ویرگول
ورودثبت نام
اندیشکده روان تنظیم
اندیشکده روان تنظیممحمود دلیر عبدی نیا
اندیشکده روان تنظیم
اندیشکده روان تنظیم
خواندن ۱۱ دقیقه·۷ روز پیش

تحول شیوه‌های پژوهشی و آموزشی در عصر دیجیتال

علم باز (Open Science)

تأثیر فناوری‌های دیجیتال بر کار آکادمیک

تحول شیوه‌های پژوهشی و آموزشی در عصر دیجیتال

 

ایده‌های کلیدی

 * چالش ارائه خلاصه برای دانشگاهیان: پژوهشگران به دلیل عادت به توضیح عمیق و متوازن موضوعات، در بیان مختصر و جذاب یک ایده پیچیده (مانند تأثیر فناوری) ناتوان هستند.

 * تأثیر فناوری‌های خاص بر کار دانشگاهی: سه فناوری یا پدیده خاص به عنوان نمونه اینترنت،  وبلاگ نویسنده (به عنوان ابزار شخصی برای کاوش)، ویکی‌پدیا (به عنوان نمونه‌ای آشناتر)

* تغییر روش کار پژوهشگران: فناوری‌های جدید نه فقط ابزار ارتباطی، بلکه در حال تغییر «نحوه کار» و فرآیندهای اصلی پژوهش (همکاری، ارتباط، ایجاد دانش) هستند.

 * فرآیند تألیف باز و مداوم: نویسندگی کتاب حاصل یک فرآیند چهارساله است که عمدتاً از طریق وبلاگ شخصی‌ انجام می شود. این نشان‌دهنده رویکرد باز، شبکه‌ای و تدریجی به تولید دانش است.

 * واکنش عمومی: هیچ‌کس نمی‌خواهد آن را بخواند که با طنز و فروتنی همراه است. مخاطب غیرآکادمیک نماد کاربر عادی اینترنت است که با ویکی‌پدیا آشنایی دارد اما از مفاهیم عمیق‌تر تغییرات دانشگاهی بی‌خبر است.

 * وبلاگ به عنوان پیش‌نویس مطالب: نشان می‌دهد که چگونه فناوری دیجیتال مرز بین «تفکر شخصی»، «انتشار غیررسمی» و « مطالب نهایی» را کمرنگ کرده است.

* تداوم انگیزه نویسنده به مدت چهار سال: تناقضی طنزآمیز که پافشاری نویسنده بر اهمیت موضوع را نشان می‌دهد.

 

کاربردها

 *  آموزش دانشگاهی: این روش می‌تواند برای آموزش به پژوهشگران و اساتید استفاده شود که چگونه مفاهیم تخصصی خود را برای عموم یا دانشجویان دوره کارشناسی (حتی کودکان) ساده‌سازی کنند.

 *  ارتباط علم و جامعه: نشان می‌دهد که شکاف بین زبان آکادمیک و زبان عمومی یکی از چالش‌های اصلی درگیرسازی عمومی با علم است.

*  روش‌های تحقیق و نگارش: مثال وبلاگ به عنوان بستری برای تولید تدریجی و باز دانش، الگویی برای محققانی است که می‌خواهند فرآیند تحقیق خود را شفاف و شبکه‌ای انجام دهند.

 

مقایسه عینی ابزارها و فرآیندهای تألیف یک کتاب دانشگاهی در دو دوره زمانی متفاوت (۲۰۰۴ و ۲۰۱۰-۲۰۱۱) به منظور نشان دادن تحول بنیادین در «روش‌های جدید کار کردن»:

 پژوهشگران در عصر دیجیتال، با استناد به تجربه شخصی، تفاوت بین تألیف کتاب در ۲۰۰۴ و ۲۰۱۰-۲۰۱۱ را به عنوان نمونه‌ای ملموس از تغییری که به آن اشاره شد، شرح می‌دهند:

گذار از ابزارهای سنتی به ابزارهای شبکه‌ای و باز: در سال ۲۰۰۴ نویسنده نوعی عمدتاً از کتاب‌ها، مجلات چاپی و کنفرانس‌های حضوری استفاده می‌کرده، در حالی که در ۲۰۱۱ از طیف گسترده‌ای از ابزارهای وب ۲.۰ بهره می‌برد.

 ** ظهور و بلوغ خدمات وب ۲.۰ در فاصله شش سال: بسیاری از خدماتی که نویسنده نوعی در کتاب جدید استفاده کرده (مانند گوگل ریدر، مندلی، دلیشز، توییتر، تامبلر، اسلایدشیر، اسکریب، کلادورکز) در سال ۲۰۰۴ وجود نداشتند یا در مراحل اولیه بودند.

 ** غنا و تنوع منابع دیجیتال: متن تنها رسانه به اشتراک‌گذاری دانش نیست. ویدیو (یوتیوب)، ارائه‌ها (اسلایدشیر)، اسناد (اسکریب) و پلتفرم‌های اشتراک‌گذاری منابع آموزشی (کلادورکز) نیز به عنوان نقاط شروع مفید یا منابع تحلیلی استفاده می‌شوند.

** وبلاگ به عنوان قلب فرآیند تألیف باز: وبلاگ شخصی نویسنده نوعی نه فقط محلی برای ذخیره یادداشت‌ها، بلکه بستری برای انتشار پیش‌نویس‌ها، دریافت بازخورد و بازنویسی تدریجی مطالب می شود. همچنین وبلاگی از نوع Tumblr به عنوان «آلبوم بریده‌ها»ی دیجیتال عمل می‌کند.

** شبکه اجتماعی به عنوان فیلتر و جمع‌آوری‌کننده روزانه: شبکه اجتماعی نقش حیاتی در دریافت بازخورد فوری، پیشنهادها و به عنوان مکانیسمی برای پالایش و به اشتراک‌گذاری منابع به صورت روزانه ایفا می‌کند.

 ** آگاه­سازهای گوگل (Google Alerts) به عنوان ردیاب خودکار: ابزاری که به نویسنده نوعی امکان می‌دهد بدون جستجوی دستی، از محتوای جدید مرتبط با حوزه تخصصی خود مطلع شود و تغییرات یک حوزه در حال تحول را دنبال کند.

** حضور از راه دور در کنفرانس‌ها: به دلیل محدودیت‌های زمانی، نویسنده نوعی کمتر به صورت حضوری در کنفرانس‌ها شرکت می‌کند اما به طور منظم از راه دور در آنها حاضر می‌شود.

روابط مفهومی:

تبدیل انفعال به تعامل: در گذشته نویسنده نوعی منبع را صرفاً «می‌خواند» (کتاب، مجله)، اما اکنون از طریق وبلاگ و توییتر، پیش از چاپ نهایی کتاب، بازخورد دیگران را «دریافت و اعمال می‌کند» (چرخه بازخورد ← بازنویسی).

تبدیل جستجو به دریافت خودکار: به جای جستجوی دستی در کتابخانه، آگاه­سازهای گوگل به طور خودکار محتوای جدید را «ارسال می‌کنند».

تبدیل انزوای تألیف به تألیف شبکه‌ای: فرآیند نوشتن از یک فعالیت انفرادی به فعالیتی تبدیل شده که در آن شبکه اجتماعی، بوکمارک‌های دیگران، وبلاگ‌ها و بازخوردهای عمومی مشارکت دارند.

 

کاربردها (Applications)

طراحی فرآیندهای پژوهش برای محققان امروزی: فهرست ها می‌تواند به عنوان یک چک‌لیست عملی برای پژوهشگران جوان استفاده شود تا بدانند چگونه از ابزارهای دیجیتال در تمام مراحل تحقیق (از جستجو و غربالگری تا نگارش و بازخوردگیری) بهره ببرند.

آموزش سواد اطلاعاتی و دیجیتال: «سواد اطلاعاتی» در قرن بیست‌ویکم فراتر از استفاده از کتابخانه است و شامل مدیریت RSS، نشانه‌گذاری اجتماعی، هشدارهای خودکار و حضور مؤثر در شبکه‌های اجتماعی می‌شود.

ارزیابی تأثیر فناوری بر بهره‌وری دانشگاهی: مؤسسات آموزشی می‌توانند از این مقایسه برای درک این مسئله استفاده کنند که سرمایه‌گذاری روی ابزارهای دیجیتال و زیرساخت‌های همکاری از راه دور چگونه فرآیند تألیف و پژوهش را متحول می‌کند.

توسعه روش‌های تألیف باز (Open Authorship): الگوی انتشار پیش‌نویس‌ها در وبلاگ و دریافت بازخورد عمومی، برای پروژه‌های کتاب‌های درسی باز (Open Textbooks) و انتشار دانش به صورت تدریجی بسیار مفید است.

رفرنس‌ها

ابزارهای مدیریت مراجع: Mendeley

ابزارهای نشانه‌گذاری اجتماعی: Delicious

پلتفرم‌های اشتراک محتوا: YouTube, Wikipedia, Slideshare, Scribd, Cloudworks

خواننده فید: Google Reader (قبلا فعال بود)

وبلاگ‌نویسی: Tumblr

آگاه­سازها: Google Alerts

 

سه دلیل برای اهمیت تغییرات

موضوع اصلی این بخش، ارزیابی و صورتبندی سه تغییر بنیادین در فرآیند پژوهش و تألیف دانشگاهی است که علی‌رغم حفظ ظاهر سنتی خروجی نهایی (کتاب)، ماهیت کار محقق را به طور اساسی دگرگون کرده‌اند. نویسنده نوعی با لحنی متوازن، هم تداوم سنت‌ها و هم گسست‌های انقلابی را به رسمیت می‌شناسد.

ایده‌های کلیدی: تداوم در کنار تغییر

تداوم

نکته اول: کتاب‌ها و مقالات مجلات هنوز بخش بزرگی از منابع اطلاعاتی را تشکیل می‌دهند.

نکته دوم: خروجی نهایی فرآیند همچنان یک «کتاب» به عنوان سنتی‌ترین منبع اطلاعاتی است.

سه تغییر معنادار:

کمیت و دسترسی دیجیتال

حجم اطلاعات قابل دسترس آنلاین به طور چشمگیری افزایش یافته است. محقق می‌تواند تقریباً تمام منابع مورد نیاز را از خانه در دسترس داشته باشد بدون نیاز به مراجعه فیزیکی به کتابخانه. نسبت محتوای دیجیتالی شده از حدود ۵۰٪ در سال ۲۰۰۴ به «تقریباً کامل» (total) برای زمان فعلی رسیده است.

اهمیت شبکه آنلاین در فرآیند نگارش

نویسنده نوعی شبکه‌ای متشکل از دنبال‌کننده­گان و مشترکین وبلاگ دارد که یک «حوضچه تجربه گسترده» ایجاد کرده است.

کاربردهای این شبکه: (الف) فراخوان مستقیم برای یافتن مثال‌های خوب، (ب) انتشار پیش‌نویس‌ها و دریافت بازخورد و لینک، (ج) منبع اطلاعاتی ارزشمند حتی بدون درخواست مستقیم (شامل لینک به منابع، تفسیر مسائل، بحث گسترده، روش‌ها و فناوری‌های جدید، و مشارکت به صورت پست وبلاگ، ویدیو و صدا).

تنوع و گستردگی محتوا: نوع محتوای مورد استفاده در سال ۲۰۰۴ عمدتاً به مقالات مجلات و کتاب‌ها محدود بود. اکنون این تنوع شامل پست‌های وبلاگ، ویدیوها، انتشارات پیش‌چاپ (draft publications)، ارائه‌های کنفرانس، و همچنین بحث، نظر و مجادله پیرامون هر یک از اینها می‌شود.

علل این تغییر:

علت اول (کمی): صرفاً حجم و مقدار این محتواهای جدید بیشتر شده است.

علت دوم (نگرشی): تغییر در طرز تلقی نسبت به «مشروعیت» سایر اشکال خروجی (غیر از کتاب و مقاله) و نقش مرکزی و حیاتی آنها در فعالیت روزمره دانشگاهی.

رابطه زنجیره‌ای سه عامل: افزایش کمیت زیرساخت مادی برای تنوع محتوا را فراهم می‌کند. شبکه اجتماعی و تغییر نگرش  وابستگی کمتری به کمیت صِرف دارند و کیفی هستند.

 

نقطه عطف مفهومی: مشروعیت

تغییر نگرش نسبت به «مشروعیت» فرم‌های جدید خروجی، به اندازه خود فناوری اهمیت دارد. این یک نکته نظری مهم است: فناوری به تنهایی کافی نیست؛ بازتعریف فرهنگی از اینکه «چه چیزی به عنوان دانش معتبر به حساب می‌آید» ضروری است.

کاربردها

ارزیابی سیاست‌های دانشگاهی: این سه دسته تغییر می‌تواند به عنوان چارچوبی برای ارزیابی سیاست‌های ارتقا و تصدی در دانشگاه‌ها استفاده شود. آیا مؤسسات آموزشی «شبکه آنلاین» و «تنوع محتوا» را در کنار کتاب و مقاله به رسمیت می‌شناسند؟

طراحی دوره‌های آموزش پژوهش محور: مربیان می‌توانند از این تحلیل برای آموزش به دانشجویان تحصیلات تکمیلی استفاده کنند که «سواد پژوهش» امروز شامل مدیریت شبکه اجتماعی، استفاده از آگاه­سازها، و ارزیابی اعتبار منابع غیرسنتی (مانند وبلاگ‌های تخصصی) نیز می‌شود.

مستندسازی تأثیر اجتماعی پژوهش: شبکه توییتر و وبلاگ نه فقط منابع اطلاعاتی، بلکه بسترهای «گفتگو و مجادله» پیرامون دانش هستند. این می‌تواند برای سنجش «دسترسی و تأثیر اجتماعی» پژوهش به کار رود.

برنامه‌ریزی زیرساخت‌های دیجیتال در کتابخانه‌ها: اشاره به افزایش از ۵۰٪ به «تقریباً کامل» دیجیتالی شدن منابع، مبنایی برای برنامه‌ریزی کتابخانه‌های دانشگاهی در اولویت‌بندی خرید پایگاه‌های داده دیجیتال به جای نسخه‌های فیزیکی است.

«بحران بازتولید» و شفافیت پژوهش: تأکید بر استفاده از «انتشارات پیش‌چاپ» و «پیش‌نویس‌ها» و «بحث پیرامون آنها» با جنبش کنونی علم باز (Open Science) و ثبت پیشاپیش پروتکل‌های پژوهش همخوانی مستقیم دارد.

 

دانش‌آموزی دیجیتال

تعریف دانش‌آموزی دیجیتال و مرزهای درهم‌تنیده کتاب:

ارائه تعریفی بنیادین از مفهوم دانش‌آموزی دیجیتال و تشریح پیامدهای آن برای مرزهای سنتی «کتاب» به عنوان یک محصول علمی سوال "چگونه فناوری دیجیتال هم تداوم و هم گسست را در کنار هم ممکن می‌سازد؟" را آشکار می کند؟

تعریف «دانش‌آموزی دیجیتال: هم یک تغییر عمیق و هم ادامه عمل سنتی

این تعریف دوگانه بسیار مهم است زیرا از هر دو افراط (انکار هرگونه تغییر یا اعلام انقلاب کامل) پرهیز می‌کند.

تغییر در وضعیت حقوقی و دسترسی به خروجی پژوهش:

قبلا فقط به صورت سنتی و کاغذی وجود داشت و کپی‌رایت متعلق به ناشر بود (مدل سنتی بسته). اکنون هم در قالب سنتی و هم به صورت آنلاین و تحت مجوز کریتیو کامنز (Creative Commons) به صورت آزاد در دسترس است. این نقطه عطفی در جهت «دسترسی باز» (Open Access) است.

گسترش تعریف «کتاب» به مجموعه‌ای از منابع مکمل:

کتاب دیگر فقط یک شیء فیزیکی نیست. مجموعه‌ای از منابع مرتبط با کتاب وجود دارد که شامل:

- ویدیوها

- ارائه‌ها

- پست‌های وبلاگ

- نظرات و واکنش‌ها به این موارد می شود.

مرز کتاب مبهم شده است؛ کتاب هم شیء فیزیکی است و هم مواد مکمل آن.

 

رابطه دوگانه «تغییر عمیق / ادامه سنت»:

استفاده از کتاب و مقاله در مقابل استفاده از وبلاگ، ویدیو، شبکه اجتماعی

تولید کتاب در مقابل تولید کتاب + مواد مکمل دیجیتال + نظرات

مالکیت کپی‌رایت توسط ناشر در مقابل مجوز آزاد کریتیو کامنز

دسترسی فقط کاغذی (پرداخت) در مقابل آنلاین + رایگان

مرز مشخص بین کتاب، دوره، نظر در مقابل مرزهای عمداً درهم‌تنیده

 

کاربردها

سیاست‌گذاری دسترسی باز در دانشگاه‌ها: تأکید بر مجوز کریتیو کامنز و دسترسی رایگان آنلاین، الگویی برای دانشگاه‌ها جهت تشویق اساتید به انتشار آثار خود با مجوزهای باز و رعایت سیاست‌های دسترسی باز است.

بازتعریف «خروجی پژوهش» در سیستم‌های ارتقا و تصدی: اگر کتاب فقط یک شیء فیزیکی نیست، بلکه مجموعه‌ای از ویدیوها، ارائه‌ها، وبلاگ‌ها و نظرات است، پس کمیته‌های ارتقا باید چگونه این خروجی‌های متنوع را ارزیابی کنند؟

طراحی دوره‌های آموزشی باز و گسترده (MOOCs و دوره‌های آنلاین): ساختار دوره‌های آنلاین آزاد (مانند Coursera، edX و FutureLearn) نشان می‌دهد که مرز بین «تألیف کتاب» و «طراحی دوره» در فضای دیجیتال از بین می‌رود.

ارزیابی تأثیر اجتماعی پژوهش (Impact): از آنجا که کتاب با مجموعه‌ای از نظرات و واکنش‌های عمومی همراه است، می‌توان از این داده‌ها برای نشان دادن «تأثیر اجتماعی» پژوهش فراتر از ارجاعات آکادمیک استفاده کرد.

آموزش سواد رسانه‌ای دیجیتال به دانشجویان: دانشجویان باید بیاموزند که در عصر دیجیتال، یک «منبع علمی» می‌تواند ترکیبی از متن، ویدیو، ارائه و نظرات باشد و ارزیابی اعتبار این مجموعه ترکیبی نیازمند مهارت‌های جدیدی است.

 

جمع‌بندی و طرح مسئله اصلی: کشاکش دو نیرو به عنوان موضوع اصلی

موضوع اصلی، صورتبندی مسئله محوری و معرفی کشاکش میان دو نیروی متضاد به عنوان موتور محرک کل بحث است. تضاد میان «تغییر اساسی» از یک سو و اقدام محافظه‌کارانه و جزئی از سوی دیگر، نه فقط به تولید کتاب، بلکه به تمامی ابعاد فعالیت دانشگاهی (پژوهش، اشاعه دانش، درگیری عمومی، آموزش) تعمیم می‌یابد.

ایده‌های کلیدی:

تضاد دو منظری

یک پدیده واحد بسته به منظری که از آن نگریسته شود، دو تفسیر کاملاً متفاوت دارد:

از یک منظر تغییر اساسی و عمده در عمل

از منظر دیگر اقدام محافظه‌کارانه و تنظیم جزئی رویکردهای استاندارد

تعمیم به تمام ابعاد فعالیت دانشگاهی:

پژوهش (Research): استفاده از شبکه‌های اجتماعی برای مشارکت جمعی در مقابل روش‌های انفرادی سنتی

اشاعه دانش (Knowledge Dissemination): نشر باز (Open Access) با قابلیت دسترسی همگانی در مقابل مجلات سنتی با پرداخت اشتراک.

مشارکت عموم (Public Engagement): تعامل مستقیم با مخاطبان غیرمتخصص در توییتر/وبلاگ در مقابل سخنرانی‌های رسمی و یک‌طرفه.

تدریس (Teaching): تدریس آنلاین انبوه (MOOCs) با محتوای رایگان در مقابل کلاس‌های سنتی با شهریه.

 

وضعیت کنونی دانش‌آموزی دیجیتال:

وضعیت فعلی به عنوان وضعیتی که در آن هم «به طور رادیکال متفاوت» و هم «آشنا و سنتی» به نظر می‌رسد. این دو ویژگی به طور همزمان و نه به صورت متوالی صادق هستند.

 

کاربردها

چارچوب تحلیل برای پژوهشگران حوزه مطالعات علم و فناوری (STS): این تضاد دوگانه (تغییر اساسی در مقابل تنظیم جزئی) می‌تواند به عنوان یک قالب تحلیلی برای مطالعه نحوه پذیرش یا مقاومت در برابر فناوری‌های جدید در جوامع علمی مختلف استفاده شود.

راهنمایی برای سیاست‌گذاران آموزشی: این تحلیل نشان می‌دهد که سیاست‌گذاری برای آینده آموزش عالی نمی‌تواند صرفاً «انقلابی» یا «سنت‌گرا» باشد؛ باید همزمان توانایی حفظ نقاط قوت سنت و بهره‌برداری از فرصت‌های جدید را داشته باشد.

ابزار تأمل برای اساتید و پژوهشگران: هر پژوهشگری می‌تواند از این چارچوب برای پرسش از عملکرد خود استفاده کند: «در کدام جنبه از کارم، دیجیتال بودن به معنای تغییر اساسی است و در کدام جنبه صرفاً یک تنظیم جزئی؟ آیا از این کشاکش آگاه هستم؟»

طراحی برنامه‌های درسی بین‌رشته‌ای: این تضاد می‌تواند به عنوان یک «مسئله مرزی» (boundary object) عمل کند که دانشجویان رشته‌های مختلف (علوم کامپیوتر، علوم اجتماعی، تعلیم و تربیت) را حول یک پرسش مشترک گرد هم آورد.

ارزیابی نوآوری‌های فناورانه در دانشگاه: قبل از سرمایه‌گذاری روی هر فناوری جدید آموزشی، می‌توان پرسید: «آیا این فناوری صرفاً یک تنظیم جزئی است یا تغییری اساسی ایجاد می‌کند؟ آیا کشاکش حاصل از آن را می‌توانیم مدیریت کنیم؟»

 

شبکه اجتماعیدیجیتال
۲
۰
اندیشکده روان تنظیم
اندیشکده روان تنظیم
محمود دلیر عبدی نیا
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید