اون به درک نیاز داره همین!

_میتونی بگی چرا اومدی اینجا؟

+تو که میدونی چرا این جام.پس‌چرا میپرسی؟

_میخوام از زبونِ خودت بشنوم.

+خب،چون سرِ کلاس گریه کردم و بچه ها عین جن زده ها نگاهم کردن.

_مطمئنی برای همین اینجایی؟

+امتحانامو خراب کردم.

_برای امتحاناتِت اینجایی

+یعنی نمره ی بدِ من از گریه کردَنَم مهمتره؟

_این بخاطرِ بلوغه،هورمون هات.پیش میاد این چیزِ خیلی معمولی هست.

پوزخندی زد و به پنجره ی پشتِ مشاور نگاه کرد.انگار دوست داشت زلزله یا سیل بیاید و یا حتی بُمبی منفجر شود و او و مشاور به یادها بِپِیوَندَند.

تمام کمکی که مشاور مدرسه میکرد این بود که در جواب بیشتر مشکلات بچه ها بگوید به خاطر سِنَت است.

_چرا نمره ی ریاضیت کم شده؟

دنبال جواب بود.تصمیم گرفت حقیقت را بگوید.

+چون ۳ ساعت درس خونده بودم ولی سر جلسه استرس گرفتم.

_استرس؟ها ه

و پوزخندی حرص دراور زد.

_چرا همیشه استرس داری؟

+چون باعث و بانی ش شمایین!

_تو یک فرد پرخاشگری

توی ذهنش با ۷ روشِ سامورایی مشاور را به ۷ قسمت غیر مساوی تقسیم کرد.

وسایل توی اتاق را دید،شاید میتوانست در واقعیت هم اورا بکشد ولی بعدش چه میشد؟

_هی سارا،با توعَم!

+نشنیدم.

_روزانه چقدر درس میخونی؟

+اگه امتحان داشته باشم درس می خونم و بستگی داره.

_ببینم میدونی وضع درست چقدر داغونه؟با این روش پیش بری هیچی نمیشی!

+شما برگه ی مصاحبه ی منو دیدید؟

_خب که چی؟

+دیدید میخوام چیکاره بشم؟

_چرا مگه نمیخوای دُکتُ.....

+نه!مشخصا نه!

+میخوام نوازنده بشم.چرا فکر میکنی هرکسی تو این مدرسه درس میخونه باید دکتر مهندس بشه ها؟!

+مگه فقط درصورتی که دکتر مهندس بشیم ،یه آدم محسوب میشیم؟!

_یادت رفته داری با کی حرف میزنی،نه؟

او عصبانی بود،حق داشت.میتوانست آن مشاور کوفتی را بکشد ولی این روش خوبی نبود.

چند نفس عمیق کشید.سرش را پایینی انداخت .

+من فقط میخوام که منو درک بکنی همین!

مشاور لیوانی آب به دست او داد.

_خب هر دومون زیاده روی کردیم.ببخشید

زیر لب گفت:

+ببخشید ولی بجای اینکه وضعیت منو درک بکنی بهم استرس وارد میکنی،چیزِ کمی نیست!

مشاور واقعا حرصش گرفته بود ،سارا راست میگفت.



پی نوشت:با تشکر از اینکه خوندید.ایده ش خیلی درخشان بود بعد گند زدم توش.

پی نوشت:قرار بود مشاور رو بکشم ولی گفتم آینده ی سارا خراب میشه گناه داره.تازه یه داستان نوشتم که آدم میکشن.

با تشکر فراوان از اینکه تا به اینجا همراهِ ما بودید.

.....
.....