ویرگول
ورودثبت نام
مهدی حسینی نژاد
مهدی حسینی نژاد
مهدی حسینی نژاد
مهدی حسینی نژاد
خواندن ۲ دقیقه·۲ ساعت پیش

وقتی اینترنت نیست، فقط کسب‌وکار من نیست که می‌میره؛ کل اکوسیستم قربانی می‌شه! (روایت یک طراح سایت از بحران دیجیتال)

شغلم طراحی وب و توسعه است. شاید از دور فکر کنید ما پشت میز نشسته‌ایم و فقط کد می‌زنیم؛ اما حقیقت این است که من خط مقدم اقتصاد دیجیتالم. اینترنت برای من تفریح نیست؛ نفس کشیدن، درآمد خانواده، و بقای شغلی است.

وقتی اخبار می‌شنوم که یک هفته قطعی بین‌الملل ۲.۵ همت به اقتصاد آسیب زده، برای من این یک عدد انتزاعی نیست؛ من آن را در لحظه در حساب بانکی خودم و همکارانم می‌بینم.

مرگ تدریجی کسب‌وکارهای خرد

ما دقیقاً می‌دانیم «کسب‌وکار خرد» یعنی چه. ما همان‌هایی هستیم که تازه داشتیم از زیر آوار اختلال‌های قبلی بیرون می‌آمدیم. می‌دانستید، بعد از هر قطعی، تاب‌آوری ما کم و کمتر می‌شود؟ این مانند این است که هر بار یک دنده‌ی ماشین ما را در بیاورند. دفعه‌ی اول شاید بشود با دنده سه حرکت کرد، اما دفعه‌ی سوم، موتور می‌سوزد.

من هر روز باید به مشتریانی پاسخ دهم که پروژه‌هایشان بالا آمده، اما حالا نمی‌توانند حتی یک ایمیل ساده برای دریافت فایل‌ها باز کنند. آن‌ها هم مثل من ترسیده‌اند؛ ترس از کاهش دائمی بازیگران این صنعت. اگر این وضعیت ادامه پیدا کند، دیگر نه تنها من، بلکه خیلی از کسانی که مثل من زندگی‌شان را بر این بستر ساخته‌اند، دیگر برنمی‌گردند. این یک خروج دائمی از بازار است، نه یک استراحت اجباری.

سفر به نقطه صفر، برای یک ایمیل کاری

مسئله فقط کارهای بزرگ نیست. چند شب پیش، یکی از دوستانم تعریف می‌کرد که برای چک کردن یک ایمیل مهم کاری، مجبور شده تا نزدیک مرز سفر کند. فکرش را بکنید؛ جایی که باید در امنیت و آرامش به کار فکر کنیم، امنیت ما تبدیل شده به “کجا می‌توانم دکل موبایل خارجی پیدا کنم؟”

این وضعیت، حس بلاتکلیفی عمیقی ایجاد می‌کند. این تعلیق، تمام برنامه‌ریزی‌ها، تمام خریدها و حتی ارتباطات شخصی را مختل می‌کند. انگار ما را از جهان واقعی جدا کرده‌اند و در یک خلأ نگه داشته‌اند.

نگاه یک طراح سایت: آینده‌ی کدهای نوشته شده

من پروژه‌هایی دارم که باید با سرورهای خارجی سینک شوند، یا باید با تیم‌های بین‌المللی ارتباط بگیرم. اینترنت قطع یعنی پروژه‌ی من در حالت “توقف اضطراری” قرار می‌گیرد. برای من، این یعنی قسط بانکی عقب افتاده، یعنی اعتبار از دست رفته، و بزرگتر از همه، یعنی آینده‌ی شغلی نامعلوم.

وقتی می‌بینم بعضی‌ها دارند از محدودیت استارلینک سودجویی می‌کنند و دسترسی‌های کوتاه مدت می‌فروشند، در کنار تمام مشکلات، حس یک ظلم مضاعف را می‌گیرم. ما نیاز به اینترنت پایدار داریم، نه دزدی یا خرید لحظه‌ای چند مگابایت اتصال!

ما خلاقیت داریم، توانایی تولید ارزش دیجیتال داریم؛ اما این ابزار اصلی ماست که مدام از ما گرفته می‌شود. این قطعی، یک پیامدهای طولانی‌مدت دارد که شاید در گزارش‌های ۲.۵ همتی نیاید، اما در روح و روان ما و آینده‌ی شغلی‌مان ثبت می‌شود: کاهش سرمایه اعتماد به اینترنت به عنوان زیرساخت اصلی کشور.

من مهدی هستم. فقط یک طراح سایت نیستم؛ من یکی از میلیون‌ها نیروی کار دیجیتالی‌ام که هر روز در انتظار بازگشتن اتصال هستم تا بتوانم نان خانواده‌ام را در بیاورم. و این انتظار، دارد تبدیل به ناامیدی می‌شود.

اینترنتاینترنت و وبقطع اینترنت
۲
۰
مهدی حسینی نژاد
مهدی حسینی نژاد
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید