اگه عاشق بودم شکل دیگه ای نگاهت میکردم…
اگه عاشقت بودم قدم هایم کنارت کوتاه تر و طولانی تر میشد… اگه عاشقت بودم غذاها در کنارت طعم دیگری داشت. اگه عاشقت بودم حرفهایم هیجان بیشتری داشت. اگه عاشقت بودم دست هایت را میگرفتم و باهات زیر تخت تمشک در شمال خاطره میساختم با دست های تمشکیم روی صورتت نقش میکشیدم…..
اما افسوس عاشقت نبودم و در کنارت لحظه ای خوشحال نبودم ، اما تو دوستم داشتی از چشم هایت میخواندم تموم باورها و مقدسات را برای دوست داشتنت امتحان کردم اما نشد که نشد… قلبم تصمیمش را گرفته بود که دوستت نداشته باشد اما برایش عزیز باقی بمانی❤️🫂