این احتمالا عجیب ترین چیزی است که امروز میشنوید.
به نام خدا
هر وقت به کسی میگویم مترجم زبان اشاره هستم، معمولاً بعد از چند سؤال تکراری به این سؤال میرسیم:
«خب زبان اشاره که جهانیه دیگه؟»
و هر بار مجبور میشوم با نهایت آرامش بگویم:
«نه!»😊
بعد معمولاً طرف مقابل چند ثانیه به من خیره میشود، انگار همین الان فهمیده زمین گرد است!🤭
اما بیایید با هم جلو برویم.
اول یک سؤال:
زبان گفتاری مردم آمریکا و انگلستان چیست؟
معلوم است؛ انگلیسی.🧐
حالا سؤال دوم:
زبان اشاره ناشنوایان آمریکا و انگلستان چیست؟🫤
اگر گفتید «خب همان انگلیسیِ اشارهای!» باید بگویم نه!
اینجا تازه داستان جالب میشود.🤔
زبان اشاره آمریکایی و زبان اشاره بریتانیایی دو زبان کاملاً متفاوت هستند. نه فقط چند اشاره متفاوت؛ بلکه دستور زبان، ساختار جملهها و حتی واژگانشان هم فرق میکند.
یعنی ممکن است دو نفر از آمریکا و انگلستان هر دو انگلیسی صحبت کنند، اما وقتی بخواهند با زبان اشاره حرف بزنند، حرف همدیگر را متوجه نشوند!
عجیب بود؟😁
صبر کنید، تازه به بخش جذابش نرسیدهایم.😉
برگردیم به ایران.🇮🇷
ما در کشورمان اقوام مختلفی داریم؛ ترک، کرد، لر، بلوچ، عرب و خیلیهای دیگر.
یک کودک ترکزبان که در خانوادهای ترک بزرگ میشود، احتمالاً زبان اولش ترکی است.
اما وقتی وارد جامعه میشود، مدرسه میرود یا به شهر دیگری سفر میکند، معمولاً فارسی را هم یاد میگیرد.
در نتیجه خیلی از افراد این جوامع عملاً دوزبانه هستند.✌️
تا اینجای داستان چیز عجیبی نیست.
اما حالا تصور کنید یک ناشنوای ترکزبان از شهر خودش به تهران سفر کند و بخواهد با یک ناشنوای تهرانی ارتباط برقرار کند.
فکر میکنید چه اتفاقی میافتد؟
آیا مثل یک فرد شنوا مجبور است زبان جدیدی یاد بگیرد؟
جالب است بدانید معمولاً نه!❌️
آنها اغلب بهخوبی همدیگر را متوجه میشوند.
البته نه کاملاً یکسان.
بلکه چیزی شبیه لهجه.✅️
درست همانطور که وقتی یک اصفهانی یا شیرازی صحبت میکند، ما متوجه حرفش میشویم اما میفهمیم اهل شهر دیگری است.
در زبان اشاره هم همین اتفاق میافتد.
بعضی نشانهها، بعضی شیوههای بیان یا بعضی انتخابهای واژگانی ممکن است محلی باشند، اما ارتباط همچنان برقرار است.
پس زبان اشاره هم میتواند لهجه و گویش داشته باشد.
و حالا برسیم به یکی دیگر از سوءتفاهمهای محبوب.
خیلیها فکر میکنند ناشنوایان فارسی را با دستهایشان اجرا میکنند.
یعنی ما یک جمله فارسی را برمیداریم و کلمه به کلمه تبدیلش میکنیم به اشاره.
باز هم باید بگویم:
«خیر!»🤭
زبان اشاره ایرانی یا اشارانی دستور زبان خودش را دارد.
اجازه بدهید با یک مثال توضیح بدهم.
فرض کنید ده تا مکعب اسباببازی دارید.
ما شنواها معمولاً این مکعبها را به صورت یک خط کنار هم میچینیم.
مثلاً:
«من + به + خانه + میروم»
اما در زبان اشاره داستان کمی متفاوت است.
ناشنوایان فقط از یک خط استفاده نمیکنند؛ آنها از فضا استفاده میکنند.
از جهت نگاه.
از حرکت بدن.
از موقعیت دستها.
از حالت صورت.
از فاصلهها.
انگار به جای چیدن مکعبها روی زمین، آنها را در یک فضای سهبعدی میچینند.
برای همین است که بعضی چیزها که در زبان فارسی با حروف اضافه و ربط بیان میشوند، در زبان اشاره اصلاً نیازی به کلمه ندارند.
مثلاً در جمله «من به خانه میروم»، مفهوم «به» میتواند در حرکت بدن یا جهت حرکت دستها وجود داشته باشد.
یعنی بخشی از معنی جمله داخل خودِ فضا پنهان شده است.
در واقع ناشنوایان فقط با دستهایشان صحبت نمیکنند.
آنها با دستها، صورت، بدن و تمام فضای اطرافشان جمله میسازند.
شاید به همین دلیل باشد که هر بار کسی از من میپرسد:
«زبان اشاره جهانیه دیگه؟»
لبخند میزنم.( و مثل استاد شیپو که پلک سمت چپ چشمش درحال پریدن است و دو دست رو به صورت یوگا بالا آورده میگم: عااارااامش!)
چون میدانم پشت همین یک سوال ساده، دنیایی از زبان ها، لهجه ها، فرهنگ ها و دستور زبان های متفاوت پنهان شده است.
