
سفر به خاطرات بازیهای دهه شصت
دهه شصت برای ما، یعنی صدای فریادهای “بدو، بدو” در کوچهها، یعنی زانوهای زخمی، و عصرهایی که خورشید هنوز پایین نرفته بود و ما دلمان نمیخواست به خانه برگردیم. در دورانی که خبری از تبلت، کنسولهای بازی پیچیده و فضای مجازی نبود، “بازی” معنای واقعی خودش را داشت.
۱. بازیهای پرجنبوجوش (تحرکی)
این بازیها قلب تپنده کوچههای دهه شصت بودند.
هفتسنگ: پادشاه بازیهای گروهی. دو گروه، یک توپ تنیس (یا پلاستیکی) و هفت تکه سنگ صاف. هیجان چیدن سنگها در حالی که حریف سعی میکند شما را با توپ بزند، توصیفناپذیر بود.
گرگمبههوا: ساده، اما نفسگیر. کسی که “گرگ” بود باید به بقیه دست میزد. قانون نانوشتهای هم داشت: “گرگمبههوا، دنبالم نیا!”
استپهوایی: بازی که در آن توپ را به هوا پرتاب میکردیم و باید اسم یکی از بچهها را صدا میزدیم. او باید توپ را میگرفت و بقیه در جای خود “استپ” میکردند.

۲. بازیهای با ابزارهای ساده (خلاقیت در اوج)
ما با کمترین امکانات، دنیایی از سرگرمی میساختیم.
لیلی: کافی بود یک تکه گچ داشته باشیم تا روی آسفالت کوچه یا پیادهرو خانههای شمارهدار بکشیم. تعادل، دقت و پرش؛ همین بود تمام ابزارهای لازم.
طناببازی: بازی دختران و پسران در مدرسه و کوچه. مسابقات دو نفره یا دستهجمعی که با خواندن شعرهای کودکانه خاصی همراه بود.
تیلهبازی: برای پسرها، تیلهها حکم گنج را داشتند. بازی در حفرههای کوچک خاک و برنده شدن تیلههای بقیه، لذتی داشت که هیچ بازی کامپیوتری امروزی آن را ندارد.

۳. بازیهای فکری و خانگی (برای روزهای بارانی)
وقتی هوا اجازه بازی در کوچه را نمیداد، بازیها به داخل خانه میآمدند.
دوز: روی کاغذ یا حتی با سنگ و چوب در حیاط. یک بازی ساده که ذهن را به چالش میکشید.
منچ و ماروپله: بازیهای محبوب شبهای نشینی و مهمانیهای خانوادگی.
اسمفامیل: نیاز به چیزی جز کاغذ و خودکار نداشت. فرصتی برای رقابت در معلومات عمومی و کلکلهای دوستانه بر سرِ اینکه “آیا میشود با ‘ژ’ اسم شهر گفت یا نه!”.

۴. چرا بازیهای آن زمان متفاوت بود؟
اگر نگاهی به گذشته بیندازیم، تفاوت اصلی در “اجتماعی بودن” بازیها بود.
ارتباط انسانی: ما یاد میگرفتیم چطور با هم بحث کنیم، چطور تیم تشکیل دهیم و چطور شکست را بپذیریم.
خلاقیت: چون وسیله بازیِ آمادهای نبود، ما خودمان قوانینی میساختیم یا ابزارمان را (مثل تیرکمان یا فرفره) خودمان میساختیم.
فعالیت بدنی: تحرک در آن روزها بخش جداییناپذیر بازی بود.

۵. میراثی برای امروز
شاید امروز بچهها دنیای متفاوتی داشته باشند، اما هنوز هم مفاهیمی مثل دوستی، رقابت سالم و لذت بردن از لحظه در بازیها وجود دارد. شاید بد نباشد گاهی از دنیای مجازی بیرون بیاییم و یک دست “هفتسنگ” با بچهها یا دوستانمان بازی کنیم.