ویرگول
ورودثبت نام
مأوا
مأوا
مأوا
مأوا
خواندن ۲ دقیقه·۶ روز پیش

در سایه‌سارِریشه ها؛ نخل، روایتِ پیوندِ انسان و زمین در اثر مرادی کرمانی

بسم الله ارحمن الرحیم

«کَطَلْعِ النَّخِیلِ إِِذَا اسْتَسْلَمَ؛ مانند جوانه نخل، آنگاه که" به سوی آسمان" خم می‌شود.» سوره لقمان، آیه10

نخل در نگاه قرآن، نماد اصالت یک جنگاور است؛ گویی خداوند متعال نخل را آفرید تا به انسان بیاموزد "رشد کردن"، یعنی جنگیدن برای بقا؛ یعنی تقابل با سنگینیِ خاک برای رسیدن به شکوه آسمان برای نخل، و نبرد آدمی با سرنوشت در رینگ مسابقات زندگی؛ کشمکشی که در جوهر وجود هر موجود زنده ای نمایان و روشن است.

نویسنده در کتاب نخل، به زندگی پسری با نام « مراد » می پردازد؛ داستان او با واقعیت زندگی هر انسانِ آزاده و روشن فکری که رویاهایی ورای قو و قواره‌ی کوچک محیطش دارد، هم‌خوانی می‌کند و این دقیقا نقطه ی عطف رمان کوتاه نخل است.

من به تو ای صبح روشن، ایمان دارم..

مردم روستا با صدای خروس بیدار می‌شوند، نان می‌پزند، شیر گاو را می دوشندو روزشان را شب می‌کنند، آنها بی گمان قصد ندارند سوتِ پایان این چرخه بی پایان عادت ها را بزنند. آنها دیگر به دنبال تحول یا رویا نیستند، تنها در تلاش‌اند تا در این زندگی دوام بیاورند، همین و بس.. تا اینکه مراد به دنیا می‌آید و با آن کله‌داغ و رویاهای بزرگش، معادلات را بهم می‌ریزد. مراد که رویای دیدن درخت خرما را دارد، با روزنه امیدی که «خضر» در جانش می‌کارد، پا به میدانی می‌گذارد که یک طرفش اهالی روستا هستند. شاید خضر سوت شروع مبارزه را زد، اما بی درنگ، این مبارزه‌ی مراد برای به دست آوردن آروزیش بود، نه تغییر عقیده‌ها؛ او تنها می‌خواهد معنای زندگی را با لمسِ شکوهِ یک نخل، بازتعریف کند.

بحث اما بر سرِ واژه ها نیست؛ نخل حتی نماد هم نیست، او کارگردان زندگی مراد است. نخل هم مثل ما به تماشا می‌نشیند تا به چشم ببیند که تا چقدر مهم است انسان ریشه هایی عمیق از اصالت داشته باشد. به‌هر‌حال، همه چیز از یک جوانه‌ی کوچک و نونهال با ریشه هایی عمیق شروع می‌شود؛ همه چیز از خواستن و مفهوم «حسبنا الله و نعم الوکیل» آغاز می‌شود. شاید مراد هم در پستوی یکی از آن شب‌ها، که به تماشای ستارگان دراز می‌کشید، این را زمزمه کرده باشد. مراد آرزو کرد، رویا ساخت، مغموم و ناراحت شد، اما پا پس نکشید؛ و اگر دیگران دوام را به او یاد می‌دادند، او اما رشد را به آن ها آموخت.

کتاب «نخل» را بخوانید، کارگردان زندگی مراد، حالا شما را می‌بیند و با آن قامت بلندش، انتظار نشستن شما را بر روی شاخه‌هایش دارد.

«لَا تَفْنَعُوا بِالدُّونِ؛ به پستی و سادگی رویاها قانع نباشید.» امیرالمؤمنین

_مأوا

من

نخل
۳
۰
مأوا
مأوا
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید