
هنوز دود باروت و بوی تند نیترات پتاسیم از فراز گورابهای شنی و باتلاقهای پیرامون خور اسخونهفلد زدوده نشده بود و پتکهای نجاران کشتیسازی بر پیکر زخمخوردهٔ ناوهای دو ناوگان فرود میآمد که بار دیگر سایهٔ ناوگان متحد انگلستان و فرانسه در افق شمال غربی پدیدار گشت. یک هفته پس از نبرد نخست، در بیست و چهارمین روز ماه ژوئن، شاهزاده روپرت فالتسگراف که از دربار چارلز دوم فرمانهای اکید برای نابودی ناوگان هلند و گشودن راه پیاده شدن سپاهیان فرانسوی در کرانههای زیلاند دریافت کرده بود، کشتیهای تعمیرشده و نوسازیشدهٔ خود را دوباره به سوی آبهای کمعمق فلاندر راند. این بار انگلیسیها با احتیاطی وسواسگونه پیش میآمدند؛ قایقهای عمقسنج پیوسته در جلو ناوگان در حرکت بودند و ملوانان فریادزنان ژرفای آب را اعلام میکردند تا مبادا ناوهای سنگینوزن دو طبقه و سه طبقهٔ توپدار بر روی تپههای شنی راسن و اسخاون بانک به گل بنشینند. در این سوی میدان، میخیل دو رویتر، دریاسالار کهنهکار هلندی، همچنان ناوگان جمهوری را درون خور اسخونهفلد نگاه داشته بود و با بهرهگیری از کشتیهای سبکآبخور و ماهیگیران محلی، یک دم از دیدهبانی تحرکات دشمن غافل نمیماند. آرایش ناوگان هلند تغییری نکرده بود: پیشقراول به فرماندهی آدریان بانکرت با ۲۱ کشتی، قلب ناوگان در دست شخص دو رویتر با ۲۴ کشتی به مرکزیت ناو سرفرماندهی زِون پروینسیِن با هشتاد توپ، و پسقراول به فرماندهی کرنلیس ترومپ با ۱۹ کشتی به مرکزیت ناو خاودن لیو یا شیر زرین با هشتاد توپ. در برابر، ناوگان متفقین با ۸۶ کشتی جنگی خطی و شمار زیادی شناور پشتیبانی و آتشافکن، این بار آرایش جنگی تازهای برگزیده بود. شاهزاده روپرت که از عملکرد سرد و محتاطانهٔ فرانسویها در نبرد پیشین به شدت خشمگین بود، فرماندهی پیشقراول را به دستهٔ آبی انگلیسی به سرکردگی دریاسالار ادوارد اسپراگ سپرد. مرکز ناوگان که رنگ سفید بر سینه داشت، به دریاسالار فرانسوی ژان دِستره و کشتیهایش اختصاص یافت و شخص روپرت با دستهٔ سرخ و ناو پرچمدار رویال چارلز با صد توپ در جایگاه پسقراول ایستاد تا هم از تکرار گریز فرانسویها جلوگیری کند و هم خود در نقطهٔ تماس اصلی با ترومپ قرار گیرد.
سپیدهدم آن روز، آسمان خاکستری و گرفته بود و باد نسبتاً پایداری از سوی شمال غرب میوزید. این باد برای ناوگان متفقین که میخواست از دریای آزاد به سوی خور پیش بتازد، موقعیت بادخور را فراهم میکرد و به آنان اجازه میداد گزینش زمان و زاویهٔ حمله را در دست داشته باشند. با این حال، درون خور اسخونهفلد، جزر دریا تازه به پایان رسیده و آب به سوی مد در حال چرخش بود. دو رویتر که با دوربین خود کشتیهای دشمن را میپایید، بیدرنگ فرمان آمادهباش داد. ناقوس ناو زِون پروینسیِن سه بار به صدا درآمد و خدمهٔ تمام کشتیها با شتابی آمیخته به انضباط، بادبانهای کوچک را گشودند و لنگرها را از بستر گلی خور بالا کشیدند. ناوگان هلند بار دیگر با همان نظم و ترتیب آزموده، دستهبندیشده از میان گذرگاه باریک و پیچاپیچ راسن به سوی شمال شرق بیرون خزید و چون ماری غولپیکر روی آبهای سربیرنگ دریای شمال آرایش خطی به خود گرفت. ساعت ده صبح، فاصلهٔ میان دو ناوگان به اندازهای رسید که توپهای دوربرد دهانهٔ خود را گشودند. نخستین گلولههای چدنی با صدایی گوشخراش از عرشهٔ ناوهای انگلیسی رها شد و ستونهای آب در پیرامون کشتیهای هلندی بالا زد.
دستهٔ پیشقراول بانکرت این بار مستقیماً با دستهٔ آبی اسپراگ رودررو شد. اسپراگ که در نبرد پیشین از نبرد تنبهتن با ترومپ جان سالم به در برده بود، اینک با آتشی از انتقام و خشم کشتیهای خود را به قلب آرایش بانکرت کوبید. ناو رویال پرنس با صد توپ، گلولههای زنجیری و دوشاخه را به سوی ناو والخرن بانکرت شلیک میکرد و تکههای چوب و طناب از دکلهای آن فرو میریخت. با این حال، بانکرت با خونسردی خاص خود، کشتیهایش را اندکی به سوی کرانههای شنی عقب کشید و اسپراگ را واداشت که برای تعقیب او به آبهای کمعمقتری وارد شود. ناخدایان انگلیسی که از صدای هشدار عمقسنجها گوششان پر بود، لحظهای تردید کردند و همین تردید شکاف کوچکی میان پیشقراول و مرکز فرانسوی پدید آورد. در همین هنگام، دو رویتر که چون شاهینی چشم به این شکاف دوخته بود، فرمانی سریع از طریق پرچمهای اشاره صادر کرد. ناو زِون پروینسیِن بههمراه ناوهای فریهید و ماخد فان دوردرخت با استفاده از باد موافق، با سرعت هرچه تمامتر به سوی مرکز فرانسویها یورش بردند. دِستره و ناوگان سفید فرانسه که گویا آموزهٔ نبرد پیشین را فراموش نکرده بودند و همچنان از درگیری نزدیک و مرگبار پرهیز داشتند، با دیدن هجوم بیامان هلندیها، آرایش خود را گشودند و با حفظ فاصله، رو به شمال غرب پس نشستند. این عقبنشینی محتاطانه که باز هم با اعتراض خاموش متحدان انگلیسی همراه بود، مرکز ناوگان متفقین را عملاً دوپاره کرد و قلب دو رویتر همچون گُوِهای فولادین در این شکاف فرورفت.
در جناح جنوبی، جایی که پسقراول هلند به فرماندهی ترومپ با دستهٔ سرخ شاهزاده روپرت روبهرو شده بود، نبرد به خشونتی بیسابقه رسید. ترومپ که روحیهٔ آتشین و سرکش خود را با هیچ چیز عوض نمیکرد، بیمحابا ناو خاودن لیو را به سوی رویال چارلز راند. دو ناو پرچمدار با تمام توان آتشین خود یکدیگر را به باد گلوله بستند. توپهای سنگین از فاصلهای چنان کم شلیک میشدند که پوزهٔ توپها گویی به بدنهٔ یکدیگر میساییدند. در این میانه، ناو سنت مایکل انگلیسی به فرماندهی سر جان هارمن که محافظ جناح رویال چارلز بود، کوشید خود را به میان دو پرچمدار بیندازد، اما ناو زیلاندیا از ناوگان ترومپ با شجاعتی تحسینبرانگیز راه را بر او بست و چنان رگباری از گلولههای زنجیری بر عرشهٔ آن فروریخت که دکل جلوی سنت مایکل شکست و با بادبانهای آویخته بر عرشه فروغلتید. در اوج این هیاهو، یکی از شناورهای آتشافکن هلندی به نام اورانیه از فرصت استفاده کرد و در میان دود و آشفتگی، خود را به پهلوی یک ناو ۷۰ توپی انگلیسی کوبید. ملوانان فداکار هلندی، پیش از آن که درون قایق کوچک خود بپرند، فتيلهٔ بشکههای باروت را افروختند. انفجاری کرکننده همراه با زبانههای آتش و دود سیاه، پهلوی آن ناو نگونبخت را در هم شکست. آتش به سرعت به طنابها و بادبانها سرایت کرد و کشتی برای دقایقی به مشعلی شناور تبدیل شد. اگرچه ملوانان انگلیسی با تلاشی دیوانهوار توانستند شعلهها را پیش از رسیدن به انبار مهمات مهار کنند، اما آن ناو برای ادامهٔ نبرد از کار افتاده بود و وحشت عمومی ناشی از این حمله، نظم دستهٔ سرخ را برای لحظاتی از هم گسست.
شاهزاده روپرت که میدید مرکز فرانسوی در حال عقبنشینی است، پیشقراول اسپراگ در آبهای کمعمق با بانکرت دستوپنجه نرم میکند و پسقراول خودش نیز زیر فشار بیامان ترومپ و تهدید شناورهای آتشافکن رو به تزلزل گذاشته است، دریافت که حفظ آرایش جنگی ناممکن شده است. باد که همچنان از شمال غرب میوزید، اکنون به سود هلندیها چرخیده بود، زیرا ناوگان متفقین که رو به شرق و جنوب شرق رانده میشد، بیم آن داشت که با تغییر ناگهانی باد یا جزر دریا، راه گریز خود را به سوی آبهای عمیق از دست بدهد. روپرت با چهرهای درهم و خشمآلود، فرمان چرخش هماهنگ و عقبنشینی تاکتیکی را صادر کرد. پرچمهای اشاره بر دکل رویال چارلز بالا رفت و ناوگان متفقین، آشفته و زخمخورده، به تدریج به سمت شمال غرب عقب نشست. هلندیها این بار نیز به رسم نبرد پیشین، دشمن را تا جایی که عمق آب و خطر تپههای زیرآبی اجازه میداد، تعقیب کردند. غرش توپها کمکم فروکش کرد و تنها صدای نالهٔ مجروحان و ترکخوردن چوب کشتیهای آسیبدیده در فضا طنینانداز بود. هنگام غروب، ناوگان جمهوری هلند پیروزمندانه به درون خور اسخونهفلد بازگشت و در همان لنگرگاه امن پیشین لنگر انداخت.
خسارتهای نبرد دوم اگرچه مانند نبرد نخست به غرق شدن هیچ کشتی بزرگی نینجامید، اما بر پیکر هر دو ناوگان زخمهایی عمیقتر از پیش نشاند. در اردوی هلند، بیش از سیصد کشته و نزدیک به هفتصد زخمی بر جای ماند. ناو زِون پروینسیِن بار دیگر دهها ضربهٔ مستقیم خورده بود و آب از چند شکاف تازه به درون انبارش راه مییافت. ناو خاودن لیوِ ترومپ چنان آسیب دیده بود که دکل بزرگ آن با طنابهای موقت و بادبانهای وصلهشده سرپا نگاه داشته شده بود. در سوی مقابل، تلفات متفقین سنگینتر بود؛ انگلیسیها بیش از ششصد کشته و زخمی دادند و فرانسویها نیز حدود دویست تن. رویال چارلز، رویال پرنس و لا رن همگی سوراخهای متعدد در بدنه، دکلهای شکسته و سکانهای آسیبدیده داشتند و برای هفتهها از صحنهٔ عملیات خارج شدند. مهمتر از همه، روحیهٔ ناوگان متحد برای همیشه فرو شکست. شاهزاده روپرت که دو بار پیاپی در برابر تدبیر و جسارت دو رویتر در آبهای کمعمق فلاندر شکست خورده بود، دریافت که تصرف کرانههای زیلاند و پیاده کردن نیروهای فرانسوی در آن سال به کلی ناممکن است. بدین ترتیب، نبرد دوم اسخونهفلد نه تنها یک پیروزی راهبردی دیگر برای جمهوری هلند بود، بلکه عملاً به محاصرهٔ دریایی سواحل هلند پایان داد و ابتکار عمل را برای ادامهٔ آن سال به دست دریاسالار میخیل دو رویتر و ناوگان استوارش سپرد.