ویرگول
ورودثبت نام
علی صحراگرد
علی صحراگرد،
علی صحراگرد
علی صحراگرد
خواندن ۱ دقیقه·۲۱ روز پیش

شعر

دیشب سکوت اسم مرا آهسته صدا کرد، به او نگاهی کردم ،گفتم باز آمدی روی زخمم نمک بریزی .سکوت اما دوباره آه کشید و گفت: راست است،

زخم خاموش تو را هیچ دوا نیست به جز نمک من گفتم:پس نمک بریز که مرگ راحت تر است

۰
۰
علی صحراگرد
علی صحراگرد
،
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید