
چند وقت پیش یکی از دانشجویان کارشناسی ارشد میگفت:
با ChatGPT در پنج دقیقه ده تا موضوع پایاننامه گرفتم، ولی هیچکدام به درد نخورد.
این جمله عجیب نیست.
اتفاقاً خیلی دقیق وضعیت امروز ما را توصیف میکند.
هوش مصنوعی آمده تا کار ما را سادهتر کند،
اما در انتخاب موضوع پایاننامه، اگر ندانیم چطور از آن استفاده کنیم،
میتواند همهچیز را پیچیدهتر کند.
در این یادداشت میخواهم از تجربهای بگویم که خیلیها دارند،
اما کمتر دربارهاش صحبت میشود.
مسئله از خودِ هوش مصنوعی نیست!
اول این را روشن کنیم:
مشکل از خود AI نیست.
هوش مصنوعی در:
خلاصهسازی مقالات،
ایدهپردازی اولیه،
دیدن الگوهای پنهان در دادهها،
واقعاً قدرتمند است.
اما انتخاب موضوع پایاننامه، فقط «تولید ایده» نیست.
انتخاب موضوع، تصمیم است نه خروجی!
وقتی از AI میپرسیم:
یک موضوع خوب برای پایاننامه بده.
در واقع داریم یک تصمیم پیچیده انسانی را به یک خروجی متنی تبدیل میکنیم.
در حالی که این تصمیم باید همزمان به چند سؤال جواب بدهد:
آیا این موضوع قابل دفاع است؟
آیا در بازه زمانی من شدنی است؟
آیا منابع کافی دارد؟
آیا استاد راهنما با آن کنار میآید؟
هوش مصنوعی این زمینهها را نمیشناسد؛
مگر اینکه ما آنها را دقیق، مرحلهبهمرحله و حرفهای به آن بدهیم.
خطای رایج: سؤالهای مبهم، جوابهای شبیه هم
بیشتر خروجیهای ناامیدکننده AI یک علت مشترک دارند:
سؤالهای مبهم.
وقتی سؤال کلی است:
یک موضوع جدید پیشنهاد بده.
جواب هم کلی خواهد بود.
و معمولاً شبیه هزار خروجی دیگر.
دانشجو فکر میکند:
این موضوعها خوب نیستند.
در حالی که مشکل جای دیگری است:
سؤال غلط، نه ابزار غلط.
خطر پنهان: توهمِ پیشرفت
یکی از خطرناکترین اثرات استفاده نادرست از AI این است که:
حس میکنیم داریم جلو میرویم،
در حالی که فقط داریم متن تولید میکنیم.
دهها عنوان ذخیره میشود،
اما هیچکدام تبدیل به تصمیم نمیشود.
این همان جایی است که زمان میسوزد،
نه بهخاطر تنبلی،
بلکه بهخاطر مسیر اشتباه.
هوش مصنوعی وقتی مفید میشود که…
تجربه نشان داده AI فقط وقتی واقعاً کمک میکند که:
در یک چارچوب مشخص استفاده شود.
نقش آن روشن باشد (تحلیل؟ مقایسه؟ پالایش؟).
خروجیهایش ارزیابی و اصلاح شوند.
تصمیم نهایی انسانی باقی بماند.
یعنی دقیقاً برعکس چیزی که معمولاً اتفاق میافتد.
یک تغییر کوچک با اثر بزرگ
بزرگترین تغییری که میتوان ایجاد کرد این نیست که:
از چه هوش مصنوعیای استفاده کنیم؟
بلکه این است که:
چطور از آن سؤال بپرسیم و چطور خروجی را قضاوت کنیم.
وقتی این نگاه تغییر میکند،
هوش مصنوعی از یک اسباببازی متنی؛
به یک ابزار پژوهشی واقعی تبدیل میشود.
حرف آخر
هوش مصنوعی میتواند انتخاب موضوع پایاننامه را:
یا سریعتر و شفافتر کند،
یا مبهمتر و فرسایشیتر،
تفاوت این دو، نه در خود AI،
بلکه در روش استفاده ماست.
اگر احساس میکنی:
موضوعها زیادند ولی تصمیم سخت است،
خروجیها قشنگاند ولی قابل دفاع نیستند،
و مسیر انتخاب موضوع مدام از نو شروع میشود.
شاید وقتش رسیده بهجای تولید بیشتر،
ساختار تصمیمگیری را اصلاح کنی.
