ویرگول
ورودثبت نام
حسین
حسین
حسین
حسین
خواندن ۴ دقیقه·۱ ماه پیش

ارابه شیطان در برزخ تکنولوژی: بررسی فنی Mi-24 در افغانستان؛ شاهکار مکانیکی، قربانی جنگ الکترونیک

وقتی در اوایل دهه ۸۰ میلادی، سایه هلیکوپتر Mi-24 (با نام ناتو: Hind) بر روی روستاهای افغانستان می‌افتاد، مجاهدین آن را «ارابه شیطان» (Shaitan Arba) می‌نامیدند. این هلیکوپتر نماد قدرت صنعتی شوروی بود: بزرگ، سریع، زره‌پوش و ترسناک.

اما در پسِ این هیبت آهنی، یک حقیقت تلخ برای مهندسان مسکو نهفته بود: میگ-۲۴ در حالی که از نظر آیرودینامیک و قدرت موتور یک دهه جلوتر از زمان خود بود، از نظر «مغز الکترونیکی» (Avionics) دو دهه از رقبای آمریکایی عقب بود.

این مقاله به بررسی این تضاد عجیب در جنگ افغانستان می‌پردازد.

۱. جهش ژنتیکی: چرا Mi-24 یک انقلاب بود؟ (نقاط قوت و پیشرفت)

شوروی تا پیش از Mi-24، هلیکوپترهای ترابری عالی (مثل Mi-8) داشت، اما فاقد یک هلیکوپتر تهاجمی خالص بود. دفتر طراحی «میل» (Mil) با یک ایده دیوانه‌وار جلو آمد: «ترکیب نفربر زرهی و تانک پرنده.»

الف) زره تیتانیومی (The Titanium Bathtub)

برخلاف هلیکوپترهای غربی که پوسته‌ای نازک داشتند، کابین خلبانان Mi-24 در یک وانِ ساخته شده از تیتانیوم و شیشه‌های ضدگلوله چند لایه قرار داشت. در سال‌های اول جنگ افغانستان، گلوله‌های معمولی تفنگ‌های مجاهدین و حتی تیربارهای ۱۲.۷ میلی‌متری از بدنه این هلیکوپتر کمانه می‌کردند. این سطح از حفاظت در آن زمان بی‌نظیر بود.

ب) سرعت و قدرت آتش

Mi-24 سریع‌ترین هلیکوپتر تهاجمی جهان در زمان خود بود (رکورد سرعت ۳۶۸ کیلومتر بر ساعت). این سرعت به لطف دو موتور قدرتمند توربوشفت TV3-117 حاصل می‌شد. ترکیب سرعت بالا با راکت‌های S-5 و تیربار چرخشی چهار لول Yak-B (با نرخ شلیک مرگبار ۴۰۰۰ گلوله در دقیقه)، به خلبانان اجازه می‌داد با تاکتیک «ضربت و فرار» (Hit and Run) عمل کنند.

۲. پاشنه آشیل: الکترونیک بومی شوروی در برابر سیلیکون ولی آمریکا

اینجا دقیقاً جایی است که داستان تغییر می‌کند. در حالی که ایالات متحده در دهه ۷۰ و ۸۰ میلادی (همزمان با جنگ افغانستان) وارد «عصر میکروچیپ و پردازنده‌های دیجیتال» شده بود و هلیکوپترهای AH-1 Cobra و بعدتر AH-64 Apache را به کامپیوترهای آتش پیشرفته مجهز می‌کرد، شوروی همچنان درگیر تکنولوژی آنالوگ و لامپ‌های خلاء بود.

چرا الکترونیک شوروی عقب ماند؟

شوروی به دو دلیل در الکترونیک از آمریکا عقب افتاد:

فلسفه نظامی متفاوت: روس‌ها معتقد بودند وسایل الکترونیکی ظریف (Solid-state) در جنگ اتمی بر اثر امواج EMP (پالس الکترومغناطیسی) می‌سوزند، اما لامپ‌های خلاء (Vacuum Tubes) قدیمی مقاومت می‌کنند. این لجاجت باعث شد صنعت میکروالکترونیک آن‌ها درجا بزند.

عدم دسترسی به تکنولوژی: تحریم‌های غرب باعث شده بود شوروی نتواند چیپ‌ست‌های پیشرفته تولید کند.

تأثیر این عقب‌ماندگی در جنگ افغانستان:

۱. سیستم‌های هدف‌گیری (Sight Systems)

آمریکا: در همان زمان، هلیکوپترهای کبرای آمریکایی به سیستم‌های هدف‌گیری کامپیوتری مجهز می‌شدند که فاصله، باد و حرکت هدف را محاسبه می‌کرد.

شوروی (Mi-24): خلبان Mi-24 از یک سایت هدف‌گیری اپتیکال ساده (سری ASP-17) استفاده می‌کرد که عملاً شبیه مگسک‌ تفنگ‌های جنگ جهانی دوم بود! خلبان مجبور بود محاسبات پیچیده پرتاب راکت را «چشمی و تجربی» انجام دهد. به همین دلیل در افغانستان، خلبانان شوروی مجبور بودند برای دقت بیشتر، بسیار نزدیک به هدف (خطرناک) پرواز کنند.

۲. دید در شب (Night Vision)؛ بزرگترین حفره

آمریکا: هلیکوپترهای غربی به سیستم‌های FLIR (مادون قرمز پیشرفته) مجهز شده بودند که شب را مثل روز روشن می‌کرد.

شوروی: Mi-24 عملاً در شب کور بود. سیستم‌های دید در شب اولیه شوروی آنقدر سنگین و کم‌کیفیت بودند که خلبانان ترجیح می‌دادند از آنها استفاده نکنند. مجاهدین افغان خیلی زود فهمیدند که «شب متعلق به ماست» و جابجایی نیروها را به تاریکی موکول می‌کردند، جایی که تکنولوژی عقب‌مانده شوروی توانایی رصد آن را نداشت.

۳. سیستم‌های دفاعی (Countermeasures)

وقتی موشک‌های استینگر وارد شد، عقب‌ماندگی الکترونیک شوروی فاجعه آفرید.

سیستم‌های هشداردهنده راداری (RWR) روی Mi-24 اغلب خطا می‌دادند یا خلبان را گیج می‌کردند.

پاسخ شوروی به موشک‌های حرارتی، نصب سیستم «L166V Ispanka» (معروف به Hot Brick) بود؛ یک دستگاه بزرگ و زشت که پشت ملخ نصب می‌شد و پالس‌های مادون قرمز می‌فرستاد. این سیستم در برابر موشک‌های قدیمی (مثل Redeye) موثر بود، اما استینگرهای آمریکایی که پردازنده دیجیتال داشتند، به راحتی این سیگنال‌های آنالوگ را نادیده می‌گرفتند.

۳. عملکرد در میدان: جنگ عضله با مغز

در مجموع، عملکرد Mi-24 در افغانستان را می‌توان نبرد

تا زمانی که جنگ چریکی ساده بود: Mi-24 پادشاه بود. زره و قدرت آتش آن برای نابودی کاروان‌ها کافی بود.

وقتی جنگ الکترونیک شد: با ورود موشک‌های هدایت‌شونده، خلبانان شوروی فهمیدند که موتور قوی و بدنه تیتانیومی نمی‌تواند جایگزین سنسورهای هوشمند شود.

آمریکایی‌ها روی «ندیده شدن و دقیق زدن» تمرکز کردند (الکترونیک)، در حالی که شوروی روی «ضربه خوردن و زنده ماندن» تمرکز کرده بود (مکانیک). در دره‌های تنگ افغانستان، فلسفه آمریکایی (دقت و دید در شب) برتری استراتژیک داشت.

نتیجه‌گیری: میراث یک غول

هلیکوپتر Mi-24 ثابت کرد که صنعت هوافضای شوروی در مکانیک، متالورژی و آیرودینامیک بی‌نظیر بود. اما جنگ افغانستان درس تلخی به مسکو داد: در جنگ‌های مدرن، یک چیپ‌ست سیلیکونی ۵ گرمی می‌تواند یک هلیکوپتر ۱۰ تنی را شکست دهد.

این تجربه باعث شد روسیه در نسل‌های بعدی (مثل Mi-28 Havoc و Ka-52) تمام تلاش خود را برای بستن این «شکاف الکترونیکی» و نصب رادارها و سنسورهای دیجیتال به کار گیرد.

«عضله خالص» در برابر چالش‌های جدید دانست.

شورویآمریکا
۳
۰
حسین
حسین
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید