ویرگول
ورودثبت نام
تاریخ و دین
تاریخ و دین
تاریخ و دین
تاریخ و دین
خواندن ۷ دقیقه·۱۱ روز پیش

مقاله حکومت بالهه

پادشاهی بالهه" 926 تا 698 میلادی یک پادشاهی کره ای جانشین رسمی امپراطوری گرگوریو بود

که پس از سرنگونی گوگوریو به دست نیروهای متحد تانگ و شیال توسط ژنرالی از امپراتوری گوگوریو به نام ته جویونگ بنیان نهاد. پادشاهی بالهه در دوره دولتهای شمالی و جنوبی کره در کنار شیالی متحد برقرار بود.

تأسیس:
تأسیس:

پس از سقوط گوگوریو در سال ۶۶۸ میالدی، نیروهای بازمانده از این کشور و قبایل مالگال )از مردمان بومی منچوری که از زمان پادشاه گوانگتوی بزرگ تحت تسلط گوگوریو درآمدند( به صورت پراکنده در سرزمینهای شمالی شبه جزیره و منچوری حضور داشتند؛ تا اینکه ته جویونگ و پدرش و فرماندهان سابق گوگوریو دست به مبارزهای تمام عیار زدند؛ تهجویونگ درسال ۶۹۵ میالدی توانست با ارتشی بزرگ قلعههای سابق گوگوریو یعنی شین و یودونگ و پگام و آنسی را بازپس بگیرد؛ ولی چون منطقه آسیبپذیر بود و تهاجم به آن توسط خیتان و تانگ به سهولت قابل انجام بود و نقاط ضعف این مناطق را میدانستند با مردم قلعهها و صدهاهزارنفر دیگر به طرف مناطق صعب العبور و کوهستانی دونگمو )محل سکونت گوگوریوییهای آواره شده( در نزدیکی دریای ژاپن و شرقیترین منطقه در مرز کره با روسیه امروزی حرکت کردند. در این هنگام تانگ چین یک ارتش بزرگ )چند صد هزار نفری( را به طرف آنها که مشغول عبور بودند به رهبری »ژنرال شو رنگویی )Ringui Xue »)فرستاد. بین آنها چندین جنگ بزرگ درگرفت که در نهایت از ارتش گوگوریو فقط ۵۰۰۰ نفر باقیماند. آنها دریک دره حدود یک روز شجاعانه جنگیدند و تمامی چینیان را سالخی کردند. در طی این جنگ برادر و پدر جویونگ )ژنرال ته جونگ سانگ( و فرمانده ارتش چین کشته شدند. بعد از این پیروزی ته جویونگ کشور جدیدش را برپا کرد و درنهایت گوگوریو پس از کمتر از سی سال از سقوطش احیا گردید. با وجود اینکه تهجویونگ به همراه پدرش و بازماندههای گوگوریو قوایی مردمی و نظامی برای احیای گوگوریو تشکیل داد. احیای گوگوریو ابتدا توسط ژنرال گوموجام و به ناچاری با کمک شیال قرار بود انجام گردد که پس از جنگ شیال-تانگ آنان دچار نزاع گشته و ژنرال گوموجام و همراهانش توسط شیال کشته شدند و جنبش از بین رفت تا اینکه ته جویونگ و پدرش که یکی از فرماندهان استحکامات سابق گوگوریو بودند به جنگ غیرمستقیم و مبارزه پارتیزانی روی آوردند؛ آنان بعدها برای مبارزه با امپراتوری تانگ با نیروهای خیتان و همچنین خاقانات گوگترک متحد شدند و پس از سالها جنگ و مبارزه در منطقه و بیرون راندن اشغالگران چینی تانگ، بالهه توسط ته جویونگ در سال ۶۹۸ میالدی تأسیس شد. ته جویونگ توانست با کمک بازماندگان گوگوریو کشور جدید را که جانشین گوگوریو بود، به وجود آورد.

نام:
نام:

بر سر پیدایش و علت و ریشه و معنی بالهه اختالفات زیادی بین مورخان وجود دارد؛ شاید بهترین استنباط این باشد که هنگام تأسیس کشور و در اوایل حکمرانِی ته جویونگ اهمیتی به اسم داده نمیشده یا بر خود صحیح نمیدانستهاند اسم دیگری به جای گوگوریو انتخاب کنند یا اینکه خودرا همان گوگوریو میخواندند )تمامی موارد مذکور مورداختالف است( تا اینکه در سال ۷۱۳ با نامٔه توهین آمیز امپراتور ژوان زونگ که بالهه را از خراج گذاران تانگ و نام آن را »پادشاهی جین« عنوان کرده بود، ته جویونگ آماده جنگ شد و کشور جدید را بالهه نامید. چینیهای تانگ این سرزمین را پیش از پیدایش با نام »موهه« پس از فروکش کردن میشناختند )کرهایها مالگال(؛ احتما ًال خصومتها و به رسمیت شناخته شدن بالهه توسط تانگ آن را با نام »بوهای« شناخته اند که میتواند نوع دیگری از واژه موهه در ادبیات رسمی چینِی کهن باشد. معنی و ریشه لغوی بالهه هم احتمال میرود دو معنی داشته باشد

اولی »بال« بمعنای بزرگ و »هه« بعمنای دریا و همچنین بمعنای »سرزمین وافر« )چیزی که مورخان چین نیز به آن نسبت دادهاند یعنی سرزمیِن کامیا ِب شرق(؛ احتمال قوی این است که همان نام دریای ژاپن نزد مردم آن سرزمین بوده است چرا که پایتخت آنان نیز در نزدیکی این دریاست.

فرهنگ:
فرهنگ:

منطبق با تقریبًا عمدٔه شرق آسیا بالهه نیز از اکثریت بودیسم مستثنی نبود؛ این مکتِب غالب بر مردِم مذهب از زمان گوگوریو وارد این منطقه شده بود و مندرجًا آن شد؛ الزم است ذکر شود که رفته رفته نفوذ آن بیشتر شد و در دوران حاکمیت گوریو به اوج رسید. معابد متعددی طی دهههای اخیر توسط باستانشناساِن چینی، روس و دو کره یافت شده و اطالعات ارزشمندی از بودیسم در این سرزمین بهدست آوردهاند- گفته میشود که خاندان سلطنتی بالهه بر ساخت معابد و توسعه این مکتب نهایت اهتمام را داشتهاند و یکی از علل آن میتواند همان مسئله حفظ فرهنگ گوگوریو باشد جدا از مسائل حاکمیتی، اعتقادی و غیره؛ همچنین تأثیر این مکتب تنها در قالب دین و این قبیل نبود بلکه بر تمامی عرصهها اعم از معماری، هنر، آیین و رسوم و... صادق بود. البته تنها بودیسم در این سرزمین حاکم نبود بلکه تائوئیسم و شمنباوری نیز در بخشهایی از کشور رایج بودند؛ مکتب تائو نیز از زمان گوگوریو وارد شده بود اما از همان اول با نهایت جنجال چرا که با ترغیب لی تایزونگ نخستین امپراتور تانگ و در دوران تبعیت موقت یئونگ نیو )پادشاه یکی به آخر ماندٔه گوگوریو( وارد شد اما هرگز گسترٔه چندانی جز در اقلیت تاجر یا چینی و اقلیتهای بینابینی نیافت. بخشی از مردم در نقاط دورافتاده که سبک زندگی تقریبًا صحرا نشینی داشتند اما شمن باور بودند که با نوع مرسوم آن نزد مغوالن و سایر نقاط متفاوت بود و این رسوم دوام خودرا یافت و حتی توانست در زندگی مردم کره طی دهه ها و

قرن های متمادی دوام یابد.

اقتصاد:
اقتصاد:

اقتصاد بالهه شامل اجزای مختلفی از قبیل کشاورزی، نساجی، صیادی و صنعتگری میشد. در کشاورزی آنان با بهرهمندی از حاصلخیزی منچوری محصوالتی اعم از گندم، برنج، حبوبات و سبزیجات و ارزن میکاشتند و بهعالوه تأمین نیاز خود آن را به همسایگان مناطق سردسیر و فاقد کشاورزِی مناسب صادر میکرد. این کشور در انتهای جاده ابریشم بین کره و ژاپن و چین تجارت صورت میگرفت. در مناطق بود و این جاده در شیال تمام میشد و از بندرها آن نهایتًا ساحلی مردم به صید مشغول میشدند-منسوجات بالهه به ویژه خز مرغوب آن به ژاپن صادر میشد و اشراف و تجار این کشور که در ژاپن به آنان »بوکایشی« گفته میشد بارها به این کشور سفر نموده و در قبال این کاالی ارزشمند بهویژه در زمستانهای سرد از آنان فلزیجات ارزشمند و غالبًا سبک میآوردند. باوجود سختیها و تحریم از شمال و جنوب توسط تانگ و شیال، بالهه توانسته بود آهنگران گوگوریوی سابق را حفظ کند و از علم ارزشمند آنان بهره گیرد و بعد از تانگ جایگاه کشور پیشین خودرا در صنع فلز حفظ کرده باشد. وسیله مبادالت اقتصادی آنان سکههای مسی مضروب در پایتخت بود همچنین بخشی از درآمد دولت شامل مالیات و تعرفه از تجار و مردم میشد. آنان پس از بیش از یک قرن در قرن نهم میالدی به اوج قدرت رسیدند و با پایه اقتصادِی خوب خود یک نیروی نظامی خوب تشکیل دادند و میتوانستند ارتشی چند قومی و چند تشکلی را مدیریت نموده و وارد پیکارهای متعدد با شیال و تانگ و در آینده خیتان بکنند. نکتهای دیگر اینکه برخالف سایر امپراتوریها که هنگام تأسیس درگیر توسعه و ساخت و ساز برای سکونت مردم خود میشدند بالهه چندان درگیر این مسئله نبود چرا که بخشی از مردم چادرنشین و از قبایل به ویژه مالگال بودند که با شکار و دامداری و... امرار معاش میکردند و شهرها همان ساختار گوگوریوی سابق را حفظ کردند و بجز تعداد معدودی که شامل پایتخت میشد شهری نساختند

جامعه بالهه:
جامعه بالهه:

مردم بیشتر پیرو ادیانی مانند بودا، کنفوسیوس و شمن باور بودند. در طول دوران بالهه پانزده نفر از خاندان سلطنتی ته بر کشور فرمان راندند. زبان درباری و رسمی کشور زبان گوگوریوی سابق بود بهعالوه بخش غالب جامعه اما برخی ایالتهای دیگر که از اقوام مالگال )موهه( بودند به زبان بومی خود تکلم میکردند؛ بالهه روابط تجاری خود را بسیار گسترش داد و حتی با ژاپن و خلفای عباسی نیز ارتباط برقرار کرد. بالهه زمانی که سرزمینش را گسترش داد به این فکر بود که از شیال به علت دسیسه علیه گوگوریو و مشارکت در نابودی آن انتقام گیرد و با ارتشهایی بزرگ در زمان دومین امپراتور خود یعنی فرزند امپراتور ته جویونگ به جنوب حمله کرد اما شیال مطابق معمول در زمان سه پادشاهی از تانگ درخواست کمک کرد و به ایجاد حصارهایی بزرگ دست زد و همزمان بالهه به علت خطرهای قبایل غربِی خود دست از حمله کشید؛ به هرحال اما توانست اکثر سرزمینهای گوگوریو را بازپس بگیرد و فرهنگ و زبان این کشور را در قلب مردم کره حفظ کند. از فرهنگ و رسوم و شرایط اجتماعی بالهه اطالعات چندانی در دسترس نیست چرا که طی فجایع فوران آتشفشانی در پایتخت و سوزاندن کتابخانهها توسط قبایل غربی )خیتان و لیائو( و همچنین دستبرد ژاپنیها طی دوره اشغال منچوری در قرن بیستم و بردن تمامی آثار تاریخی به ژاپن و پس ندادن آنها پس از جنگ جهانی دوم، آثار و اطالعات مفید مربوط به این دوره از بین رفته است اما میتوان استنباط کرد که شباهتهای زیادی به گوگوریوی سابق داشته و کشوری با فرهنگ های متعدد چند قومی بوده است.

نقاط ضعفحکومت
۴
۰
تاریخ و دین
تاریخ و دین
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید