ویرگول
ورودثبت نام
نرگس لالانی
نرگس لالانینویسنده / ویراستار / روانشناس / روان‌درمانگر خودشناسی و توسعه فردی / مشاور پیش از ازدواج و غنی‌سازی روابط زوجین (زوج درمانی)
نرگس لالانی
نرگس لالانی
خواندن ۳ دقیقه·۳ ماه پیش

معرفی کتاب گاوخونی

نام کتاب: گاوخونی

نویسنده: جعفرمدرس صادقی

ناشر: مرکز

رده: از شاهکارهای داستان فارسی

.

🔵 داستان بلند «گاوخونی» در سال ۱۳۶۲ منتشر و برنده‌ی جایزه‌ی بیست سال ادبیات داستانی شد. این کتاب برجسته به زبان‌های انگلیسی و کردی در آمریکا و عراق ترجمه شده است. اقتباس سینمایی کتاب گاوخونی را بهروزافخمی ساخت که توانست جایزه‌ی سئول کره‌ی جنوبی (۲٠٠۵) را از آن خود کند.

.

🟠 راوی داستان در حال تعریف خواب‌های پیچیده‌ی خود برای مخاطب است، خواب‌هایی که در آن‌ها گذشته‌ی راوی به‌تدریج آشکار و جزییات مرموز ذهنی و روانی او بیان می‌شود. خواب‌هایی که بیشتر خاطرات پدرش است. پدری که هر روز صبح زود، بیرون می‌رفت و در زاینده‌رود شنا می‌کرد و در یکی از خواب‌ها آن‌قدر به پایین دست رودخانه رفت که در باتلاق گاوخونی غرق شد و مرد. گرچه در واقعیت پدرش در مغازه‌ی خود و پشت میز کارش فوت کرده بود. وجه تشابه همه‌ی خواب‌های راوی، باتلاق گاوخونی است و همه چیز به آن‌جا (باتلاق گاوخونی) برمی‌گردد.

.

🟣 روان‌شناسانی که داستان گاوخونی را از جنبه‌ی فرویدی بررسی کرده‌اند، رودخانه را یک ابژه‌ی مهم و نماد تن مادینه در زندگی راوی فرض می‌کنند. راوی نسبت به دخترها احساساتی دوگانه دارد و هم‌زمان که جذبشان می‌شود، شروع به پس‌زدن آن‌ها می‌کند. این الگوی رفتاری در رابطه‌ی او با رودخانه هم به چشم می‌خورد. او هر روز تا لب رودخانه می‌آید و حتی سرش را هم تاحدی در آب فرو می‌برد که موهایش خیس شوند، اما هرگز تن به آب نمی‌زند.

درمقابل، پدر و آقای گلچین ارتباط خوبی با رودخانه دارند و از شناکردن لذت می‌برند. با این تفاوت که پدر به همان قسمت تکراری رودخانه نزدیک خانه‌شان، قانع است و هر روز سر و تنش را همان‌جا به آب می‌زند؛ اما گلچین هر روز جای تازه از رودخانه را برای شنا انتخاب می‌کند و دنبال کشف و هیجان است. این دو شخصیت می‌توانند ابعاد سایه‌وار و سرکوب‌شده‌ی مختلف راوی باشند. او هم دوست دارد مانند یک آدم معمولی تن به آب بزند و از تکرار لذت ببرد و هم دوست دارد خودش را در سطح شناگری ماهر بالا ببرد، امتحان کند و به تجربه‌های گوناگون دست بزند؛ اما در نهایت راوی فقط خودِ سرگردانش است و بس!

.

🟢 ازمتن کتاب:

«انگار با این حرف می‌خواست بگوید دیگه این شهر اون شهر سابق نیست، این مغازه اون مغازه‌ی سابق نیست، این زندگی اون زندگی سابق نیست. این مردم، این هوا، این درخت‌ها، این خیابان‌ها، این کوچه‌ها. هیچ چیز مثل سابق نیست. حتی محله‌هایی که دست نخورده.»

«زن خوبی بود. تا پیش از ازدواج، خیال می‌کردم که هیچ زنی به خوبی و خوشگلی او وجود ندارد. اما درست از روزی که ازدواج کردیم، دیدم دیگر به آن خوبی و خوشگلی که خیال می‌کردم نیست. زن‌های زیادی به آن خوبی، به خوبی او و خیلی بهتر از او بودند، که زن من نبودند. اما این‌که به این سرعت با او ازدواج کردم مال این نبود که فکر می‌کردم بهترین و خوشگل‌ترین زن دنیا بود. مال این بود که از بچگی دلم می‌خواست مال من باشد و از وقتی که دیگر به من محل نمی‌گذاشت هیچ باورم نمی‌آمد که روزگاری مال خودم باشد. و وقتی که دیدم به این آسانی دارد مال خودم می‌شود، چطور می‌توانستم با او ازدواج نکنم؟»

.

✍️👩🏻‍💻 نویسنده: نرگس لالانی

۱
۰
نرگس لالانی
نرگس لالانی
نویسنده / ویراستار / روانشناس / روان‌درمانگر خودشناسی و توسعه فردی / مشاور پیش از ازدواج و غنی‌سازی روابط زوجین (زوج درمانی)
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید