ویرگول
ورودثبت نام
حسین
حسین
حسین
حسین
خواندن ۴ دقیقه·۱ ماه پیش

تحول در آتش: چگونه باتلاق افغانستان، دکترین نظامی و فناوری شوروی را برای همیشه تغییر داد

مقدمه

زمانی که ارتش سرخ در دسامبر ۱۹۷۹ وارد افغانستان شد، فرماندهان کرملین تصور می‌کردند با تکیه بر «برتری مطلق تکنولوژیک» و ناوگان عظیم هوایی خود، در عرض چند ماه بر شورشیان پیروز خواهند شد. اما کوهستان‌های هندوکش قوانین دیگری داشت. جنگ ۱۰ ساله افغانستان، نه تنها تاکتیک‌های خلبانان، بلکه مهندسی هوافضا و سیستم‌های مخابراتی یکی از دو ابرقدرت جهان را به چالش کشید و پایه‌گذار تحولاتی شد که اثرات آن در ارتش امروز روسیه نیز دیده می‌شود.

فصل اول: شوک استینگر و پایان پروازهای تفریحی

در سال‌های ابتدایی جنگ (۱۹۷۹ تا ۱۹۸۵)، آسمان حیاط خلوت شوروی بود. هلیکوپترهای مخوف Mi-24 (هایند) که به «تک‌تیراندازهای پرنده» معروف بودند، در ارتفاع پایین پرواز می‌کردند و با راکت‌های S-5 هر جنبنده‌ای را هدف می‌گرفتند.

اما ورود موشک‌های دوش‌پرتاب FIM-92 Stinger در سال ۱۹۸۶ توسط CIA به میدان نبرد، قواعد بازی را تغییر داد. این موشک‌ها با سیستم هدایت فروسرخ (حرارت‌یاب)، نرخ اصابت وحشتناکی داشتند. شوروی در مدت کوتاهی بیش از ۳۰۰ هواگرد را از دست داد. این شوک بزرگ، مهندسان را وادار به دو تغییر اساسی کرد:

۱. نصب سیستم‌های دفاعی (ECM): تمام هواگردها به سرعت مجهز به پرتاب‌کننده‌های شراره (Flares) شدند تا موشک‌ها را فریب دهند. همچنین سیستم‌های «میکسر اگزوز» (EVU) روی خروجی موتور هلیکوپترها نصب شد که هوای سرد محیط را با دود داغ موتور مخلوط می‌کرد تا «امضای حرارتی» کاهش یابد و قفل کردن موشک سخت‌تر شود.

۲. تغییر پروفایل پروازی: خلبانان مجبور شدند تاکتیک فرود حلزونی (Corkscrew) را ابداع کنند؛ روشی خطرناک که در آن هواپیما از ارتفاع بسیار بالا (امن) مستقیماً بالای فرودگاه شیرجه می‌زد تا کمترین زمان را در تیررس موشک‌های دوش‌پرتاب باشد.

فصل دوم: درس‌های خونین در مخابرات و ارتباطات (Comms)

یکی از بزرگترین ضعف‌های شوروی در افغانستان که کمتر به آن پرداخته شده، «شکست مطلق سیستم‌های مخابراتی» بود.

چالش: سیستم‌های رادیویی استاندارد شوروی (مثل R-123) برای دشت‌های باز اروپا طراحی شده بودند. در کوهستان‌های افغانستان، امواج رادیویی VHF توسط صخره‌ها مسدود می‌شدند (Line of Sight blocked). یک واحد نظامی در دره، ارتباطش با پایگاه و پشتیبانی هوایی قطع می‌شد و در کمین مجاهدین قتل‌عام می‌شد.

ارتقای فناوری و پیامدهای پس از جنگ:

ظهور رله‌های هوایی: شوروی مجبور شد هواپیماهای An-26RT را به عنوان ایستگاه‌های رله مخابراتی پرنده به کار بگیرد. این هواپیماها در ارتفاع بالا می‌چرخیدند تا امواج رادیویی واحدهای زمینی را دریافت و به مرکز فرماندهی مخابره کنند. این تجربه باعث شد روسیه در دهه‌های بعد سرمایه‌گذاری سنگینی روی ماهواره‌های مخابراتی نظامی و سیستم‌های لینک داده (Data Link) انجام دهد تا دیگر وابسته به خط دید مستقیم نباشد.

رمزنگاری (Encryption): مجاهدین اغلب بی‌سیم‌های روسی را به غنیمت می‌گرفتند و مکالمات خلبانان را شنود می‌کردند. این فاجعه امنیتی باعث شد شوروی پس از جنگ، سیستم‌های مخابراتی «پرش فرکانسی» (Frequency Hopping) و رمزنگاری صوتی را با جدیت بیشتری توسعه دهد تا در جنگ‌های بعدی (مثل چچن) مکالمات به سادگی لو نرود.

فصل سوم: تولد زره‌های پرنده و جنگنده‌های تخصصی

جنگ افغانستان ثابت کرد که جت‌های مافوق صوت (مثل میگ-۲۱ یا میگ-۲۳) برای جنگ‌های چریکی بی‌فایده‌اند؛ آن‌ها زیادی سریع بودند و نمی‌توانستند اهداف کوچک را در کوه تشخیص دهند.

پادشاه میدان: سوخو-۲۵ (Su-25)

سوخو ۲۵
سوخو ۲۵

این جنگ باعث تولد و بلوغ جنگنده Su-25 (Frogfoot) شد. بر خلاف جنگنده‌های ظریف غربی، سوخو-۲۵ یک تانک پرنده بود.

وان تیتانیومی: خلبان در یک محفظه تیتانیومی می‌نشست که در برابر گلوله‌های پدافند مقاوم بود.

تعمیرپذیری: تجربه افغانستان باعث شد روس‌ها هواپیماهایی بسازند که حتی با موتورهای سوراخ شده و بال‌های پاره‌پاره بتوانند به پایگاه برگردند و با ابزارهای ساده تعمیر شوند. این فلسفه «سادگی و استحکام» (Ruggedness) میراث مستقیم افغانستان است.

فصل چهارم: آغاز عصر پهپادها (Reconnaissance Evolution)

اگرچه پهپادها در قرن ۲۱ مشهور شدند، اما شوروی در اواخر جنگ افغانستان متوجه شد که فرستادن جنگنده برای عکس‌برداری از دره‌ها بسیار پرهزینه است. آن‌ها استفاده از پهپادهای اولیه جت مانند Tu-143 (Reys) را برای شناسایی مواضع توپخانه مجاهدین آغاز کردند. تجربه دشوار پیدا کردن دشمن در کوهستان، جرقه‌ای شد که ارتش روسیه بعدها اهمیت «چشم‌های بدون سرنشین» را درک کند، هرچند فروپاشی شوروی توسعه این بخش را سال‌ها به تأخیر انداخت.

جنگ افغانستان برای نیروی هوایی شوروی یک «آزمایشگاه بی‌رحم» بود. این جنگ توهم جنگ‌های کلاسیک و اتمی را از بین برد و نشان داد که آینده جنگ‌ها، نبردهای نامتقارن، چریکی و مبتنی بر اطلاعات دقیق است.

میراث فنی این جنگ (از فلرهای پیشرفته تا مخابرات ماهواره‌ای و زره‌های تیتانیومی) باعث شد تا روسیه مدرن، برخلاف شوروی سابق، تمرکز خود را از «تعداد زیاد سلاح» به «حفاظت از جان نیروها و دقت در عملیات» تغییر دهد. آناتومی هلیکوپترها و جنگنده‌هایی که امروز در آسمان روسیه پرواز می‌کنند، زخم‌خورده و تکامل‌یافته‌ در دره‌های پنجشیر و قندهار هستند.

نتیجه‌گیری

جنگشوروی
۰
۰
حسین
حسین
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید