
ملواری پریزاد؛ تعبیر شاعر یا باور مردمی؟
نگاهی تحلیلی به تفاوت روایتها در منظومههای کرمانج خراسان
در مقاله پیشین اشاره شد که در دیوان جعفرقلی زنگلی، ملواری با تعبیر «پریزاد» معرفی شده است. این واژه بهصراحت در متن شاعر آمده و از همین رو، مبنای پژوهش درباره جایگاه اسطورهای ملواری قرار گرفت.
اما در بررسی گستردهتر منظومهها و آهنگهای کرمانجی که توسط استاد کلیمالله توحدی در کتابهایشان گردآوری شده، با نمونههای فراوانی از ناپدید شدن، اسارت یا مرگ دختران و زنان روبهرو میشویم؛ از جمله در روایتهایی مانند «شاهسیارو کا گل من»، «الله مزار»، «لی یاری» و «خجی لوره».
در این منظومهها نیز شخصیتهای زن بهگونهای رازآلود از صحنه زندگی حذف میشوند؛ اما هیچیک با عنوان «پریزاد» توصیف نشدهاند. این تفاوت، پرسشی مهم را پیش میکشد:
چرا در میان این همه روایت اندوهبار، تنها ملواری با تعبیر «پریزاد» شناخته شده است؟
به نظر میرسد پاسخ را باید در جایگاه ویژه ملواری در شعر جعفرقلی جستوجو کرد. در آنجا، «پریزاد» بودن، نه یک گزارش تاریخی، بلکه یک تصویر شاعرانه است؛ تعبیری برای نشان دادن پاکی، دستنیافتنی بودن و رازآلودگی شخصیت. شاعر با این واژه، ملواری را از سطح یک دختر معمولی فراتر میبرد و او را به مرتبهای اسطورهای ارتقا میدهد.
در مقابل، دیگر منظومهها بیشتر بازتاب رویدادهای اجتماعی و تاریخیاند: یورشها، کوچهای اجباری، اسارتها و تعصبهای خانوادگی. در آنها عنصر ماورایی برجسته نشده، بلکه واقعیت تلخ زمانه روایت شده است.
بنابراین، اگر در آثار استاد توحدی تعبیر «پریزاد» درباره ملواری پذیرفته شده، این پذیرش در حقیقت وفاداری به متن دیوان جعفرقلی است، نه تعمیم یک باور به همه روایتهای مشابه.
از این منظر، ملواری در ادبیات کرمانج خراسان جایگاهی خاص دارد؛
او تنها یک شخصیت ناپدیدشده نیست، بلکه در زبان شاعر، به نمادی از زیبایی رازآلود و دستنیافتنی بدل شده است.
این تمایز، نشان میدهد که در ادبیات شفاهی و منظوم کرمانجی، باید میان «تصویر شاعرانه» و «روایت تاریخی» تفاوت قائل شد؛ هر ناپدید شدنی، پریزاد بودن نیست.
🖊 نویسنده:خداداد امیری امیری شاعر و نویسنده کرمانج
#کانال_خداداد_امیری_شاعر_و_نویسنده_کرمانج
🔸کانال خداداد امیری شاعر و نویسنده کرمانج
🆔
@khodadad_amiri 📖