ویرگول
ورودثبت نام
علیرضا مرادی
علیرضا مرادیدانشجوی ارشد تاریخ ایران اسلامی علاقه مند به همه ی ادوار تاریخ
علیرضا مرادی
علیرضا مرادی
خواندن ۴ دقیقه·۱۸ روز پیش

نبرد عین جالوت

در روز ۳ سپتامبر ۱۲۶۰ میلادی (برابر با ۲۵ رمضان ۶۵۸ هجری قمری)، در منطقه‌ای در جنوب شرقی الجلیل در دره یزرائیل، در نزدیکی چشمه‌ای به نام عین جالوت (چشمه جالوت)، نبردی سرنوشت‌ساز میان ممالیک مصر و امپراتوری مغول به وقوع پیوست. این نبرد نقطه اوج پیشروی لشکرکشی‌های مغول به سوی غرب و یکی از نقاط عطف تاریخ منطقه و جهان بود.

پس از اینکه منگو خان، برادر هولاکو خان، در سال ۱۲۵۹ درگذشت، هولاکو خان که رهبری لشکرکشی به غرب را بر عهده داشت، مجبور شد با بخش عمده ارتش خود برای شرکت در شورای انتخاب خان بزرگ (قوریلتای) به مغولستان بازگردد. او پیش از ترک منطقه، نیرویی حدود ۱۰ تا ۲۰ هزار نفر را به فرماندهی سپهسالاری مسیحی نسطوری به نام کیتبوقا نویان در غرب فرات باقی گذاشت تا فتوحات جدید را تثبیت کند. کیتبوقا که از قبیله نایمان بود، یکی از معتمدان اصلی هولاکو به شمار می‌رفت.

غیبت هولاکو و بخش اعظم قوای مغول، فرصتی طلایی برای ممالیک مصر ایجاد کرد. در آن سوی میدان، سیف‌الدین قطز، سلطان مملوک که به تازگی به قدرت رسیده بود، با تهدیدی بی‌سابقه روبرو بود. مغول‌ها پیشتر در سال ۱۲۵۸ بغداد را فتح و غارت کرده و آخرین خلیفه عباسی را به قتل رسانده بودند. قطز با قاطعیت تمام، فرستادگان هولاکو را که حامل پیام تهدیدآمیز تسلیم بودند، به قتل رساند و سرهایشان را بر دروازه‌های قاهره به نمایش گذاشت.

قطز با درک وخامت اوضاع، تمام اختلافات داخلی را کنار گذاشت و با رقیب قدرتمند خود، رکن‌الدین بیبرس، متحد شد. بیبرس که از فرماندهان برجسته مملوک بود، پس از سقوط دمشق به دست مغول‌ها از شام گریخته و به قاهره آمده بود. این اتحاد میهنی، پایه‌های پیروزی در نبرد پیش رو را بنا نهاد. مورخان شمار نیروهای مملوک را بین ۱۵ تا ۲۰ هزار نفر و گاه تا ۳۰ هزار نفر نیز تخمین زده‌اند.

پیش از نبرد، مانورهای دیپلماتیک پیچیده‌ای نیز در جریان بود. ممالیک از صلیبیون مستقر در عکا (پادشاهی اورشلیم) درخواست کردند که اجازه عبور بی‌طرفانه از قلمروشان را به آن‌ها بدهند. هم‌زمان، مغول‌ها نیز سعی در اتحاد با صلیبیون علیه مسلمانان داشتند. اما پاپ الکساندر چهارم صلیبیون را از همکاری با مغول‌ها منع کرد و آن‌ها با اتخاذ سیاست بی‌طرفی، عملاً به ممالیک اجازه عبور دادند. این بی‌طرفی یک پیروزی استراتژیک بزرگ برای قطز محسوب می‌شد.

با نزدیک شدن سپاه مملوک، کیتبوقا که در حال تثبیت سلطه مغول بر شام بود، به سرعت نیروهای خود را جمع کرده و به سمت جنوب حرکت کرد. دو سپاه سرانجام در نزدیکی چشمه عین جالوت در مقابل یکدیگر اردو زدند.

نبرد در روز سوم سپتامبر با یک تدبیر نظامی هوشمندانه از سوی ممالیک آغاز شد. بیبرس با طلایه‌داران ارتش مملوک به نیروهای پیشتاز مغول به فرماندهی کیتبوقا حمله‌ور شد و سپس شروع به عقب‌نشینی کرد. این عقب‌نشینی یک نیرنگ جنگی حساب‌شده و کلاسیک بود که مغول‌ها خود استاد آن بودند. کیتبوقا که فریب این ترفند را خورده بود، با تمام قوا به تعقیب بیبرس پرداخت و در نتیجه، سپاه مغول از آرایش اصلی خود خارج و به سمت تله‌ای که قطز طراحی کرده بود، کشیده شد.

پس از مدتی تعقیب و گریز، مغول‌ها ناگهان خود را در محاصره بدنه اصلی ارتش مملوک یافتند که قطز آن‌ها را در تپه‌ها و دره‌های اطراف پنهان کرده بود. نبرد سنگین و نفس‌گیری آغاز شد. ممالیک با استفاده از سواره نظام سنگین خود و همچنین به کارگیری سلاحی جدید و رعب‌آور به نام «مِدفَع» (نوعی توپ دستی اولیه که باروت پرتاب می‌کرد)، توانستند اسب‌های مغول را رم داده و در صفوف آن‌ها ایجاد رعب و وحشت کنند. این نبرد به عنوان نخستین کاربرد مستند توپ دستی در یک نبرد ثبت شده است.

در گرماگرم نبرد، جناح چپ سپاه مملوک تحت فشار شدید حملات مغول‌ها قرار گرفت و در آستانه فروپاشی کامل بود. در این لحظه حساس، سلطان قطز شخصاً وارد میدان کارزار شد. او کلاه‌خود خود را از سر برداشت تا سربازانش چهره‌اش را ببینند و فریاد زد: «وای اسلاماه!» (ای اسلام!). این حرکت قهرمانانه، روحیه از دست رفته سپاه را دوباره زنده کرد. ممالیک با قدرتی تازه به ضدحمله دست زدند و به تدریج ورق نبرد را برگرداندند.

سرانجام، برتری عددی و قدرت رزمی بالای سواره نظام سنگین مملوک در نبردهای تن‌به‌تن کار خود را کرد. سپاه مغول که به محاصره کامل درآمده بود، تار و مار شد. تقریباً تمامی نیروهای مغول، از جمله فرماندهشان کیتبوقا، در میدان نبرد کشته شدند. برخی منابع تاریخی به نقل از کیتبوقا در آخرین لحظات نبرد اشاره می‌کنند که او شکست را نپذیرفت و گفت که هولاکو انتقام او را خواهد گرفت.

شکست در عین جالوت یک فاجعه کامل برای مغول‌ها بود و نخستین شکست قاطع و دائمی آن‌ها از زمان آغاز فتوحات چنگیزخان محسوب می‌شد. هاله شکست‌ناپذیری سپاه مغول برای همیشه در هم شکست. اگرچه مغول‌ها بعدها چندین بار برای انتقام‌جویی و فتح مجدد شام تلاش کردند (مانند نبرد حمص در ۱۲۸۱ و نبرد مرج الصفر در ۱۳۰۳)، اما هرگز نتوانستند این شکست را جبران کنند و برای همیشه از فتح مصر و پیشروی به سوی آفریقا بازماندند.

پیروزی بزرگ قطز، تمدن اسلامی را از خطری مرگبار رهانید و ممالیک را به عنوان قدرت بلامنازع منطقه تثبیت کرد، اما پایان کار خود قطز تلخ و غم‌انگیز بود. در راه بازگشت پیروزمندانه به قاهره، گروهی از فرماندهان به رهبری بیبرس که از دیرباز چشم طمع به قدرت داشت، سلطان قطز را در حین شکار به قتل رساندند و بیبرس خود را سلطان جدید مصر خواند. بدین ترتیب، فاتح بزرگ عین الجالوت، به جای جشن پیروزی، با خنجر یاران دیروز خود از پای درآمد.

تاريخ
۸
۲
علیرضا مرادی
علیرضا مرادی
دانشجوی ارشد تاریخ ایران اسلامی علاقه مند به همه ی ادوار تاریخ
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید