صبح زود که از مشهد راه افتادیم، حس میکردم قرار است سفری متفاوت را تجربه کنم. سفری از دشتهای خراسان به جنگلهای گلستان و بعد به سواحل مازندران. جاده را پشت سر میگذاشتم بعد از چند ساعت رانندگی و گذشتن از چند شهر وارد شهر فاروج شدیم. شهری که به آجیل و خشکبار خراسان معروف است.

بعد از خرید آجیل و خشکبار و تنقلات راهی جاده شدیم. بعد از تقریبا یک ساعت رانندگی به تفرجگاه بابا امان که در 5 کیلومتری بجنورد رسیدیم. بعد از نیم ساعت استراحت راه افتادیم تا به جنگلهای گلستان رسیدیم. جنگل گلستان یا پارک ملی گلستان یکی از زیباترین و ارزشمندترین مناطق طبیعی ایران است. این جنگل با درختان سربه فلک کشیده، رودخانههای زلال، آبشارهای دیدنی و تنوع کم نظیر گیاهی و جانوری از طبیعت را به نمایش میگذارد. ما در جنگل توقف کردیم و پس از صرف ناهار و استراحت یک ساعته به سمت رامیان حرکت کردیم. نرسیده به پلیس راه آزادشهر تابلوی شهر رامیان دیده میشود. از مشهد تا رامیان حدود 510 کیلومتر است. شهر رامیان یکی از مقاصد محبوب طبیعت گردی در شرق گلستان محسوب میشود. وارد رامیان که شدم با دیدن جنگلهای سرسبز انگار وارد دنیای دیگری شده بودم. هوای خنک، درختان بلند و سبزی بی پایان جنگلها خستگی راه را از تنم بیرون کرد. از میان شهر رامیان که گذشتم به دنبال تابلوی چشمه گل بودم. در مسیر از رهگذری پرسیدم و بالاخره به تابلوی چشمه گل رسیدم. هزینهای برای ورود خودرو پرداخت کردم. وارد چشمه گل که شدم اولین چیزی که توجهم را جلب کرد رنگ آب بود آبی تیره متمایل به سبز زمردی که در گاهی از اوقات آنقدر شفاف و زلال است که چشم را خیره میکند.

چشمه گل رامیان عمیقترین چشمه جهان است که عمقی حدود 80 متر دارد. که به گفته محلیها غواصها با لوازم غواصی هم جرات شنا در آن را ندارند. ریشه درختان زیر آب مثل باتلاق هر چیزی را به اعماق چشمه میبرد. بعد از دیدن چشمه و قدم زدن بین درختان بلوط نگاهی به اقامتگاه زیبا و جذاب آنجا انداختیم پس ار پرس و جو اتاقی برای ماندن شب انتخاب کردیم و شب را در آنجا سپری کردیم. شبی که در رامیان بودیم شبی بود که سکوت جنگل را با صدای پرندگان با هم داشت. شب به صاحب خانه گفتیم که برایمان شام آماده کند. شام را که خوردیم از خستگی خوابمان برد. صبح با صدای پرندگان بیدار شدیم و از دیدن آن منظره زیبا که مانند نقاشی بود لذت بردیم. دل کندن از آنجا برایمان سخت بود اما باید میرفتیم. صبحانه را در مسیر خوردیم و به سمت بابلسر راه افتادیم. مسیر رامیان به بابلسر خودش بخشی از زیبایی سفر بود. از میان جنگلها و شالیزارها و شهرهای سرسبز شمال گذشتیم و به بابلسر رسیدیم. وارد بابلسر که شدیم با دیدن اولین تابلوی دریا آن را دنبال کردیم و به ساحلی آرام و تمیز رسیدیم.


در آنجا هیچ کس نبود. ماشین را پارک کردیم و به لب ساحل رفتیم، پا در دریا گذاشتیم و پس از گرفتن عکس و استراحتی کوتاه داخل سایت جاجیگا دنبال سوئیت گشتیم. سوئیتی را نزدیک دریا پیدا کردیم وسوئیت را برای 2شب اجاره کردیم. از آنجا که سوئیت کنار دریا بود ما بیشتر وقت خود را لب ساحل گذراندیم.

روز سوم به دلیل طوفانی شدن دریا راهی مشهد شدیم.