
نام کتاب: تهران مخوف
نویسنده: مرتضی مشفق کاظمی
ناشر: ارغنون (تابستان ۱۳٠۱)
رده: از شاهکارهای داستان فارسی
.
🟢 تهران مخوف اولین رمان ایرانی است. انتشار این کتاب در سال ۱۳٠۱ همراه شد با انتشار کتاب مجموعه داستانهای کوتاه «یکی بود یکی نبود» محمدعلی جمالزاده و هر دو کتاب در ژانر اجتماعی هستند؛ همچنین هر دو اثر نقطه عطفی در ادبیات فارسی و سرآغاز داستاننویسی مدرن نیز هستند.
.
🔴 رمان فارسی با همین کتاب آغاز گردید. کتابی که با زبانی ساده و قابل فهم آینهی تمام قد جامعهی ایرانی در سالهای پایانی قاجار و آغاز پهلوی است. داستان عاشقانهی مهین و فرخ که با مرگ هنگام زایمان مهین (نماد میهن و وطن) و تبعید فرخ (نماد روشنفکران و نخبگان که خوشبختی را به ارمغان میآوردند) به پایان میرسد و همچنین به دنیا آمدن نوزاد مهین که تنها امید او بود، استعاره از پیدایش ایرانی نوین دارد.
.
🔵 نویسنده در حین روایت این عاشقانهی دلانگیز تاکید فراوانی بر حقوق زنان (وضعیت فکری، معیشتی، اجتماعی، فرهنگی و تربیتی آنان)، رسم و رسوم غیرمتداول ازدواج، فحشا، فساد هیئت حاکمه، ستم پلیس و نظمیه، تبهکاری و منفعتطلبی جامعه آخوندی، فقر و فاصله طبقاتی، یاس عمومی و… دارد. در تهران مخوف مردمی را میبینیم که کمترین درکی از سیاست و حقوق شهروندی خود ندارند.
توصیفهای نویسنده از محلههای تهران قدیم، وضعیت اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی جاری در آن زمان، خانههای فحشا، چاله میدانها، شیرکشخانهها، قهوهخانهها، کلوبهای شبانه، چاپارخانه و… تصاویر زندهای از تهران ترسناکی میدهد که در آن درستکاری و میهنپرستی ارزش و اعتباری ندارد.
.
🟣 نظر شخصی من: «کتابی که سال ۱۳٠۱ نوشته شده بود را در سال ۱۴٠۱ خواندم؛ درست صد سال بعد. افسوس که با گذشت یک قرن و چند نسل، درد همان درد است و جامعه همان جامعه و تهران ۱۴٠۱ از تهران ۱۳٠۱ مخوفتر!»
.
🟠 از متن کتاب: «آری، افراد یک ملت همه باید به نوبهی خود درصدد اصلاح خویش و جامعه برآیند و الا یک نفر با یک مشت مخالف چه میتواند بکند؟»
.
✍️👩🏻💻 نویسنده: نرگس لالانی
بیست آبان ۱۴٠۱