ویرگول
ورودثبت نام
منادی الحق
منادی الحق
منادی الحق
منادی الحق
خواندن ۲ دقیقه·۷ ماه پیش

جهنمی از سردرگمی

به خیالم که زندگی از این سخت تر نمیشود ولی شد ،لگدمال میان آدم ها
در لحظاتی به درماندگی تراژدی های یونان به سر میبرم، من هم در این لحظات به کور سوی امیدی سر به آسمان گرفته ام منتظرم نوری در لابه لای ابر ها به رویم بتابد چه منظره خوبی .
تقلاهایم به تشابه ((بر روی ریسمانی پاره و قدیمی میان دره ای جهنمی باشد )).
وقتی وجدان سنگینی داشته باشی خیال میکنی تلاش هایت ناچیزند، کاش مانند ابر دیکتاتور ها وجدانی سبک داشتم در برابر مرگ و کلک خودرا میکندم .
زندگی خیلی پیچیده است و هنر و مهارت میخواهد شاید بتوان آن را به بازی های فکری ربط داد. فلاسفه تاکنون قدم های در راه فهم و درک زندگی برداشته اند  اما فکر نکنم شما اگزستیالیست و یا عقده ادیپ در زندگیتان به دردتان خورده باشد ؟؟
و یا مکاتب سیاسی دردی را از کسی درمان نکرده اند گاهی زندگی را آسوده و گاهی با قوانینش سخت کرده اند همین .
تنها معنای زندگی که من میشناسم در سخت ترین و بدترین حالت، عصبی ترین و بدتینت ترین های زندگی ربط پیدا میکند. آیا قراردادی فلسفی هم در این موارد وجود دارد؟ چه باید کرد تاب آوردش؟ یا شرارت کرد ؟ 
حالتی که نمیتوان کاریش کرد
خفیف ترین حملات، نزول ایمان، کنکاش خود به مثابه گناه، میل به کشتن، سرنگونی بقا و یک راه حل کوتاه مدت برای ناتوانی
نا امیدی ها و شکست ها انقدر که میگویند بد نیست من که این چیزهارا دوست دارم انسان میتواند خودش را ببیند و به درونش پی ببرد، راه جهنم با نیت های خوب سنگفرش شده اند
جهنم شاید آن چیزی نباشد که ما فکرش را میکنیم
بنمایه زمینی هم دارد در خشم و نفرت خود سوختن ،توهم به بهشت رفتن را در سر خود پروراندن و شکنجه های که بلای جان و روح ماست و خدایی که مارا میانه یک گداخته رها کرده است خدای که نه مارا میخواهد دیگر ن میداند با ما چه کند، بعد جریان سیب آدم و حوا ،خدا دیگر از ما چشم پوشید .
و ما ؛بازیگران بی شرمی هستیم در سرای که .....تماشاخانه استای است

معنای زندگی
۲
۱
منادی الحق
منادی الحق
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید