ویرگول
ورودثبت نام
zahraw
zahraw
zahraw
zahraw
خواندن ۲ دقیقه·۵ سال پیش

از عيد خوشم نمياد.

از عيد خوشم نمياد.

از نو شدن سال خوشم مياد از ديدن تغيير تو هوا و رفت و امد مردم و حتی از چيدن سفره هفت سين كيف ميكنم.

ولی اینکه مامانت یک سره اصرار میکنه که کی میخای ابرو هاتو برداری و ارایشگاه بری و دوستش که هر روز زنگ میزنه تا بیاد و موهاتو رنگ کنه و ناخوناتو ژلیش کنه و حتی خواهرت که تو سرت هی میگه لباس چی بپوشم .. واقعا رو مغزم میره.

پارسال تقریبا بهترین عید عمرم بود. نه عید دیدنی نه سفر به شهر مادری نه ارایش و لباس و کفش و کیف و رنگ موی نو..

همه چی خود خودم بود. شیرینی پختم، رقصیدم خندیدم و کل عید هر روز تو اتاق خودم از خواب پا شدم و تو محله خودم پیاده روی رفتم .

حتی از اینکه همه میخان بهت تبریک بگن و بیان ببیننت و دور هم باشیم رو درک نمیکنم.

بودن با آدما ( منظورم بیشتر خانوماس) باعث میشه خودم نباشم. یه سره باید بهشون جواب بدم که چرا آرایش نمیکنم، نمیخام بینیم رو عمل کنم یا رنگ موهام رو عوض کنم، حتی گاهی بهم لباس فروشی و حتی حراجی! معرفی میکنن که برم و لباس جدید بگیرم. با اب و تاب از دکتر لیزرشون و ناخون کارشون حرف میزنن و بهم چپ چپ نگاه میکنن. حتی گاهی مستقیم بهم میگن چقدر بچه شدی یا نمیخای یکم تغییر کنی؟بیا این رنگ مو رو ببین چقدر بهت میاد. در برابرشون هم کسایی هستن که وقتی هزار جور به خودشون و تیپشون رسیدن و حسابی جذاب شدن میان و از تیپ فلان دختر میگن که چطور بود و هفته بعد دختر خودشونو به همون شکل و ظاهر میبینی.

توی تمام جمع های فامیلی که میتونم به بابام یا آشپزخونه پناه میبرم. داوطلب میشم که ظرفا رو بشورم یا تو جمع مردای متاهل فقط شنونده باشم. اینکه یه عالمه ایده و یه عالمه تجربه توی اون جمع ها رد و بدل میشه واقعا جذبم میکنه. اینکه میتونم با تجربه ها و نظراتم جذاب باشم نه صرفا با رنگ مو و مدل لباسم. اینکه ادم هایی که اطرافم هستن به چیزی بیشتر از جلب توجه همسرشون و به چشمش اومدن هم فکر میکنن. اینکه این ادم ها پول در نمیارن که آرایشگرشون رو بهتر کنن یا لباس گرون تر بخرن. اهل سرمایه گذاری ان و سرشون درد میکنه برای ایده های جدید. آدم هایی ک مجبورم نمیکنن براشون دلیل تصمیماتم رو توضیح بدم و تو کارام دخالت نمیکنن چون براشون ارزشی نداره.

دوست دارم ساده باشم. خودم باشم. لباس گشاد و راحتم رو بپوشم و موهام رو توی کوتاه ترین حالت ممکن نگه دارم که نه تو صورتم بیاد و نه هر روز کلی رسیدگی لازم داشته باشه. ناخون هام رو کوتاه و مرتب کنم و کفش راحت و مناسبم رو بپوشم و هر روز برم تو جامعه. برم سر کار . برم دنبال یاد گرفتن و پیگیری ایده های جدید. با ادم ها راحت حرف بزنم و نخوام به این فکر کنم که بقیه این دفعه میخوان به چیم گیر بدن که خانومانه نیست.



۱
۰
zahraw
zahraw
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید