ویرگول
ورودثبت نام
سهره
سهره
سهره
سهره
خواندن ۲ دقیقه·۸ ماه پیش

شانس یا تحقیق!

امروز داشتم قصه ی ورود به بازار خرمای یاور مشیر رو میخوندم. اینکه از کجا شروع کرده و الان کجاست.

اینو از توی حرفاش برداشتنم.
دو تا جمله ی دیگه هم یادداشت کردم.

" گاهی باید بازیگر سیستم باشی، تا وقتش که خودت بشی سیستم‌ساز."

"ساختن با چیزهایی که داریم، حتی جسورتر از خلق چیزیه که هنوز وجود نداره."

یه چیزی که مثل خوره همیشه مغزمو میخوره و باعث شده دست به خیلی کارها بزنم و تا الان اون کارها نگرفته همینه که من دوست دارم خلق کنم. باید یه کاری انجام بدم که خلق داشته باشه. با دستهای خودم یه کسب و کاری رو بسازم که بشه زندگی ای کاری ام.
چند تا ایده توی کله مه، اول سایت خشکبار بزنم و محصولات شهرمون رو بفروشم.

ایده ی بعدی هم اینه که برم همین سایت رو برای فروش چای بزنم.

باید همین روزا تصمیم ام رو بگیرم یکی شو انتخاب کنم. روزها داره میره و نمیخوام از دست بدم. بعدشم این فکر چند وقته توی کله ام هست. باید برم توی دلش ببینم میشه یا نه ولی از فکرم میره بیرون و اگه نشه جاشو به ایده های جدید میده حداقل


نیما اسماعیلی توی پادکست کار نکن میگفت دست به خیلی کارها زده ولی آخری ها دیگه میرفت تحقیقی میکرد کلی و میجورید ولی باز هم یه زمان هایی مشکلاتی که در ادامه پیش میاد رو نمیشه پشبینی کرد. و توی کاری رفته بود که فکرش رو هم نمی کرد که موفق بشه و الان براش خیلی خوب شده.

خلاصه نمیدونیم عنصر شانس رو بچسبیم یا عنصر تحقیق و رفتن توی دل کار!
یاورمشیر دومی بود. نیما اسملعیلی اولی!

باید بشینم بیزینس مدل بچینم برای هر دو و یه هزینه فایده کنم ببینم روی کاغذ چی در میاد! بعد بدم چند نفر نظر بدن روش!

پی نوشت: امروز یه کل کل ریز هم داشتم بابت حامی و مشاور!

خوابم میاد ...

تحقیقخلقشانسکسب و کار
۲
۰
سهره
سهره
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید