهوری هلند، متحد پیشین خود، طلب یاری کرد. بدین سان، دریاسالار کهنسال و بزرگ هلند، میخیل دو رویتر، که نامش لرزه بر اندام دشمنان می‌انداخت و پیروزی‌هایش در اسخونه‌فلد و تکسل زخم‌های کاری بر پیکر متحدان پیشین وارد آورده بود، در اواخر تابستان سال ۱۶۷۵ به فرمان دولت جمهوری راهی آب‌های مدیترانه شد. ناوگان او شامل ۱۸ ناو جنگی خطی و شماری ناوچه و شناور پشتیبانی بود. این ناوگان گرچه کوچک و کم‌تعداد می‌نمود، اما روح بلند دریاسالار پیر و کاردانی ملوانانش آن را بدل به نیرویی خطرناک می‌ساخت. دو رویتر در این هنگام شصت و نه سال داشت و بدنش از دهه‌ها نبرد و جراحات کهنه رنج می‌برد، اما چشمانش همچنان تیزبین و عزمش پولادین بود.

نخستین رویارویی در نزدیکی جزایر آتشفشانی لیپاری در ماه ژانویهٔ ۱۶۷۶ رخ داد که به نبرد استرومبولی آوازه یافت. در آن نبرد، دو رویتر با ناوگانی که هلندی‌ها در قلب آن و اسپانیایی‌ها در جناحینش آرایش گرفته بودند، در برابر ناوگان فرانسه به فرماندهی آبراهام دوکن، دریاسالار کارکشتهٔ فرانسوی، ایستادگی کرد. نبرد استرومبولی اگرچه بی‌فرجام ماند و هیچ‌یک از دو سو پیروزی قاطعی به دست نیاوردند، اما زخم‌هایی بر پیکر هر دو ناوگان نشاند. دو رویتر که از بی‌کفایتی و سستی متحدان اسپانیایی‌اش به ستوه آمده بود، با ناوگان خسته و نیازمند تعمیر به لنگرگاه پالرمو بازگشت. اما لویی چهاردهم که به هیچ روی تاب مقاومت در برابر ارادهٔ خود را نداشت، فرمان داد ناوگان فرانسه تقویت شود و ضربهٔ نهایی را بر پیکر متحدان فرود آورد. در بهار آن سال، ناوگان قدرتمند فرانسه به فرماندهی دوکن بار دیگر از لنگرگاه تولون بیرون آمد و با ۳۲ ناو جنگی خطی، که بسیاری از آن‌ها شاه‌نشین‌هایی سه‌طبقه با بیش از هشتاد توپ بودند، رو به سوی سیسیل نهاد. در برابر، ناوگان متحد هلند و اسپانیا که اینک در لنگرگاه سیراکوز پناه گرفته بود، از ۲۷ کشتی جنگی خطی تشکیل می‌شد: ۱۸ ناو هلندی در مرکز و ۹ ناو اسپانیایی در جناح‌ها. فرماندهی کل بر عهدهٔ دو رویتر بود و دریاسالار اسپانیایی، دن فرانسیسکو دِلا سردا، فرماندهی ناوهای کشورش را در دست داشت. هلندی‌ها کشتی‌های خود را به سه دستهٔ کوچک‌تر تقسیم کرده بودند: پیش‌قراول به فرماندهی دریاسالار یان دن هان بر عرشهٔ ناو سخیدام، مرکز در دست شخص دو رویتر بر عرشهٔ ناو سرفرماندهی اِندراچت با ۷۶ توپ، و پس‌قراول به فرماندهی دریاسالار نیکولاس ورشور بر عرشهٔ ناو اسپیرهد.

صبحگاه روز بیست و دوم آوریل ۱۶۷۶، ناوگان متحد در نزدیکی دهکدهٔ ماهیگیری آگوستا، واقع در کرانهٔ شرقی سیسیل و در سایهٔ کوه آتشفشانی اتنا، لنگر انداخته بود. آسمان آبی و بی‌ابر بر فراز دریای زمردگون مدیترانه گسترده بود و نسیم ملایمی از سوی شمال شرق می‌وزید. دو رویتر که سحرگاه بر عرشهٔ اِندراچت قدم می‌زد و با دوربین کهنهٔ خود افق را می‌پایید، ناگهان خط ممتدی از بادبان‌های سفید را در افق شمال شرقی دید. ناوگان فرانسه بود که با شکوهی هراس‌آور نزدیک می‌شد. آبراهام دوکن، فرمانده ناوگان فرانسه، بر عرشهٔ ناو معظم سنت اسپری یا روح‌القدس با ۷۲ توپ فرمان می‌راند. او نیز ناوگان خود را به سه دسته بخش کرده بود: دستهٔ پیش‌قراول با رنگ سفید به فرماندهی مارکی دُالمِراس بر عرشهٔ ناو لا فورتون با ۵۶ توپ، دستهٔ مرکز با رنگ سرخ زیر فرمان شخص دوکن، و دستهٔ پس‌قراول با رنگ آبی به فرماندهی دریاسالار لوئی گاباره بر عرشهٔ ناو لِسَنسه. فرانسوی‌ها که باد موافق را در اختیار داشتند، به سرعت نزدیک می‌شدند و شمار برترشان آشکارا دل‌ها را می‌لرزاند.

دو رویتر بی‌درنگ فرمان آماده‌باش داد. ناقوس اِندراچت سه بار به صدا درآمد و خدمهٔ تمام کشتی‌ها با شتابی آمیخته به انضباط، لنگرها را بالا کشیدند و بادبان‌های کوچک را گشودند. ناوگان متحد که در آب‌های کم‌عمق نزدیک کرانه آرایش گرفته بود، به آهستگی به سوی آب‌های آزاد پیش رفت تا با دشمن روبه‌رو شود. اما مشکل بزرگی از همان آغاز گریبان‌گیر متحدان شد: ناوهای اسپانیایی که در جناح چپ آرایش گرفته بودند، از فرمان دو رویتر سرپیچی کردند و به جای پیشروی در خط منظم، در نزدیکی کرانه‌ها باقی ماندند. این سرپیچی، جناح چپ ناوگان متحد را به شکلی خطرناک بی‌حفاظ رها کرد و عملاً هلندی‌ها را واداشت تا به تنهایی بار سنگین نبرد را بر دوش بکشند. دو رویتر با مشاهدهٔ این بی‌انضباطی، خشم خود را با مشتی گره‌کرده بر نرده‌های عرشه فرو کوفت، اما زمان برای مجادله و اقناع متحدان نافرمان‌بردار نبود. او فرمان داد آرایش خطی تا جای ممکن حفظ شود و هلندی‌ها آمادهٔ رویارویی با تمام توان فرانسه باشند.

نبرد در حوالی ساعت ده صبح آغاز شد. دستهٔ پیش‌قراول فرانسه به فرماندهی دُالمِراس با آتش سنگین خود به سوی دستهٔ وان یان دن هان هجوم برد. ناو لا فورتون و ناو سخیدام یکدیگر را آماج گلوله‌های چدنی قرار دادند و صدای کرکنندهٔ انفجارها سطح دریا را می‌لرزاند. در همان دقایق نخست، دکل جلوی ناو پرچمدار فرانسوی شکست و بر عرشه فرو ریخت، اما هلندی‌ها نیز بی‌گزند نماندند و سخیدام شکاف‌های عمیقی در بدنه برداشت. در مرکز میدان، دو رویتر با اِندراچت و یاران نزدیکش مستقیماً به قلب ناوگان دوکن تاخت. دو ناو پرچمدار، اِندراچت و سنت اسپری، از فاصله‌ای بسیار کم یکدیگر را آماج رگبارهای پیاپی توپ‌های سنگین قرار دادند. عرشهٔ ناو دو رویتر بارها و بارها زیر باران گلوله‌های چدنی و زنجیری به لرزه درآمد. تراشه‌های چوب در هوا پراکنده می‌شدند و دود غلیظ و تلخ باروت، نفس کشیدن را دشوار می‌ساخت. دو رویتر، با قامتی استوار بر عرشهٔ فرماندهی، توپ‌چی‌هایش را به شلیک تندتر و دقیق‌تر فرا می‌خواند. اما در این میان، بی‌کفایتی اسپانیایی‌ها فاجعه آفرید. ناوهای اسپانیایی که به جای درگیری با دشمن در حاشیهٔ امن کرانه مانده بودند، اکنون به مانعی برای مانور هلندی‌ها تبدیل شدند و عرصه را بر ناوگان دو رویتر تنگ‌تر کردند.

در اوج نبرد، هنگامی که اِندراچت و سنت اسپری در فاصله‌ای بسیار کم یکدیگر را می‌کوبیدند و دود و آتش از هر دو سو زبانه می‌کشید، حادثه‌ای رخ داد که سرنوشت نبرد و تاریخ نیروی دریایی هلند را برای همیشه دگرگون کرد. یک گلولهٔ توپ کوچک که از عرشهٔ یکی از ناوهای فرانسوی شلیک شده بود، با صدایی خفه به نرده‌های چوبی عرشهٔ اِندراچت اصابت کرد و پس از برخورد، مسیر خود را کج نمود. این گلولهٔ سرگردان با تمام توان به پای راست دو رویتر خورد و آن را در هم شکست. ضربه چنان سهمگین بود که دریاسالار پیر بر جای خشکش زد و سپس با فریادی بریده بر عرشه فرو غلتید. ترکش‌های استخوان از گوشت پای او بیرون زده بود و خون چون فواره‌ای بر تخته‌های چوبی جاری شد. ملوانان که فرماندهٔ محبوبشان را غرق در خون دیدند، با شیونی جان‌سوز به سویش دویدند. دو رویتر که هنوز به هوش بود و درد را با تمام وجود حس می‌کرد، با صدایی ضعیف اما استوار به آنان فرمان داد که مبادا آشفتگی آنان نظم ناوگان را برهم زند و نبرد باید تا آخرین گلوله ادامه یابد. او را با شتاب به درون کابین خفه و تاریک ناو بردند و پزشک کشتی با دست‌هایی لرزان کوشید خون‌ریزی را بند آورد، اما زخم چنان ژرف و آلوده بود که تب و عفونت به سرعت بر پیکر فرسودهٔ او چنگ انداخت.

با افتادن دو رویتر، فرماندهی در عمل به دریاسالار یان دن هان سپرده شد، اما ضایعهٔ روحی این حادثه چنان سنگین بود که ناوگان هلند برای لحظاتی دچار تزلزل شد. با این همه، ملوانان هلندی که فرزندخواندگان معنوی دریاسالار پیر بودند، به جای گریز، با خشم و اندوهی آمیخته به انتقام، آتش خود را بر فرانسوی‌ها دوچندان کردند. نبرد ساعت‌ها ادامه یافت. خورشید مدیترانه از فراز سر دو ناوگان گذشت و رو به مغرب نهاد، بی‌آنکه هیچ‌یک از دو سو برتری قاطعی به دست آورند. دستهٔ پیش‌قراول فرانسه با وجود شکست دکل پرچمدارش، همچنان مقاومت می‌کرد. در مرکز، دوکن که از زخمی شدن دو رویتر بی‌خبر بود، متحیر از سرسختی هلندی‌ها، حملات خود را پی گرفت. اسپانیایی‌ها نیز که تا آن لحظه تماشاگر نبرد بودند، در ساعات پایانی اندکی به خود آمدند و چند شلیک پراکنده به سوی فرانسوی‌ها انجام دادند، اما این تلاش ناچیز تأثیری بر روند نبرد نداشت. سرانجام با فرارسیدن غروب و تمام شدن مهمات، غرش توپ‌ها فروکش کرد. هر دو ناوگان، زخم‌خورده و خسته، به آهستگی از یکدیگر جدا شدند. فرانسوی‌ها به سوی مسینا عقب نشستند و ناوگان متحد به لنگرگاه سیراکوز بازگشت.

نبرد آگوستا از نظر تاکتیکی پیروزی قطعی برای هیچ‌یک از دو طرف به ارمغان نیاورد. هیچ کشتی بزرگی غرق نشد و هیچ پرچمی تسلیم نگردید. فرانسوی‌ها تلفاتی در حدود ۴۰۰ تن دادند و هلندی‌ها و اسپانیایی‌ها نیز روی هم حدود ۵۰۰ کشته و زخمی بر جای گذاشتند. اما ضایعه‌ای که این نبرد را برای جمهوری هلند به فاجعه‌ای ملی بدل ساخت، جراحت مرگبار دریاسالار میخیل دو رویتر بود. او را با ناو اِندراچت به لنگرگاه سیراکوز بردند، اما تب و عفونت امانش را برید. هفت روز پس از نبرد، در بیست و نهم آوریل ۱۶۷۶، قلب دریاسالار کهنسال از تپش ایستاد. پیکر او را با احترامی بیکران در تابوتی پوشیده از پرچم جمهوری نهادند و با ناوگان به میهن بازگرداندند. مرگ دو رویتر ضربه‌ای بود که هلند هرگز از آن التیام نیافت. نبرد آگوستا آخرین نبرد بزرگ او بود؛ نبردی که گرچه بی‌فرجام ماند، اما نام بلندآوازه‌ترین دریاسالار تاریخ هلند را برای همیشه با آب‌های زمردگون مدیترانه و در سایهٔ خاموش کوه آتشفشانی اتنا پیوند زد.

نبردهلندفرانسهتاریخ
۰
۰
علیرضا مرادی
علیرضا مرادی
دانشجوی ارشد تاریخ ایران اسلامی علاقه مند به همه ی ادوار تاریخ
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید