ویرگول
ورودثبت نام
حسین
حسین
حسین
حسین
خواندن ۴ دقیقه·۱۳ روز پیش

تندروهای دیروز، دلسوزان صلح امروز!

این مقاله به بررسی یکی از تناقض‌های بزرگ تاریخی جریان چپ (که بعدها بدنه اصلی جبهه اصلاحات را تشکیل دادند) می‌پردازد: «افراط و تفریط در سیاست خارجی». جریانی که امروز شعار تنش‌زدایی و مذاکره می‌دهد، در بزنگاه‌های تاریخی خواستار خطرناک‌ترین جنگ‌ها بوده است.

تندروهای دیروز، دلسوزان صلح امروز!

چگونه رهبر انقلاب ایران را از دو «باتلاق جنگی» که اصلاح‌طلبان تجویز کرده بودند، نجات داد؟

تاریخ حافظه عجیبی دارد. جریانی که امروز خود را پرچمدار «صلح»، «گفت‌وگو» و «تنش‌زدایی با غرب» معرفی می‌کند و منتقدانش را به جنگ‌طلبی متهم می‌سازد، در کارنامه خود پیشنهاداتی دارد که اگر اجرایی می‌شد، ایران اکنون یا ویرانه‌ای شبیه عراق بود یا درگیر جنگی فرسایشی مانند افغانستان.

بررسی اسناد تاریخی نشان می‌دهد که در دو مقطع بسیار حساس (حمله آمریکا به عراق و تنش با طالبان)، این «جناح چپ و اصلاح‌طلب» بود که بر طبل جنگ می‌کوبید و این درایت و صبر استراتژیک رهبر انقلاب بود که کشور را از لبه پرتگاه بازگرداند.

پرده اول: وقتی صدام «خالد بن ولید» شد! (جنگ اول خلیج فارس - ۱۳۶۹)

زمانی که ارتش آمریکا برای بیرون راندن عراق از کویت به صدام حمله کرد، جناح چپ سنتی (که بعدها سازمان مجاهدین انقلاب و مجمع روحانیون مبارز و بدنه اصلاحات را شکل دادند) دچار یک خطای محاسباتی وحشتناک شد.

آن‌ها با نگاهی سطحی و احساسی، جنگ آمریکا با صدام را «جنگ اسلام و کفر» نامیدند. چهره‌های شاخص این جریان در مجلس سوم، صدام حسین (که هزاران جوان ایرانی را شهید کرده بود) را تطهیر کردند.

علی‌اکبر محتشمی‌پور (از چهره‌های برجسته این جریان) در نطق مجلس، صدام را «خالد بن ولید» زمان نامید و خواستار اتحاد ایران با صدام برای جنگ با آمریکا شد!

صادق خلخالی و دیگر همفکران این جریان، پیشنهاد دادند که ایران باید علیه آمریکا وارد جنگ شود و به صدام کمک کند.

نقش نجات‌بخش رهبری:

در میان این هیجانات کاذب که می‌توانست ایران را تنها دو سال پس از پایان جنگ تحمیلی، وارد یک نبرد ویرانگر با ائتلاف جهانی کند، آیت‌الله خامنه‌ای با یک تحلیل راهبردی عمیق، آب سردی بر آتش تندروی اصلاح‌طلبان ریختند.

ایشان با طرح دکترین «بی‌طرفی فعال» فرمودند: «این جنگ، جنگ دو گرگ درنده است (صدام و آمریکا) و ما طرف هیچ‌کدام را نمی‌گیریم.»

این تصمیم حکیمانه، ایران را از نابودی حتمی و شریک شدن در جنایات صدام نجات داد.

پرده دوم: فرمان حمله به افغانستان (شهادت دیپلمات‌ها - ۱۳۷۷)

در سال ۱۳۷۷، پس از حمله طالبان به کنسولگری ایران در مزارشریف و شهادت دیپلمات‌های ایرانی، دولت اصلاحات (دولت سید محمد خاتمی) حاکم بود. شورای عالی امنیت ملی که اکثریت آن در اختیار اصلاح‌طلبان بود، دچار خشم و هیجان شد.

به گواه اسناد و خاطرات، در شورای عالی امنیت ملیِ دولت اصلاحات، تصمیم به حمله نظامی تمام‌عیار به افغانستان تصویب شد. آن‌ها می‌خواستند ارتش و سپاه را وارد خاک افغانستان کنند تا انتقام بگیرند. برخی روزنامه‌های اصلاح‌طلب آن زمان نیز با تیترهای آتشین، خواهان برخورد سخت و ورود به باتلاق افغانستان بودند.

نقش نجات‌بخش رهبری:

این مصوبه برای اجرا نیاز به تایید فرمانده کل قوا داشت. رهبر انقلاب با قاطعیت با این مصوبه مخالفت کردند. استدلال ایشان این بود که ورود به خاک افغانستان، افتادن در تله‌ای است که دشمنان برای ایران پهن کرده‌اند تا ایران را وارد یک جنگ مذهبی (شیعه و سنی) و فرسایشی کنند.

ایشان جلوی اعزام نیرو را گرفتند و اجازه ندادند سربازان ایرانی در باتلاق افغانستان (که بعدها آمریکا و شوروی در آن غرق شدند) گرفتار شوند.

تحلیل: از تندروی تا وادادگی

این کارنامه نشان می‌دهد که جریان اصلاحات (چپ مدرن) فاقد یک «دستگاه محاسباتی ثابت» در امنیت ملی است.

۱. عجول و احساسی: در زمان لازم، هیجان‌زده می‌شوند و بدون در نظر گرفتن توان کشور، نسخه جنگ می‌پیچند (چه در حمایت از صدام، چه علیه طالبان).

۲. افراط و تفریط: کسانی که دیروز می‌خواستند با آمریکا بجنگند (به نفع صدام)، امروز برای یک عکس یادگاری با مقامات آمریکایی التماس می‌کنند. کسانی که دیروز می‌خواستند به افغانستان لشکرکشی کنند، امروز حضور مستشاری ایران در سوریه (که برای دور کردن خطر داعش بود) را نقد می‌کنند!

نتیجه‌گیری

اگر درایت و «نه» بزرگ رهبر انقلاب در این دو مقطع نبود، امروز تاریخ ایران به گونه‌ای دیگر نوشته می‌شد. شاید ایران هم‌سرنوشتِ عراق و افغانستان شده بود.

این بازخوانی تاریخی ثابت می‌کند که امنیت ملی، جای آزمون و خطای جریانات سیاسی هیجان‌زده نیست؛ بلکه نیازمند «حکمت» و «صبر استراتژیک» است که در طول دهه‌های گذشته، تنها در تصمیمات رهبری جلوه کرده است. اصلاح‌طلبانی که امروز ژست صلح‌طلبی می‌گیرند، باید پاسخ دهند که چرا در آن سال‌ها، نسخه جنگ و ویرانی برای ایران میپیچیدند؟

ویرانی برای ایران می‌پیچیدند؟

امنیت ملیحسن روحانیمذاکرهرازهای مذاکره
۳
۳
حسین
حسین
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید