ویرگول
ورودثبت نام
اروماچان
اروماچانقرار باهم کلی داستان،ژاپنی داشته باشیم
اروماچان
اروماچان
خواندن ۱ دقیقه·۹ روز پیش

اولین دوست من

یه روز یه دختر بود که یه خرس کیوت داشت🐻

اون خرس رنگ قهوه ای بود و حدودا سی سانت بود

اسمی نداشت و دختر اونو"خرسی💗"صدا یه روز که دختر کوچولو خواب بود🍒خرسی آروم و بی سرو صدا از توی تخت خواب کوچولویی🛏که دختر براش خریده بیرون اومد⚘رفت به سمت در و اونو باز کرد و به سمت جنگل حرکت کرد🌲اون ناراحت داشت به آسمون نگاه میکرد که یه چیز پر نورد دید🎑

اون خیلی میدرخشید و زیبا بود🎀

خرسی اونو دوست داشت و به سمتش راه افتاد🌾اما جالب اینجا بود که اون چیز روشنم بهش نزدیک میشد🐚

به سمتش رفت و اون چیز نورانی توی دستاش نشست

خرسی با شوق +میشه دوست من بشی🎈

_آره

+ا.....اسمت چیه؟

_ماه اسممه💟

+اسمم منم خرسیه🙂

_میشه من به اسم دیگه صدات کنم؟🍉

+باشه ولی منم میخوام به تو بگم "مونی🍦"

_باشه منم به تو میگم "تدی🌏"

خرسی دست کوچولوشو به سمت مونی گرفت و گفت

"ازت ممنونم که اولین دوستم شدی🌈"

پایان😊نظر یادتون نره

۲
۰
اروماچان
اروماچان
قرار باهم کلی داستان،ژاپنی داشته باشیم
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید