این مقاله بر اساس «آرشیو میتروخین» و اسناد «پروژه ونونا» تنظیم شده که بزرگترین افشاگریهای تاریخ جاسوسی بعد از فروپاشی شوروی هستند.
میراث سایهها: حقایق وحشتناکی که پس از پایان جنگ سرد فاش شد
مقدمه
زمانی که دیوار برلین در سال ۱۹۸۹ فرو ریخت و اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۹۱ از هم پاشید، جهان نفس راحتی کشید. همه فکر میکردند "امپراتوری شر" تمام شده است. اما واقعیت این بود که پایان جنگ سرد، تازه آغازِ بیرون ریختن رازها بود. در دهه ۹۰ میلادی، با باز شدن درهای آرشیوهای KGB و فرار افسران ردهبالا به غرب، اسنادی لو رفت که نشان میداد جهان چقدر به لبه پرتگاه نزدیک بوده است؛ نزدیکتر از آن چیزی که سیاستمداران غربی تصور میکردند.
در اینجا به ۳ پرونده فوقسری میپردازیم که تنها "بعد از اتمام جنگ" از آنها پردهبرداری شد.
۱. آرشیو میتروخین: صندوقچه اسرار KGB
شاید بزرگترین نشت اطلاعاتی تاریخ، مربوط به واسیلی میتروخین باشد. او یک بایگان ساده در KGB بود که از سیستم کمونیستی متنفر شده بود. او به مدت ۱۲ سال، هر روز با ریسک اعدام، اسناد فوق سری را روی کاغذهای کوچک کپی میکرد، در کفشش پنهان میکرد و شبها آنها را در زیرزمین کلبهاش در قوطیهای شیر خشک دفن میکرد.
وقتی در سال ۱۹۹۲ (بعد از فروپاشی) با ۶ صندوق بزرگ پر از کاغذ به انگلستان فرار کرد، سازمانهای جاسوسی غرب شوکه شدند. اسناد او فاش کرد:
انبارهای مخفی سلاح در اروپا: شوروی در سراسر اروپا (سوئیس، ایتالیا، فرانسه) در پارکها و جنگلها، بیسیم و اسلحه دفن کرده بود تا در روز "جنگ جهانی سوم"، جاسوسانش از آنها استفاده کنند.
نقشههای دقیق زیرساختهای آمریکا: KGB نقشههایی از سدها، نیروگاههای برق و خطوط لوله نفت آمریکا داشت که جزئیاتش حتی از نقشههای خودِ دولت آمریکا دقیقتر بود. هدف؟ فلج کردن آمریکا با خرابکاری فیزیکی در روز اول جنگ.
۲. پروژه "بیوپرپارات": کارخانههای مرگ
در حالی که شوروی کنوانسیونهای منع سلاحهای بیولوژیک را امضا کرده بود، اسناد لو رفته توسط دکتر کن علیبک (Ken Alibek)، دانشمند فراری شوروی، نشان داد که آنها بزرگترین برنامه سلاحهای میکروبی جهان را اداره میکردند.
فاجعهای که پنهان ماند: اسناد نشان داد که در سال ۱۹۷۹ در شهر "سوردلوفسک"، شیوع سیاه زخم (Anthrax) رخ داده و صدها نفر مردهاند. شوروی آن زمان گفت مردم گوشت فاسد خوردهاند. اما بعد از جنگ سرد مشخص شد که فیلتر هوای یک آزمایشگاه مخفی ارتش برداشته شده بود و هاگهای سیاهزخم وارد شهر شده بودند.
آبلههای موشکی: آنها ویروس آبله را طوری دستکاری ژنتیکی کرده بودند که واکسنهای غربی روی آن اثر نکند و آماده بودند تا آن را روی کلاهک موشکهای قارهپیما (ICBM) سوار کنند.
۳. عملیات "ایبل آرچر ۸۳": لحظهای که دنیا تقریباً تمام شد
ما همیشه فکر میکردیم "بحران موشکی کوبا" خطرناکترین لحظه بوده است. اما اسناد لو رفته در دهه ۹۰ نشان داد که در سال ۱۹۸۳ (تمرین نظامی ناتو به نام Able Archer)، دنیا بدون اینکه بداند تا لبه نابودی رفته بود.
ماجرا چه بود؟ ناتو داشت یک مانور جنگی تمرینی انجام میداد. اما رهبران پیر و بیمار شوروی (به خصوص یوری آندروپوف) که به شدت پارانوئید شده بودند، باور کردند که این مانور نیست و پوششی برای حمله واقعی اتمی آمریکاست.
واکنش شوروی: آنها جنگندههای خود را مسلح به بمب اتم کردند و انگشت روی دکمه شلیک بود. تنها چیزی که جلوی جنگ را گرفت، پایان مانور ناتو بود. اسناد نشان میدهد که سازمان CIA اصلاً خبر نداشت که روسها چقدر ترسیده بودند و چقدر به شلیک نزدیک بودند.
نتیجهگیری
جنگ سرد فقط جنگ ایدئولوژیها نبود؛ جنگ اطلاعات بود. اسنادی که امروز در دست داریم نشان میدهد که بقای بشر در نیمه دوم قرن بیستم، نه به خاطر "مدیریت صحیح سیاستمداران"، بلکه بیشتر حاصل "شانس محض" و فداکاری افراد گمنامی مثل میتروخین بوده است که تصمیم گرفتند حقیقت را به قیمت جانشان حفظ کنند.
تحلیل استادانه (برای تو خواننده):
اگر دقت کنی، میبینی که در تمام این موارد، «پنهانکاری» عامل اصلی خطر بوده است.
در مورد بیولوژیک: دروغ باعث مرگ مردم شد.
در مورد ایبل آرچر: عدم شفافیت باعث شد مانور نظامی به توهم حمله تبدیل شود.