
در اوایل تابستان سال ۱۶۷۳ میلادی، در بحبوحه جنگ سوم میان جمهوری هلند و پادشاهی انگلستان که همزمان با تاختوتاز لشکریان لویی چهاردهم پادشاه فرانسه به خاک هلند صورت میگرفت، نیروی دریایی متحد انگلستان و فرانسه در پی آن بود که با محاصرهٔ کامل سواحل هلند، راه را برای پیاده شدن سپاهیان ورزیدهٔ فرانسوی در ایالت زیلاند هموار سازد. در برابر، دریاسالار برجستهٔ هلندی، میخیل دو رویتر، ناوگان خود را در پناهگاه طبیعی خور اسخونهفلد، واقع در میان جزیرههای زیلاند و کرانههای فلاندر، نگاه داشته بود. این خور یک لنگرگاه وسیع و کمعمق بود که از سوی شمال به آبهای عمیقتر دریای شمال و از شرق و جنوب به کرانههای شنی و باتلاقی محدود میشد. مهمترین خطرهای طبیعی آن، تپههای زیرآبی راسن و اسخاون بانک بودند که کشتیهای بزرگ آبخور سنگین را تهدید میکردند. دو رویتر که از کودکی با پیچوخم این آبها آشنا بود، ناوگان خود را به گونهای در درون خور مستقر کرده بود که بتواند با بهرهگیری از جزر و مد، در زمان مناسب بیرون بجهد و در همان حال دشمن را به کمینگاههای شنی بکشاند.
ناوگان جمهوری هلند در آن روز از ۶۴ کشتی جنگی خطی بزرگ، چندین ناوچهٔ سبک و شماری شناور آتشافکن تشکیل شده بود که در سه دستهٔ اصلی سازمان یافته بودند. دستهٔ پیشقراول یا وان به فرماندهی آدریان بانکرت، دریاسالار کهنهکار زیلاند، ۲۱ کشتی را در بر میگرفت که بیشترشان از زرادخانههای همان ایالت تأمین شده بودند. بانکرت پرچم خود را بر عرشهٔ ناو والخرن با ۷۰ توپ افراشته بود. دستهٔ مرکز قلب ناوگان به شمار میرفت و شخص دو رویتر آن را رهبری میکرد. او بر عرشهٔ ناو سرفرماندهی زِون پروینسیِن (به معنای هفت استان) با ۸۰ توپ ایستاده بود و ۲۴ کشتی قدرتمند دیگر در پیرامونش آرایش میگرفتند؛ از جمله ناوهای فریهید (آزادی) با ۸۰ توپ و ماخد فان دوردرخت (دوشیزهٔ دوردرخت) با ۶۸ توپ. دستهٔ پسقراول یا ریر به فرماندهی کرنلیس ترومپ، دریاسالار جسور و رقیب دیرینهٔ دو رویتر، متشکل از ۱۹ کشتی بود. ترومپ فرمان را بر عرشهٔ ناو خاودن لیو (شیر زرین) با ۸۰ توپ در دست داشت و ناوهای زیلاندیا و هلندیا از جمله یاران نزدیک او بودند.
در سوی مقابل، ناوگان متفقین از ۸۶ کشتی جنگی خطی و شمار زیادی شناور پشتیبانی تشکیل میشد و برتری عددی محسوسی داشت. فرماندهی کل این ناوگان عظیم با شاهزاده روپرت فالتسگراف، دریاسالار بزرگ انگلستان و پسرعموی چارلز دوم پادشاه آن کشور بود. روپرت بر عرشهٔ ناو معظم رویال چارلز با ۱۰۰ توپ مستقر بود و نایب او، دریاسالار سر جان هارمن، بر ناو سنت مایکل با ۹۰ توپ فرمان میراند. ناوهای لاندن (۹۶ توپ) و ویکتوری نیز در این دسته جای داشتند. دستهٔ پیشقراول متفقین تماماً از کشتیهای فرانسوی تشکیل شده بود و رنگ سفید را بر سینه داشتند. فرماندهی این دسته با ژان دِستره، دریاسالار فرانسه، بود که بر عرشهٔ ناو لا رن (ملکه) با ۹۸ توپ حضور داشت و حدود ۳۰ کشتی دیگر از جمله تونان و سن فیلیپ او را همراهی میکردند. دستهٔ پسقراول متفقین با رنگ آبی در اختیار دریاسالار انگلیسی، ادوارد اسپراگ، قرار داشت که ۲۷ کشتی را از روی ناو سرفرماندهی رویال پرنس با ۱۰۰ توپ هدایت میکرد. سنت جورج (۹۶ توپ) و تریومف (۷۴ توپ) از دیگر ناوهای نامآشنای این دسته بودند.
در روز شانزدهم ژوئن، ناوگان متفقین از لنگرگاه اوستنده وزن کشید و به سوی شمال خور اسخونهفلد پیش آمد. شاهزاده روپرت قصد داشت با بهرهگیری از باد شمال شرقی، هلندیها را درون خور غافلگیر و محاصره کند. با این حال، شناورهای دیدهبان و ماهیگیران محلی که با دو رویتر همکاری داشتند، حرکت دشمن را گزارش دادند. سپیدهدم روز هفدهم ژوئن، آسمان صاف بود و باد ملایمی از سمت شمال شرق میوزید. بر سطح خور، مه رقیقی صبحگاهی تنیده بود که به تدریج با گرمای خورشید از میان میرفت. دو رویتر که بر عرشهٔ زِون پروینسیِن قدم میزد، با دوربین خود ناوگان متفقین را که چون خطی ممتد از بادبانهای سفید در افق شمال غربی پدیدار میشد، زیر نظر گرفت. او دستور داد ناقوس کشتیها به صدا درآید و همگان آمادهٔ حرکت شوند. در این هنگام جزر دریا به پایان میرسید و آب درون خور به پایینترین سطح خود رسیده بود. ساعت هشت صبح، همزمان با چرخش جریان آب به سوی مد، دو رویتر فرمان بالا کشیدن لنگرها را صادر کرد.
نخست دستهٔ وان بانکرت با احتیاط از میان گذرگاه باریک میان تپههای زیرآبی راسن به سوی شمال شرق بیرون آمد. سپس ناوهای مرکز و پسقراول یکی پس از دیگری از دهانهٔ خور خارج شدند و روی خطی به طول چند مایل دریایی آرایش گرفتند. دو رویتر آرایش جنگی کلاسیک خطی را برگزید؛ کشتیها پشت سر هم در یک ستون طویل، به فاصلهای در حدود یک تیررس تفنگ از یکدیگر، رو به شمال غرب در حرکت بودند. آب زیر تیغهٔ سکان کشتیهای هلندی کمعمق بود و به آنها امکان مانور در جاهایی را میداد که ناوهای سنگینتر دشمن نمیتوانستند بیپروا نزدیک شوند. روپرت که متوجه این خطر شده بود، قایقهایی را برای سنجش عمق به جلو فرستاد. ملوانان فریاد میزدند که گاه عمق آب در اطراف رویال چارلز تنها به سه برابر قد یک انسان میرسید و بیم آن میرفت که کشتی با سکان شکسته به گل بنشیند. همین نگرانی سبب شد که ناوگان متفقین نتواند آرایش منسجم و فشردهٔ خود را حفظ کند و شکافهایی ناخواسته میان دستههای سهگانه پدید آید.
نخستین گلولههای توپ حدود ساعت ده صبح رد و بدل شد. دستهٔ سفید فرانسه به فرماندهی دِستره که در جناح شمالی خط متفقین قرار داشت، با دستهٔ وان بانکرت درگیر گردید. اما فرانسویها با احتیاطی فوقالعاده عمل کردند و فاصلهٔ خود را با هلندیها حفظ نمودند. توپهای آنان بیشتر از دور شلیک میکرد و گلولهها اغلب از فراز عرشهها عبور میکردند یا با صدایی خفه به آب فرو میافتادند. این شیوهٔ درگیری از راه دور بعدها آماج انتقادهای تند انگلیسیها قرار گرفت و فرانسویها را به بزدلی متهم کردند. در سوی دیگر، بانکرت با خونسردی کشتیهای خود را در موقعیت نگاه داشت و از آنان خواست بیجهت مهمات خود را هدر ندهند تا هنگام مناسب فرا رسد.
نبرد واقعی در مرکز و جناح جنوبی خط آتش گرفت. شاهزاده روپرت با دستهٔ سرخ انگلستان به قلب ناوگان دو رویتر یورش برد. توپهای سنگین رویال چارلز و سنت مایکل آتش متمرکزی بر زِون پروینسیِن گشودند. عرشهٔ ناو پرچمدار هلند زیر بارانی از گلولههای چدنی و زنجیری فرو رفت؛ تیرکهای دکل جلویی ترک برداشت، طنابها پاره شد و بادبانها آویزان گشتند. با این همه، دو رویتر بیباکانه کشتی خود را به قلب درگیری کشاند. گفته شده در اوج نبرد، یک گلولهٔ توپ زنجیری درست از کنار شانهٔ او گذشت و کت بلند دریاییاش را پاره کرد، بیآنکه آسیبی به گوشت و استخوان او برساند. دود غلیظ و تلخ باروت، عرشهها را فراگرفته بود و صدای کرکنندهٔ انفجار پیاپی توپها با فریادهای بریدهبریدهٔ فرماندهان و نالهٔ مجروحان در هم میآمیخت. خدمهٔ توپچی هلندی با مهارتی که از تمرینهای مداوم به دست آورده بودند، تقریباً هر دو دقیقه یک بار گلولهای به سوی دشمن شلیک میکردند.
در همان هنگام، آتشبار پسقراول به صحنهٔ خشنی از کینههای شخصی تبدیل شده بود. کرنلیس ترومپ که از نبردهای سالهای پیشین کینهٔ عمیقی از اسپراگ به دل داشت، بیمحابا ناو خاودن لیو را به سوی رویال پرنس راند. دو ناو پرچمدار از فاصلهای بسیار کم، تقریباً در حدی که گلولههای تفنگهای عرشهای نیز به یکدیگر میرسید، یکدیگر را با رگبارهای پیاپی در هم کوبیدند. تیرک بادبان بزرگ شیر زرین بر اثر اصابت گلولههای زنجیری شکست و همراه با طنابها و بادبانهای پاره بر عرشه فرو ریخت. ترومپ که در میان آوار چوب و طناب ایستاده بود، بیمعطلی پرچم خود را به دکل پشتی منتقل کرد تا خدمه بدانند فرمانده هنوز پابرجاست. در سوی مقابل، رویال پرنس نیز دکل عقب خود را از دست داد و دود از چند جای آن زبانه میکشید. ناو هلندیا با ۸۰ توپ به یاری ترومپ شتافت و در حالی که گلولههای خود را به پهلوی رویال پرنس میکوفت، آتش ناو سنت جورج را به سوی خود منحرف ساخت. در همین گیرودار، ناو تریومف انگلیسی نیز سعی کرد میان دو پرچمدار فاصله بیندازد و با توپهای ۷۴ تایی خود فشار را از اسپراگ بردارد، اما با مقاومت جانانهٔ ناوچههای هلندی روبهرو شد.
حوالی ساعت دو بعد از ظهر، وزش باد ناگهان از شمال شرقی به شمال غربی تغییر جهت داد. این چرخش باد که برای متفقین غیرمنتظره بود، به یک باره هندسهٔ نبرد را دگرگون کرد. دو رویتر که همواره با چشمانی تیزبین جهت پرچمها و دود توپها را میپایید، بیدرنگ فرمان چرخش هماهنگ ناوگان را از طریق پرچمهای اشاره صادر کرد. کشتیهای هلندی که اکنون در موقعیت بادخور قرار گرفته بودند، میتوانستند با گشودن همهٔ بادبانها بر دشمن بتازند. دستهٔ وان بانکرت که تا آن لحظه با متانت از فاصلهٔ دور با فرانسویها دستوپنجه نرم میکرد، به ناگاه با استفاده از باد تازه، زاویهٔ حمله را تنگ کرد و با سرعت به سوی خط سفید فرانسه هجوم برد. فرانسویها که آمادگی درگیری نزدیک و تنبهتن را نداشتند و مهماتشان نیز رو به پایان بود، رشتهٔ آرایش خود را گسستند و رو به شمال غرب عقب نشستند. این عقبنشینی هرچند بینظم نبود، اما جناح راست ناوگان متفقین را بیحفاظ رها کرد.
همزمان، دو رویتر با مرکز خود شکافی میان دستهٔ سرخ روپرت و دستهٔ آبی اسپراگ ایجاد کرد. ناو زِون پروینسیِن همراه با فریهید و چند ناو دیگر از این شکاف گذشتند و با چرخشی ماهرانه خط دشمن را دوپاره ساختند. در آشفتگی پدیدآمده، شناورهای آتشافکن هلندی به فرمان دو رویتر روانهٔ شکاف میان کشتیهای انگلیسی شدند. یکی از این شناورها به نام سنت سالوادور کوشید خود را به پهلوی یک ناو ۷۰ توپی انگلیسی بچسباند و آن را به آتش بکشد. ملوانان فداکار هلندی پیش از آن که از شناور بپرند، فتيله را روشن کردند، اما آتش متراکم توپهای کوچک و تفنگهای دشمن، انبار باروت شناور را پیش از رسیدن به هدف منفجر ساخت و آن را به کرهای از شعله و دود تبدیل کرد. با این حال، بیم عمومی از چنین شناورهای شعلهوری، نظم ناوگان انگلیسی را بیش از پیش برهم زد و ناخدایان ناچار مسیر خود را تغییر میدادند و از هم فاصله میگرفتند.
شاهزاده روپرت که میدید دستهٔ وان فرانسوی در حال گریز است و مرکز خودش زیر فشار بیامان دو رویتر و ترومپ قرار گرفته، چارهای جز عقبنشینی تاکتیکی ندید. او فرمان چرخش تدریجی و عقبنشینی به سوی آبهای عمیقتر شمال غرب را صادر کرد. ناوگان متفقین که سخت آسیب دیده بود و صدها کشته و زخمی بر عرشه داشت، به آرامی به سمت دریای شمال عقب نشست. هلندیها تا جایی که عمق آب و خطر تپههای شنی اجازه میداد، دشمن را تعقیب کردند. دو رویتر که بهتر از هر کس دیگری میدانست یک وجب آنسوی مسیر امن چه بلایی بر سر شاهنشینهای سنگین میآورد، هنگام غروب فرمان بازگشت داد. خورشید که در افق مغرب فرو مینشست، آخرین پرتوهای خود را بر بادبانهای پاره و دکلهای شکستهٔ دو ناوگان میتاباند. ناوگان جمهوری با همان آرایش پیروزمندانه به لنگرگاه اسخونهفلد بازگشت و در همان مواضع صبحگاهی لنگر انداخت.
نتیجهٔ نبرد از نظر تلفات انسانی و خسارتهای وارده بسیار سنگین بود، هرچند هیچ کشتی بزرگی در هیچیک از دو سو کاملاً غرق نشد. در اردوی هلند، نزدیک به ۳۰۰ تن کشته و قریب ۷۰۰ تن زخمی شدند. خود ناو زِون پروینسیِن بیش از صد ضربهٔ مستقیم گلولهٔ توپ خورده بود؛ بدنهٔ چوبی آن در چند نقطه شکاف برداشته و آب به درون انبارها راه مییافت، اما پمپها و تلاش نجاران آن را شناور نگاه داشت. ناو خاودن لیو ترومپ نیز دکلها و طنابهایش چنان آسیب دیده بود که برای هفتهها نیازمند تعمیر در کارگاه کشتیسازی بود. در اردوی متفقین، انگلیسیها بیش از ۵۰۰ کشته و زخمی دادند و فرانسویها حدود ۱۵۰ تن. رویال چارلز، رویال پرنس و لا رن همگی سوراخهای متعدد در بدنه و خسارتهای جدی در دکلها و سکان داشتند و نمیتوانستند بیدرنگ آمادهٔ نبردی دیگر شوند. مهمتر از همه، طرح بلندپروازانهٔ پیاده شدن نیروهای فرانسوی در کرانههای زیلاند و محاصرهٔ کامل جمهوری از راه دریا برای آن سال یکسره عقیم ماند.
دو رویتر بار دیگر نبوغ خود را در استفاده از آبهای بومی به اثبات رساند. نبرد نخست اسخونهفلد اگرچه یک پیروزی قاطع و نابودکننده به شیوهٔ نبردهای کلاسیک نبود و هیچ کشتی تسخیرشده یا به آتش کشیدهشدهای از خود به جای نگذاشت، اما یک پیروزی راهبردی بزرگ برای جمهوری هلند به شمار میرفت. این نبرد نه تنها تهدید فوری تهاجم دریایی را دفع کرد، بلکه اعتمادبهنفس فرماندهان متفقین را شکست و زمینهساز نبرد دوم در همان پهنهٔ کمعمق یک هفته بعد شد، نبردی که باز هم با تدبیر و سرسختی دریاسالار کهنهکار هلندی و ناوگانش رقم خورد.