همیشه یکی از بزرگ ترین ترس هام ترس از بازخورد آدم هاست. مخصوصا افرادی که گذشته محو اما آنچنان جذابی از من در ذهنشون ندارن.
اما بی پرده دلتنگ ذوق اعلان جدیدم
ذوق هرروز کنار هم بودنه
جرعت حقیقت های هر تایم تو گروه واتساپ
دلتنگ انتشارات خودم و وایولت که داستانمون نصفه موند
دلتنگ پست پاک شده عشق و نفرت ک از بچه های همینجا به عنوان شخصیت ها استفاده شد
دلتنگ رفاقت پاکم با دیاکو و دوری تلخ
دلتنگ شوخی های پیدا شد عزیز! (دشمن دین..یادته؟)
دلتنگ بحث های بچه گونه ای که تو راه افتادنش نقش داشتم (نمیخوام بحثش رو بازش کنم)
دلتنگ حدس زدن اسم اصلی اسی!😂🚬
دلتنگ عمه مایا قشنگم
دلتنگ تلاش برای برگردوندن مسیح
دلتنگ نوشته های لیزارد
دلتنگ مامان ثمینم
و همه چیز هایی ک گذشت
اما تموم این سه سال به یادتون بودم و ارادتمند
خوشحال میشدم اگه برگشت خیلی هاتون رو میدیدم اما هرجا هستید خلاصه موفق باشیددد

