یوکو دختری که وظیت مالی خوبی نداشت اون از بچگی می رفت و زمین هارو می کند و می گفت«الان کلی سکه پیدا می کنم»
اون رو مسخره می کردن می گفتن این دختر فکر میکنه می تواند کلی سکه پیدا کنه سال ها میگذره و یو کو به کار خودش ادامه میده بقیه هم در دل می خندیدن اما اون تسلیم نمی شد اما یک روز یوکو مثل همیشه میره که گنج پیدا کنه اما این دور فرق داشت اون توی زمین یک جعبهای پیدا کرد و داخلش پر از سکه بود اون شاد شد و به همه مردم اعلام کرد مردم باورشون نمی شد و تصمیم گرفتن که کسی رو کوچک نشمورن و برای هدفشون تلاش کنندن
