ویرگول
ورودثبت نام
علیرضا مرادی
علیرضا مرادیدانشجوی ارشد تاریخ ایران اسلامی علاقه مند به همه ی ادوار تاریخ
علیرضا مرادی
علیرضا مرادی
خواندن ۳ دقیقه·۳ ماه پیش

نبرد قلعه بلفور

در سال ۱۱۸۲ میلادی رخ داد و یکی از برخوردهای مهم میان پادشاهی اورشلیم و سپاه ایوبی به فرماندهی صلاح‌الدین ایوبی بود. این نبرد را گاهی در پیوند با محاصره یا درگیری‌های پیرامون قلعه بلفور بررسی می‌کنند؛ دژی که در منابع لاتین با نام Belvoir و در عربی با نام «کَوْکَب الهَوَى» آمده است و در شرق جلیل، مشرف به دره اردن و نزدیک رود اردن قرار داشت. این قلعه در اصل در اختیار شوالیه‌های هوسپیتالر بود؛ همان نظمیه نظامی-مذهبی که در تاریخ با نام Knights Hospitaller شناخته می‌شود.

برای درک نبرد، باید جایگاه راهبردی قلعه را دید. بلفور بر ارتفاعی حدود ۵۰۰ متر بالاتر از دره اردن ساخته شده بود و دید کامل بر مسیرهای ارتباطی میان دمشق، جلیل و کرانه‌های شرقی رود اردن داشت. ساختار آن به‌صورت دژی چهارگوش با برج‌های گوشه‌ای و حصار دوگانه بود؛ نمونه‌ای پیشرفته از معماری نظامی صلیبی در قرن دوازدهم که برای مقاومت در برابر منجنیق و محاصره‌های طولانی طراحی شده بود. چنین قلعه‌ای نه‌تنها پناهگاه، بلکه پایگاه تهاجمی برای یورش به کاروان‌ها و نیروهای عبوری محسوب می‌شد.

زمینه نبرد به سیاست تهاجمی صلاح‌الدین در اوایل دهه ۱۱۸۰ بازمی‌گردد. پس از آنکه او مصر و شام را عملاً متحد کرد، راهبردش این بود که با حملات پیاپی، توان اقتصادی و نظامی دولت صلیبی اورشلیم را فرسوده کند. در سال ۱۱۸۲ او با سپاهی بزرگ از دمشق به سمت جنوب حرکت کرد. برآورد تعداد نیروهای ایوبی در این لشکرکشی متفاوت است، اما بسیاری از منابع عددی میان ۱۵ تا ۲۰ هزار نفر را ذکر می‌کنند؛ ترکیبی از سواره‌نظام سبک کماندار ترک و کرد، سواره‌نظام سنگین، و پیاده‌نظام پشتیبان. هسته قدرت ارتش او را سواره‌نظام متحرک تشکیل می‌داد که با تاکتیک تیراندازی چرخشی و حملات موجی شناخته می‌شد.

در سوی مقابل، پادشاهی اورشلیم تحت فرمان بالدوین چهارم قرار داشت؛ پادشاهی که با وجود بیماری جذام، شخصاً در بسیاری از نبردها حضور می‌یافت. نیروهای صلیبی احتمالاً بین ۸۰۰ تا ۱۲۰۰ شوالیه زره‌پوش و چند هزار پیاده‌نظام و سرباز بومی (تورکوپل‌ها) بودند. فرماندهی میدانی در کنار بالدوین، با اشرافی چون ریموند سوم طرابلس و دیگر بارون‌های محلی بود. بخشی از نیروهای هوسپیتالر نیز از قلعه بلفور پشتیبانی می‌کردند.

در جریان عملیات ۱۱۸۲، صلاح‌الدین تلاش کرد با عبور از رود اردن و پیشروی در جلیل، نیروهای صلیبی را به نبردی باز در زمین دلخواه خود بکشاند. او به پیرامون قلعه بلفور رسید و به تخریب اراضی و تحریک مدافعان پرداخت. هدفش این بود که یا قلعه را منزوی کند یا ارتش صلیبی را مجبور به خروج از مواضع مستحکم سازد. در مقابل، بالدوین چهارم سیاست احتیاطی در پیش گرفت. آرایش نیروهای صلیبی به‌صورت خطی فشرده با تکیه بر پیاده‌نظام نیزه‌دار در مرکز و شوالیه‌های سنگین در جناحین بود؛ الگویی که برای مقاومت در برابر حملات موجی سواره‌نظام سبک مسلمانان طراحی شده بود.

درگیری اصلی در نزدیکی قلعه و در زمین‌های باز اطراف آن رخ داد. صلاح‌الدین چندین بار با سواره‌نظام سبک خود حملات آزمایشی انجام داد؛ تیراندازی از فاصله، عقب‌نشینی ساختگی و تلاش برای شکستن انسجام صلیبی‌ها. اما صلیبی‌ها، برخلاف برخی نبردهای بعدی مانند حطین، انسجام خود را حفظ کردند و از تعقیب شتاب‌زده خودداری نمودند. شوالیه‌های زره‌پوش آنان در ضدحمله‌های محدود اما سنگین شرکت کردند و هر بار نیروهای ایوبی را عقب راندند.

گزارش‌ها نشان می‌دهد که نبرد به یک رویارویی فرسایشی تبدیل شد؛ نه یک شکست قاطع برای هیچ‌یک. تلفات دقیق روشن نیست، اما به‌نظر می‌رسد هر دو طرف چند صد نفر از دست دادند. با توجه به ماهیت سواره‌نظام سبک ایوبی، احتمالاً بخش بزرگی از تلفات آنان در هنگام ضدحمله‌های شوالیه‌های سنگین وارد شد، در حالی که صلیبی‌ها بیشتر از تیراندازی ممتد آسیب دیدند.

از نظر نتیجه نظامی، نبرد را می‌توان نوعی بن‌بست یا پیروزی تدافعی برای صلیبی‌ها دانست. صلاح‌الدین نتوانست قلعه بلفور را تصرف کند یا ارتش اورشلیم را درهم بشکند، اما همچنان ابتکار عمل راهبردی در دست او باقی ماند. او پس از این عملیات به تخریب مناطق دیگر پرداخت و جنگ فرسایشی را ادامه داد. قلعه بلفور تا پس از شکست صلیبی‌ها در حطین در ۱۱۸۷ در دست آنان باقی ماند و تنها در سال ۱۱۸۹ پس از محاصره‌ای طولانی به نیروهای ایوبی تسلیم شد.

جنگ‌های صلیبیتاریخ
۴
۰
علیرضا مرادی
علیرضا مرادی
دانشجوی ارشد تاریخ ایران اسلامی علاقه مند به همه ی ادوار تاریخ
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید