ویرگول
ورودثبت نام
یاور همیشه مومن
یاور همیشه مومنوصیت نامه نویس قهار .
یاور همیشه مومن
یاور همیشه مومن
خواندن ۶ دقیقه·۴ روز پیش

تقصیر شماست!


مروری بر تأثیرات منفی شبه روشنفکران تیره فکر ، بر ادبیات و فلسفه در ایران
مروری بر تأثیرات منفی شبه روشنفکران تیره فکر ، بر ادبیات و فلسفه در ایران

روشنفکر یا به قول فرنگی ها انتلکتوئل ها کسانی هستند که می خواهند و همچنین می توانند به فکر توده ای از یک اجتماع نکاتی را اضافه کنند و به شکل کاریکاتوری ، لامپ ذهن افراد را روشن کنند ! این سئوال مطرح است که چگونه یک فرد می تواند خود را اندیشمند بداند و فکر کند می تواند لامپ ذهن مردم را روشن کند ، در واقع این خود مردم هستند که برچسب روشنفکر یا اندیشمند را چه درست و چه غلط به ناف کسی می بندند و این باعث می شود که شیاری بین اندیشمند و مردم ایجاد شود ، از برای آنکه خود آن مردم او را لقب دادند و مدال طلا به گردنش انداختند و به برنز قانع شدند

اساساً روشنفکران و اندیشمندان تفاوت اصلی شان که باعت قرارگیری این برچسب و لقب بزرگ می شود ، فکر و تفکر است خصوصاً در جوامع بشری امروز که با وجود جولان تکنولوژی افکار عمومی محدود به آن است و همه قربان صدقه رایانک های مالشی می روند ! در این جوامع امروز اندیشمند با اندیشه نو خود و فکر جدید می تواند خود را حامل چنین لقبی بکند . اگر صادقانه بگم روشنفکران به دلیل تفریحات ، علایق ، سلایق و عموم شرایط خودشان در جامعه گذشته که چیزی حدود یکصد سال قبل است در میان قشر بورژوازی و متمول به شمار می آمدند ، چه کسی در دوران بدبختی‌های اسف‌بار مردم تئاتر می بیند ؟ یا چه کسی پوست تمساح بخت برگشته را بر گردنش می اندازد ؟ ساده است ، آن کسی که پول از سر و دوشش آویزان است ، به اصطلاح متمول و غنی ست اما از جنس خرابش ! انصاف داشته باشیم روشنفکران حداقل در ایران در دوره قاجار و پهلوی هر چیز که بودند دلسوز و مهربان مملکت بودند و به فکر رعیت و بدبخت بیچاره ها بودند از آن طرف پول و اعتبار خود را نیز داشتند و تفاوت اصلی بین بورژوازی کثیف و اندیشمندان در همین بخش کوچک است که باید لحاظ شود . این جنبش روشنفکری و متفکران ابتدا از اروپا بودند اما به مرور وقتی کمی اوضاع در ایران به هم ریخت و شرایط کشور به صورت واضحی فاجعه بود افرادی فکر کردند که چرا ایران اینقدر نسبت به غرب امروزی ، اروپا آن روز ، عقب مانده است ؟ این گربه وحشی که روزی پنجولش به اندازه کل ایتالیا ارزش داشت امروز تبدیل به عقب مانده ترین خاک از دوران آدم و حوا شده ؟ افرادی بودند که آن زمان در حکومت قاجار در زمان انقلاب مشروطه که شروع جنبش روشنفکری و نسل اول روشنفکران بود نظرات پراکنده می‌دادند و حرفشان برای اعلی حضرت همایونی مهم نبود ، اما بودند شریف مردانی مثل طالبوف و میرزا ملکم‌خان که جز اولین اندیشمندان مملکت به شمار می روند ، در همان دوران بود که روزنامه و ادب و ادبیات بستری شد برای انتقاد نه چاپلوسی و تملق و به مرور نویسندگان و ادیبانی چون عارف قزوینی ، دهخدا ، جمال زاده ، احمد کسروی و بسیاری از نویسندگان و اهل قلم های دیگر وارد نسل جدیدی از روشنفکری شدند که آزادی مختصری که پس از مشروطه حاکم شد نیز مؤثر بود . به مرور و پس از شکست رضاشاه در جدال با شوروی و یارانش و ورود محمدرضا شاه در اواسط حکومت او نگاه دینی به مرور بر روشنفکران چیره شد و حکومت چاره ای جز راه آمدن و صبوری با این قماش نداشت . این در واقع آشی بود که نوادگان و تخم و جوجه های آقا محمد خان پخته بودند آنها با باج شدید به ملا ها و روحانیون آن دوره خود را و ایران را تا ابد زیر دین آنان بردند . می توان گفت بزرگترین ضربه ای که جنبش روشنفکری و متفکران ایرانی خوردند از ویروسی بود به نام روشنفکری دینی .

پس از انقلاب و سقوط حکومت شاهنشاهی و ورود جمهوری اسلامی به ایران روحانیونی که به قصد انتقام از فکل کرواتی های متفکر آمدند ابتدا همه را قلع و قمع کردند و بعد روی پوشش افراد دست گذاشتند کروات شد حرام و به مرور ریش بلند ، کاپشن خاکی ،چفیه و این است راه رسیدن به خدا

عجب ...
عجب ...

اینطور بود که نظام حاکم سعی بر نابودی روشنفکران و اساساً هر چیز که نشانی از آن دوران داشته باشد کرد ، اما به مرور برگ جدیدی وارد شد و روشنفکری دینی جای خود را به عنوان روشنفکر داد ، افرادی که دیگر از قشر متمول نبودند بلکه جوانک های عضو بسیج دانشجویی قدیمی بودند که چفیه نداشتند ، و کاپشن هم نمی‌پوشند و حتی ریششان نیز به مراتب کوتاه تر می کردند ، خدای همه آنها هم جلال آل احمد و شریعتی و مطهری بود این مثلث مخوف برمودایی که بود که روشنفکران دینی اورا مانند فرزند دوست داشتند .

این اولین ضربات به پیکر مرده و نیمه جان تفکر و اندیشه آزاد بود که عزیزانی زحمت آن را کشیدند ، بعد از این دوران و پایان جنگ هشت ساله با عراق و ورود تکنولوژی به ایران و ماهواره و اینترنت ، روشنفکری جان گرفت اما چه جانی ؟ امروز میتوان مشاهده کرد که روشنفکری و اساساً تفکر را در یک تیپ ، یک کلاه و یک شال گردن متفاوت خلاصه می کنند دیگر اندیشه و بیان و معانی از بین رفته ، کافه رستوران های تهران پر هستند از این شبه روشنفکران دوزاری که با یک تیپ ، یک نظرات نامتعارف و ناپخته با عموم سعی در تقلید از جنبش روشنفکری قدیم را دارند .لازم نیست به فرانسه بروید ، درس بخوانید و زحمت بکشید فقط جمعه به جمعه متن نوشته ای جعلی که نویسنده اش نامشخص است را به نام بوکوفسکی بزنید و استوری کنید ، در تئاتر شهر پرسه بزنید بی آنکه بدانید اصلا اینجا چه کار دارید ، قید ریه های خود را زده و ثانیه به ثانیه سیگار دود کنید ، تبریک میگم شما روشنفکر هستید ، روشنفکری که حسابی قشر مذهبی را حرص داده‌اید و او را به بوکوفسکی و امیل زولا و این افراد مهم تاریخ دشمن کرده‌اید.

چه فاجعه ای !
چه فاجعه ای !

این دیدگاه های ناپخته و احمقانه درباره حداقل نیچه و راسل که جزو مهمترین فیلسوفان تاریخ بشریت هستند و هدایت که نویسنده بسیار مهمی در ایران است ابتدا از دگم بودن ذهن یک فرد و سپس از اشتباه شما تیره فکر به ظاهر روشنفکر نشات می گیرد . نمی دانم کی قرار است یاد بگیریم با هرچیزی نباید شوخی کرد ، خصوصاً اندیشه ، اندیشمند و اندیشمندان یک جامعه که نبود آن در مملکت ما به خوبی مشهود است .

اگر فلسفه و جامعه‌شناسی و اساساً فکر در این سال و این ماه و این دقیقه در ایران به کلی نیست شده ، تقصیر شما انقلابی داغ ۵۸ است ، تقصیر شما ولگرد خیابانی ست که هنوز ارزش را درک نکرده آید و نخواهید کرد ، تقصیر شماست!

افکار عمومیامیل زولاانقلاب مشروطهجوامع بشریجلال آل احمد
۴
۰
یاور همیشه مومن
یاور همیشه مومن
وصیت نامه نویس قهار .
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید