ویرگول
ورودثبت نام
Bitz
Bitzنویسنده
Bitz
Bitz
خواندن ۱ دقیقه·۱ ماه پیش

مَنِ واقعی‌.

حرف هایی به من زده میشه که گاها حقیقت ندارن و صرفا نقابی هستن که من جلوی دیگران از اون ها استفاده میکنم.

وقتی بهم میگن بیشتر از سنت میفهمی ؛ در واقع دارم تروما هام رو در قالب بزرگ بودن مخفی میکنم.

وقتی بهم میگن چقدر با جنبه ای ؛ گاها دارم ناراحتی خودم رو پشت نقابِ جنبه قایم میکنم.

وقتی ظاهرم رو مسخره میکنن ؛ دل شکستگیم رو پشت لبخند و همراهی کردن باهاشون مخفی میکنم.

اما خب؛ چیزی نمونده که نقاب ها دونه دونه بشکنن و صورت واقعی همه چیز مشخص بشه.

احتمالا اون موقع همه قراره شوکه بشن؛ بهم بگن بی جنبه؛ داشتیم باهات شوخی میکردیم؛ چرا انقدر زود همه چیز رو به خودت میگیری؟

قراره جوری رفتار کنن که انگار من مقصر همه چیزم.

هیچ کس قرار نیست تحمل کردن های من و اذیت شدن توی جمع دوستام رو به یاد بیاره؛ همه فقط روی عصبانی دیگران رو میبینن اما هیچ وقت از خودشون نمی‌پرسن دلیل این عصبانیت چیه.

و راستش؛ من دیگه خسته شدم.

خسته تر از اون چیزی که کسی بتونه تصور کنه.

اره میدونم خواننده ی عزیزم ؛ احتمالا الان داری با خودت فکر میکنی که این دختر چقدر افسرده و بیچارست....

باور کن هرروز خودم هم به خودم همین رو میگم.

تو چی؟ تو وقتی جلوی آینه وایسادی به خودت چی میگی؟

بگذریم؛ زیادی حرف زدم‌.

مواظب خودت باش و زنده بمون.

"خسته"

ویرگول
۲۰
۰
Bitz
Bitz
نویسنده
شاید از این پست‌ها خوشتان بیاید