رفتار خودآسیبرسان (Self-harm / NSSI) به هرگونه رفتار عمدی گفته میشود که فرد بدون قصد خودکشی، به بدن خود آسیب فیزیکی وارد میکند (مانند بریدن، سوزاندن، کوبیدن سر، یا خراشیدن شدید پوست). هدف اصلی این رفتار معمولاً تنظیم هیجان، کاهش تنش روانی، یا تأثیرگذاری بر محیط اجتماعی است، نه مرگ.
در روانشناسی رفتاری (بهویژه در تحلیل کارکردی)، تداوم رفتار خودآسیبرسان با چهار شیوه تقویت توضیح داده میشود. این الگوها نشان میدهند که چرا این رفتار دوباره تکرار میشود.
تعریف:
رفتار خودآسیبرسان باعث ایجاد یک تجربه درونی مطلوب میشود.
توضیح:
فرد پس از خودآسیبرسانی احساس آرامش، تسکین، یا «احساس زنده بودن» میکند. این احساس خوشایند، احتمال تکرار رفتار را افزایش میدهد.
مثال:
«وقتی خودم را میبرم، احساس میکنم آرام میشوم.»
تعریف:
رفتار باعث کاهش یا حذف یک حالت درونی ناخوشایند میشود.
توضیح:
خودآسیبرسانی تنش شدید، اضطراب، خشم، یا کرختی هیجانی را کاهش میدهد. حذف این حالت آزاردهنده نقش تقویتی دارد.
مثال:
«درد جسمی باعث میشود افکار آزاردهنده متوقف شوند.»
تعریف:
رفتار باعث دریافت پیامدهای مثبت اجتماعی میشود.
توضیح:
پس از خودآسیبرسانی، فرد ممکن است توجه، مراقبت، همدلی یا حمایت دیگران را دریافت کند و این پیامدها رفتار را تقویت میکنند.
مثال:
«وقتی دیگران زخمهایم را میبینند، بیشتر به من توجه میکنند.»
تعریف:
رفتار باعث حذف یا کاهش یک موقعیت اجتماعی ناخوشایند میشود.
توضیح:
خودآسیبرسانی ممکن است موجب توقف انتقاد، کاهش فشار انتظارات، یا اجتناب از یک موقعیت تنشزا شود.
مثال:
«بعد از این کار، دیگر کسی از من چیزی نمیخواهد.»
رفتار خودآسیبرسان میتواند از طریق:
ایجاد احساسات مطلوب
کاهش هیجانهای منفی
جلب توجه و حمایت
فرار از فشارهای اجتماعی